خبرنامه سیاسی ؛فرهنگي واجتماعی

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ خبرنامه سیاسی ؛فرهنگي واجتماعی خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

در نرم‌افزار تلگرام می‌توانید به افرادی که شماره تلفن همراه شما را در گوشی خود ذخیره ندارند هم پیام بفرستید. هنگامی که شما این کار را انجام می‌دهید، پیام شما به همراه دو گزینه Add Contact و Report Spam و یا در نسخه PC با گزینه‌های Report Spam و Hide به طرف مقابل نمایش داده می‌شود که مخاطب می‌تواند بسته به تصمیمی که در آن لحظه می‌گیرد، پیام شما را اسپم گزارش کند.

 
اکانت تلگرام خود را از حالت Report Spam خارج کنید + آموزش
 
کافی است این عمل گزارش شدن شما به عنوان Spam از جانب چند فرد مختلف صورت بگیرد، آنگاه تلگرام حساب کاربری شما را به عنوان یک استفاده‌ کننده غیرمعمول در سرورهای خود ثبت می‌کند.
 
اکانت تلگرام خود را از حالت Report Spam خارج کنید + آموزش
 
در ابتدای راه‌اندازی این گزینه و این سرویس، شرکت تلگرام با در نظر گرفتن یک ایمیل به آدرس spam@telegram.org از کسانی که گمان می‌کردند به اشتباه حسابشان اسپم شده می‌خواست تا با موضوع Spam یک ایمیل حاوی شماره تلگرام اسپم شده به آن ارسال کنند تا بعد از بررسی، شماره درخواست‌کننده را از لیست سیاه ریپورت اسپم شدگان خارج کند. اما گویی اخیرا حجم این ایمیل‌ها چنان زیاد شده که شرکت تلگرام دیگر تمایلی به پاسخگویی به این ایمیل‌ها ندارد.
 
اکانت تلگرام خود را از حالت Report Spam خارج کنید + آموزش
 
برای رفع مشکل، لازم است ابتدا ایمیل حاوی درخواست خروج از حالت اسپم را برای تلگرام فرستاده باشید ، سپس شما می‌بایست از 10 تا 15 نفر از کسانی که مطمئن هستید شماره شما را در گوشی خود ذخیره ندارند و شما هم متقابلا شماره آن افراد را در گوشی خود ندارید، درخواست کنید که حداقل 10 پیام یا استیکر برایتان ارسال کنند. شاید با خود بگویید اصل مشکل همین‌جاست که من نمی‌توانم به این افراد پیغام بفرستم. بله کاملا حق با شماست ولی حتما در گروه‌هایی فعالیت دارید که ممکن است برخی از اعضای گروه شماره شما را نداشته باشند و شما هم شماره این دوستان را نداشته باشید. شما می‌توانید با ارسال یک پیام در گروه، از اعضا بخواهید که یاری‌ تان کنند و یا می‌توانید از دوستانتان بخواهید که از دوستانشان که شماره شما را ندارند و شما هم شماره آن‌ها را ندارید، بخواهند که برایتان حداقل 10 پیام یا استیکر بفرستند.
بعد از کامل شدن این مرحله و ارسال این پیام‌ها نوبت شماست که کار اصلی را انجام دهید. کار اصلی که شما باید در این مرحله انجام دهید، صبر است. می‌بایست به مدت 4 تا 7 روز به هیچ عنوان این پیام‌هایی که برایتان فرستاده شده را باز نکنید. باز هم تاکید می‌کنیم، به هیچ عنوان پیام‌هایی که به خاطر خارج شدن از حالت اسپم Spam دریافت کرده‌اید را نباید باز کنید و ببینید.
 
در طول این مدت 4 تا 7 روزه شما می‌توانید به فعالیت عادی خود در گروه‌ها و گفتگو با کسانی که قبلا با آن‌ها در ارتباط بودید ادامه دهید ولی این را هم مد نظر داشته باشید که در همین مدت، نباید به شخص یا اشخاصی که شماره شما را در گوشی خود ذخیره ندارند هیچ پیغامی بفرستید.در نهایت اکانت شما بعد از گذشت این مدت از حالت ریپورت اسپم (Report Spam) خارج خواهد شد.

[ دوشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۴ ] [ 22:50 ] [ کارشناس ]

[ ]

از انسان، خودرو و جاده به عنوان مثلث تلفات رانندگی یاد می‌کنند؛ مثلثی که سبب می‌شود هر سال حدود 20 هزار نفر در جاده‌های کشور جان خود را از دست بدهند. در این میان کارشناسان بیشتر به نقش انسان می‌پردازند، اما به نظر می‌رسد برای کاهش آمار جانباختگان حوادث ترافیکی باید به این سه عامل توجه ویژه‌ای داشت. در این گزارش به جاده‌های پرحادثه کشور و نقش آنها در تصادفات رانندگی پرداخته‌ایم.

دسترسی به جاده‌های استاندارد و ایمن را باید حق طبیعی هر شهروندی دانست، زیرا شرایط حمل و نقل هوایی، ریلی و دریایی در کشورمان سبب شده دست‌کم بیش از 90 درصد از شهروندان نیازهای خود را در زمینه حمل و نقل از طریق جاده‌ای برآورده کنند، اما برخلاف این نیاز مبرم، استاندارد‌ها در حوزه راه به شکل مناسبی رعایت نمی‌شود. به همین علت نقش جاده به عنوان یکی از متهمان اصلی مرگ و میر شهروندان در حوادث ترافیکی جدی‌تر باید گرفته شود.هرچند در سال‌های اخیر تلاش‌هایی برای بهبود شرایط جاده‌های کشور شده، اما چون چنین فعالیت‌هایی خیلی کند دنبال می‌شود نتوانسته تاثیر چندانی در برطرف شدن نیاز شهروندان داشته باشد.


2 ویژگی راه مطلوب
کارشناسان معتقدند راه استاندارد باید دست‌کم دو ویژگی داشته باشد؛ یعنی خودمعرف بوده و از بخشندگی برخوردار باشد. به عبارت دیگر تابلو، علائم، خطوط و نقوش در راه باید به گونه‌ای در نظر گرفته شود که مسافر بتواند مسیرش را به‌راحتی مشخص کند و از شرایط پیش روی خود در مسیر آگاه شود. به نظر می‌رسد بخشندگی راه را نیز به این شکل باید در نظر گرفت که جاده به صورتی ایمن‌سازی شود که اگر راننده‌ای مرتکب اشتباه شد، غفلت او به مرگش ختم نشود.اما گزارش‌هایی که پزشک قانونی از آمار مرگ و میر حوادث رانندگی منتشر می‌کند، گواهی است بر این که هنوز عواملی مانند جاده، خودرو و خطای انسانی در مرگ شهروندان کماکان به قوت خود باقی است.

جاده‌های پر حادثه ایران

براساس عملیاتی که سازمان امداد و نجات کشور در جاده‌ها انجام داده، می‌توان فهرست پرحادثه‌ترین جاده‌ها را به دست آورد. در این فهرست نام جاده‌های اصفهان، مازندران، خراسان رضوی و فارس به چشم می‌خورد. به نظر کارشناسان جاده‌های اصفهان، خراسان رضوی و فارس به دلیل کفی و یکنواخت بودن، بیشترین حادثه‌ها را به خود اختصاص داده‌اند چون در این جاده‌ها خستگی رانندگان، مقدمه حادثه را رقم می‌زند و بیشتر شهروندان به دلیل واژگونی خودرو آسیب می‌بینند، بنابراین باید به رانندگان هشدار داد هنگام رانندگی در چنین جاده‌هایی دست‌کم هر دو ساعت یکبار چند دقیقه‌ای استراحت کنند. به نظر می‌رسد درباره جاده مازندران نیز باید یاد‌آور شد مارپیچ‌بودن این مسیر و توجه نکردن رانندگان به رعایت سرعت مطمئنه، شرایط را برای بروز تصادف و حادثه فراهم می‌کند. برخی کارشناسان نیز معتقدند جاده چالوس و محور‌های نجف‌آباد ـ اصفهان، سیرجان ـ بندرعباس، بندرعباس ـ لار و تهران ـ مشهد را باید در فهرست پرحادثه‌ترین جاده‌های کشور قرار داد.

حوادث در جاده پزشکی قانونی
برای پی بردن به خطرناک بودن جاده‌های کشورمان می‌توان به گزارش‌های سازمان پزشکی قانونی نیز استناد کرد. براساس گزارشی که این سازمان از هشت ماهه ابتدایی سال منتشر کرده در این مدت 11 هزار و 866 نفر در حوادث رانندگی کشور کشته شده‌اند، هرچند آمار جانباختگان نسبت به مدت مشابه سال گذشته 7/2 درصد کاهش داشته، اما تعداد مجروحان حوادث ترافیکی کشور 2/1 درصد افزایش داشته و به عدد 219 هزار و 749 نفر رسیده است.

در این میان با مرور پنج استانی که بیشترین آمار کشته‌شدگان را در این مدت به خود اختصاص داده‌ می‌توان به وضع جاده‌ها و میزان تردد شهروندان پی برد. در هشت ماهه ابتدایی سال، استان فارس با 1004 نفر کشته در جایگاه اول قرار دارد، هرچند آمار این استان نسبت به مدت مشابه سال گذشته 6/3 درصد کاهش داشته است. پس از فارس، نوبت به خراسان رضوی می‌رسد که در این مدت تعداد کشته‌های حوادث رانندگی‌اش 987 نفر گزارش شده و برابر آمار تعداد کشته‌شدگان نسبت به مدت مشابه سال گذشته 3/5 درصد افزایش داشته است. استان تهران نیز با 848 نفر کشته در جایگاه سوم قرار می‌گیرد. براساس گزارش پزشکی قانونی، آمار این استان نیز نسبت به سال گذشته 2/8 درصد کاهش نشان می‌دهد. در استان اصفهان نیز در هشت ماه گذشته 769 نفر در حوادث رانندگی کشته شده‌اند و این آمار نسبت به مدت مشابه سال گذشته 4/4 درصد کاهش نشان می‌دهد. کرمان نیز با 701 نفر جان باخته در حوادث رانندگی در جایگاه پنجم قرار می‌گیرد. آمار این استان نیز نسبت به مدت مشابه سال گذشته 5/7 درصد افزایش داشته است. براساس گزارش پزشکی قانونی مازندران نیز جاده هراز یکی از پرحادثه‌ترین جاده‌های کشور است که در فاصله سال‌های 85 تا 93 شاهد مرگ 570 نفر بوده و در این میان سال 92 با 78 کشته رکورددار است.

نگهداری از راه فراموش شده
کارشناسان معتقدند برای حفظ ایمنی جاده‌ها باید 6 درصد ارزش راه را هر سال برای نگهداری از آن در نظر گرفت. باید یادآور شد کشورهای پیشرفته چنین استانداردی را رعایت می‌کنند و در کشورهای در حال توسعه نیز 4 درصد ارزش راه را برای نگهداری از آن اختصاص می‌دهند، اما در کشورهایی که در گروه جهان سوم قرار می‌گیرند این سهم به 2 درصد می‌رسد.

در کشورمان نیم درصد ارزش راه را نیز برای نگهداری از آن هزینه نمی‌کنند.با اینکه سال هاست سازو کار ایمن سازی جاده‌ها در برابر ریزش کوه یا بهمن مشخص شده، اما همچنان تعدادی از مسافران در کشور به این دلیل جان خود را از دست می‌دهند.در دولت گذشته تمام اعتباری که به ایمنی راه‌ها اختصاص پیدا کرده بود برابر با 8 میلیارد تومان می‌شد. جالب است بدانید در آن سال خط کشی راه‌های شریانی کشور فقط 120 میلیارد تومان اعتبار لازم داشت.

آمار در حوزه راه
براساس آمار سال گذشته در کشورمان 85 هزار و 893 کیلومتر راه تحت حوزه استحفاظی وزارت راه و شهرسازی است. دراین میان 2401 کیلومتر آزادراه، 14 هزار و 488 کیلومتر بزرگراه و 248 هزار و 86 کیلومتر نیز راه اصلی است. طول تونل‌های موجود در کشور نیز 142 کیلومتر برآورد می‌شود. علاوه بر این، تعداد پل‌های دارای روشنایی نیز 407 هزار دستگاه تخمین زده می‌شود. این در حالی است که سال گذشته 567 نقطه و تقاطع پرحادثه نیز در جاده‌های کشور رفع شده و 5011 کیلومتر نیز عملیات بهسازی و روکش آسفالت جاده‌ای صورت گرفته است.

با توجه به وسعت کشور اکنون حدود 230 هزار کیلومتر راه در کشور وجود دارد که برای نگهداری و ارتقای ایمنی آنها به هزینه‌های کلان و اعتبار ویژه نیز داریم.ضعف‌هایی در حوزه راه وجود دارد که در شهر و خارج از آن برای کاربران مشکلاتی ایجاد کرده است. به عنوان نمونه در شهرها گره‌های ترافیکی وجود دارد یا خارج از شهر نیز نقاط حادثه‌خیز، ایمنی شهروندان را به خطر می‌اندازد.

متولیان جاده‌های کشور باید پاسخ بدهند چه درصدی از استاندارد و ضوابط مشخص شده مربوط به روش‌های طراحی، ساخت، نگهداری و بهره‌برداری از جاده‌ها در کشور رعایت می‌شود یا آیا قادر هستیم بزرگراهی بسازیم که پس از دو سال دچار مشکل نشود، یعنی دست‌کم چاله‌ای در آن به وجود نیاید؟ برای پی‌بردن به وضع جاده‌های کشور به پژوهش نیازی نیست؛ برای نمونه در بازدید از اتوبانی مانند تهران ـ قم افراد غیرمتخصص نیز متوجه می‌شوند گاردریل‌های آن تراز نیست.با توجه به اظهارنظرهای کارشناسان و گزارش‌های پزشکی قانونی می‌توان نتیجه گرفت برخلاف نیاز شدید شهروندان به جاده‌های استاندارد تاکنون اراده‌ای قوی برای بهبود شرایط جاده‌های کشور میان متولیان دیده نشده، چون در غیر این صورت باید اعتبارات بیشتری به این حوزه اختصاص پیدا کند.

[ جمعه بیست و پنجم دی ۱۳۹۴ ] [ 22:47 ] [ کارشناس ]

[ ]

رعایت اخلاق انتخاباتی بایسته ای اساسی در روند برگزاری انتخابات نظام های مردمسالار است؛ بایسته ای که بی توجهی به آن فضای سیاسی را از سلامت دور می دارد و با تضعیف انگیزه های مشارکت، به آسیبی چون بی اعتمادی سیاسی دامن می زند.چند ماه دیگر انتخابات مجلس خبرگان و شورای اسلامی برگزار می شود. پرسشی که امروز به عنوان یکی از دغدغه های مهم برای نخبگان و نیز عموم مردم مطرح می شود توجه به مساله اخلاق انتخاباتی و رعایت اصول اخلاقی در فرایند انتخابات است.

در این نکته شکی نیست که برگزاری انتخابات پرشور افزون بر انگیزه های سازنده مشارکت بیشینه نیازمند رعایت اخلاق و احترام به سلیقه های متفاوت است. هر چند نظام های مردمسالار فضای رقابت را برای جریان های سیاسی مهیا می کنند اما نباید این فضای رقابتی به عرصه بروز بداخلاقی هایی همچون تخریب، تحقیر، توهین و بهتان نسبت به رقیب تبدیل شود.

با این حال، چیزی که در فضای کنونی دیده می شود این است که شمار اندکی از کنشگران انتخاباتی به جای معرفی و ارایه برنامه ها و اهداف خود و گذاشتن آن در معرض گزینش مردم بیشتر در اندیشه تخریب رقیبانند.

با توجه به اهمیت و ضرورت رعایت اخلاق انتخاباتی و ایجاد بسترهای ظهور این مهم به بیان نکته هایی در این زمینه می پردازیم:
1- برای ریشه یابی نسل تازه بداخلاقی های انتخاباتی باید به فضای پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال 1392 برگردیم یعنی جایی که اقلیتی خودهمه پندار داعیه دار اخلاق مداری شدند اما آن چه در عرصه عمل نشان دادند چیزی جز قربانی کردن اخلاق نبود. شاهد بودیم که واژگانی سخیف و ادبیات غیرمعمول و خارج از عرفی در جامعه سیاسی شکل گرفت، گویی رابطه اخلاق و سیاست به سمت رنگ باختن میل می کرد.
با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال 1392، جریان میانه رو با شعار اعتدال پیروز رقابت انتخاباتی شد و با پیروزی این مشی، اقلیت سیاسی اخلاق گریز در موضع ضعف قرار گرفت. با این حال این جریان نه تنها پایان نیافت بلکه حمله های غیراخلاقی به دولت را در شکل ها و قالب های مختلف در دستور کار قرار داد.
2- همان گونه که گفته شد در سال های اخیر نگرانی هایی در مورد افول جایگاه ارزش های اخلاقی و پیراستگی ادبیات برخی سیاستمداران بروز یافته است؛ نگرانی هایی که از پسِ کاربرد اصطلاح ها و واژگان غیرمتعارف و بداخلاقی های سیاسی برخی سیاست پیشگان، به طور ویژه در یک دهه اخیر به اوج رسید. طی سال های گذشته آن چه در سپهر عمومی جامعه بیشتر برجستگی یافت متاسفانه بداخلاقی و تندروی هایی بود که اخلاق را به مسلخ برد و نزد برخی از آن جز سایه ای بر جای نماند.
متاسفانه در ماه های اخیر شاهد دور تازه رفتارهای هنجارشکنانه برخی گروه ها در فضای فعالیت های سیاسی کشور و به ویژه حمله به تجمع ها و نشست های انتخاباتی بوده ایم. برای نمونه می توان از هیاهوگری در مراسم سخنرانی رییس جمهوری به مناسبت روز دانشجو، تهدید سخنرانان و ضرب و شتم آن ها نام برد که نمودی از بی اخلاقی های سیاسی و به ویژه انتخاباتی است.
همچنین از این دست اتفاق ها باید به حمله چند ماه پیش گروهی در شیراز به «علی مطهری» نماینده تهران اشاره کرد که برای سخنرانی به این شهر رفته بود. با گذشت چند ماه، این رخداد برای «سید عبدالواحد موسوی لاری» وزیر کشور دولت اصلاحات تکرار شد که در صدد سخنرانی در ورامین بود. سپس سخنرانی «مصطفی کواکبیان» نماینده پیشین مجلس و دبیرکل حزب مردم سالاری با تهدید به تکرار وقایع شیراز در اندیمشک لغو شد. برخی اخلاق ستیزان حتی از همراه داشتن سلاح های سرد برای بر هم زدن تجمع های انتخاباتی نیز فروگذار نکرده اند. این در حالی است که پس از حمله به سخنرانی ها و تجمع های انتخاباتی سیلی از دروغ و اتهام پراکنی نیز به راه می افتد.
3- حرکت های یاد شده در مقطع کنونی یعنی چند ماه مانده به انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان نشانگر تلاشی است که به حاشیه راندن جریان های سیاسی رقیب را دنبال می کند. یکی از مواردی که امروز شاهد آن هستیم گسترش روند ترور شخصیت ها در رسانه ها است. در این پیوند، حتی ثبت نام برخی نامزدها نیز سبب روانه شدن سیلی از حمله ها و تلاش های تخریبگرانه شده است.
به نظر می رسد با توجه به روندهای گذشته و شواهد عینی در فضای سیاسی کنونی، در ماه های پیش رو شاهد ادامه و افزایش بی اخلاقی های انتخاباتی باشیم. بر همین اساس هر چه به انتخابات نزدیکتر می شویم فاصله میان اخلاق و سیاست بیشتر و اخلاق تبدیل به جزیره ای دور افتاده از سیاست و رقابت های انتخاباتی می شود.
بی شک این بی اخلاقی های سیاسی در فرآیند برگزاری انتخابات نه تنها از وزن وحدت و همدلی می کاهد بلکه به گسست و شکاف ها دامن می زند.
4- موضوع چگونگی رسیدن به فضای انتخاباتی اخلاق مدار را می توان از دریچه های مختلف نگریست. یکی از راهکارهای رسیدن به اخلاق انتخاباتی و رعایت آن توجه به دیدگاه های رقیب است. در این میان برای داشتن انتخاباتی اخلاقی با دایره ای گسترده از جریان ها و طیف های متنوع سیاسی، پذیرش حضور و کنش سیاسی فراگیر و گریز از تک قطبی شدن انتخابات ضرورت دارد؛ ضرورتی که با جذب حداکثری و دفع حداقلی پیوند می یابد.
همچنین یکی از راهکارهای اصلی و مهم برای نهادینه سازی اخلاق در انتخابات در انداختن طرحی نو برای اصلاح و نظارت بر رفتارها و کنش های سیاسی است. به عبارتی ایجاد الگوی نظارتی بر رفتار انتخاباتی به ویژه در زمینه امور پیشاانتخاباتی ضروری است. در این میان نقش نهادهای اجرایی و نظارتی باید در برابر بداخلاقی های انتخاباتی پررنگ تر شود به این شکل که توجه نهادهای ناظر تنها محدود به رد و تایید صلاحیت نشود و رفتار انتخاباتی نیز به طور جدی زیر ذره بین نظارت قرار گیرد. در این زمینه استوارتر شدن اراده مسوولان قضایی برای رسیدگی به جرایم انتخاباتی اهمیتی بسیار دارد.
فرجام سخن این که هر جریان سیاسی سعی دارد با برجسته سازی گفتمان خود، گفتمان های رقیب را به حاشیه ببرد. با این حال رعایت قواعد بازی، احترام متقابل و حرکت در چارچوب قانون و شرع اصلی حتمی و غیر قابل چشم پوشی است. ما نباید بگذاریم که تلخکامی های گذشته دوباره اتفاق بیافتد چرا که وحدت ملی شکسته می شود. از این رو اخلاق انتخاباتی و رعایت حقوق رقیب سیاسی باید تبدیل به امری نهادینه شود.






لزوم هماهنگی شور انتخاباتی با شعور مردمسالاری دینی!
با آغاز ثبت نام نامزدهای نمایندگی مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی، عملاً پروژه انتخابات هفتم اسفند 94 کلید خورد و احتمالات انتخاباتی در اقدامات عملی رونمایی شد و حداقل معلوم  گردید که چه کسانی قرار است در گود انتخابات به زورآزمایی تبلیغاتی با رقبای خویش بپردازند و نهایتاً چه کسانی با بکارگیری توان و فنون کارآمد خویش، بازوبند پهلوانی در لیگ انتخابات را به بازو خواهند بست!

حداقل کاری که تعدد و تنوع حضور و مشارکت انتخاباتی نامزدها انجام می دهد، تقویت و بروز محسوس احساس مسئولیت مردم نسبت به تعیین سرنوشت خویش و کمک به ارتقای ضریب هشیاری افکار عمومی در این ایام حساس و تعیین کننده می باشد که از این بابت باید از نامزدها و اعضای فعال ستادهای انتخاباتی آنها متشکر بود!

در این یادداشت ضمن درک اهمیت استثنایی انتخابات مجلس خبرگان رهبری و دلایل مصاف های اخیر بین برخی طیف ها و نامزدهای محترم خبرگان، ترجیحاً با تعیین اولویت نگاه به نامزدهای انتخابات مجلس شورای اسلامی متذکر می شوم که نامزدها با شعارها، برنامه ها، وعده ها، تئوری ها، ادعاها، ژست ها و خلاصه با اهداف متنوعی وارد عرصه انتخابات شده اند که در این میان، کمترین برکت چنین اعلام آمادگی هایی، اولاً وقوف مسئولین جامعه به گستردگی مشکلات معیشتی مردم و نیز توجه دادن به اولویت های غیرمعیشتی از جمله همین مباحث سیاسی-اعتقادی روز است که فضای گفتمانی چهره های بارز سیاسی و فرهنگی را به خود اختصاص داده است.

حضور گسترده نامزدها از طیف ها و چهره های مختلف خود به خود منجر به گستردگی مشارکت اقشار مختلف جامعه خواهد شد و از طرفی زمینه های مطالعه مجدد و مرور مهمترین مسائل جامعه را توسط همه اقشار فراهم خواهد آورد و در فرازهای بالاتر استعدادهای جدیدی را به مدیریت عالی کشور معرفی نموده و علاوه بر همه اینها منجر به توسعه ی همدلی و همزبانی مردم و نظام و مخصوصاً با دولت که در خط مقدم جبهه های خدمت اجرایی است، می گردد.

البته در این میان چند نگرانی عمده خاطر ما را بشدت می آزارد که یکی دادن وعده های دروغ و یا غیرقابل تحقق و بالابردن سطح انتظارات مردم و دیگری اوج گیری مجدد موج اختلافات گذشته و بهم خوردن تعادل سیاسی و فرهنگی جامعه است که در این زمینه اعمال مدیریت قوی تر در ایام انتخابات الزامی بنظر می رسد.

اما در مجموع اگر چه دروغگویی های فردی و اجتماعی در قالب های مختلف از جمله دادن وعده های دروغ، ادعاهای دروغ، خبرهای دروغ، تحلیل های دروغ، محبت های دروغ، ژست های دروغ، رزومه های دروغ، قسم های دروغ، شهادت دادن های دروغ، ارائه اسناد و مدارک دروغ، ساخت و اشاعه ی اخبار و شایعات دروغ، تأییدات دروغ، همراهی با دروغگویان، انتشار مطالب دروغ، ترویج دروغگویی و دهها جلوه ی مربوط به دروغ از سیئات اخلاقی و حرام مؤکد شرعی و در جامعه نیز یک پدیده ی پلید تلقی شده و دارای عواقب خطرناک و از مظاهر بارز بی تقوایی است و پیامبر گرامی اسلام(ص) نیز دروغ را "مادر گناهان" نامیده اند و نباید برای موفقیت به دروغ متمسک شد، اما باید بپذیریم که ایام موسوم به ایام انتخاباتی در ردیف محدودفرصت هایی هستند که ما در جامعه شاهد توسعه ی اطلاع رسانی و کاهش خودسانسوری ها و دگرسانسوری ها در این عرصه ایم و طی آن در کنار برخی دروغها و جوسازی ها، واقعیاتی نیز از پشت پرده ها انتشار می یابند که با لاپوشانی های مرسوم و عادت های غلط مألوف، مأنوس نیستند و عده ای هم تعمداً و شاید مبتنی بر منافع خود و مصالح حزبی و جناحی شان نمی خواهند واقعیت های پنهان را منتشر و یا انتشاریافته ها را باور کنند و از این رو  اسم آن را جوسازی، تخریب، شایعه و یا هر عنوان مطلوب مدنظر خود می گذارند، فلذا ما نباید از هرگونه پدیده ی عادت ستیز و نوآور انتخاباتی پرهیز و گریز نشان دهیم و صرفاً نگران انتشار اخبار نگران کننده باشیم! چرا که برخی از این نگرانی ها، بیدارکننده و نیز افشاگر چهره های غیرموجه ای است که متأسفانه مدتها پشت نقاب شعارهایشان، مردم فریبی کرده و حتی محبوبیتی هم برای خود کسب می کنند !

اما در خصوص انتخابات باید بدانیم که رسالت مردم دقیقاً  پس از گذر نامزدها از فیلترهای اولیه و چندگانه ی شورای محترم نگهبان آغاز می شود و آنچه که مهم تر از این مرحله است، مشکل حضور ناصالحان و نااهلان در عرصه ی رقابت های انتخاباتی نیست، بلکه مشکل اصلی، سختی انتخاب لایق ترها از میان لایق ها، کارآمدترها از میان کارآمدها، شجاع ترها، سالم ترها، ولایی ترها، مجرب ترها، فعال ترها، بانگیزه ترها، مردمی ترها، دلسوزترها، امتحان داده ترها، بصیرترها، قوی ترها، غنی ترها، استکبارستیزترها، متعهدترها، پیگیرترها، محرومیت کشیده ترها، سختی کشیده ترها، خطرپذیرترها، منفعت گریزترها، باندگریزترها، وام دارنشده ها، ثابت قدم ترها، ولایتی های روزهای مبادا، محکم ترها، ایثارگرترها، وفادارترها، آرمان گراترها، انقلابی ترها، دین دارترها و خلاصه انتخاب برترهای همه جانبه از میان تأییدشده های شورای محترم نگهبان است که با توجه به تبلیغات اغواکننده، رودربایستی ها، تیم سازی ها و شگردهای حرفه ای، کار بسیار دشواری است!

چرا که تعیین کف صلاحیت ها توسط شورای محترم نگهبان، اشاره به تأیید ساختاری و ضوابط اداری و عبور از فیلتر و سرند درشتی است که در اولین مرحله همه آزمون ها مرسوم است که نهایتاً به ارائه چندبرابر سهمیه نهایی منجر می شود! اما سقف تعیین صلاحیت که به عهده ی مردم است، اشاره به گزینش های تخصصی بر اساس محدودیت های سهمیه ای و صلاحیتی، نیازهای تخصصی و کاربردی و نیز شرایط خاص استقرار در فرازهای مدیریتی و بالادستی نظام است که طبعاً بلندآسمان ها باید در سیطره ی بلندپروازها قرار گیرند!

و در این رابطه کسی تردید ندارد که وظیفه ی مردم یعنی انجام عملیات تخصصی تشخیص اصلح از صالح به مراتب سخت تر و پیچیده تر از وظیفه شورای محترم نگهبان یعنی انجام عملیات عمومی تشخیص صالح از ناصالح است و از این نظر باید با بصیرت دینی و ولایی، بطور همزمان هم نیم نگاهی به مسائل عقیدتی و هم نیم نگاهی به مسائل معیشتی داشت تا نماینده ای برگزیده شود که قادر به پروازهای بلند با دو بال تعهد و تخصص باشد که در نیمه راه مسئولیت ها و رسالت هایش کم نیاورده و یا به هر دلیلی به بیراهه نزند!

و البته با توجه به پیشینه ی عملکردی مردم ما در انتخابات متعدد سی و چندسال گذشته، مستند به اغلب ادوار مجلس شورای اسلامی و نیز مروری بر اکثر نمایندگان منتخب، قطع یقین قطار سریع السیر نگاههای ما و سایر ناظران سیاسی و اجتماعی، همچنان روی ریل مستحکم امیدواری ها در حال حرکت است و جای نگرانی خاصی نیست و این تذکرات بیشتر برای یادآوری همان ضرورت های تعیین کننده و منجر به صحت عملکردهای گذشته است.

به هر حال اگر در عالم مثال، مجلس شورای اسلامی را یک بیمارستان بزرگ، جامع و تخصصی فرض کنیم و کمیسون های آن را مثل بخش های تخصصی در نظر بگیریم، نمایندگان را نیز باید طبیان حاذقی بپنداریم که قرار است در طول یک دوره چهارساله نمایندگی، مشکلات و بیماری های جامعه را در ابعاد مختلف مدیریتی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، علمی، فنآوری و غیره رصد کرده و بیماران وخیم را به اتاق های عمل برده تا با تیغ تدبیر خود به جراحی آنها پرداخته و در نهایت بیماری و بیماران را درمان و بیماری ها را ریشه کن کنند.

از این رو باید در میان نامزدهایی که با توانایی های متنوع، پای در عرصه رقابت های انتخاباتی گذاشته اند، کسانی را به عنوان نماینده برگزینیم که قابلیت کاربردی و نیز برتری کارآمدی مشهودی در عرصه های کاربردی در مقایسه با رقبای خود داشته و مطمئن باشیم که حضور منتخبین ما در این بیمارستان تخصصی، قطعاً مفید به فایده بوده و آنها نه تنها سربار مجلس نخواهند بود، بلکه سرباز جامعه و مردم خواهند شد!

فلذا ایام انتخاباتی که با میدان داری چهره های بنام جامعه، فضاسازی ها و جریان سازی های جدید جامعه را رقم می زند، باید فرایند گسترده و پیچیده ای را به موضوع تشخیص سره از ناسره و نیز اصلح از صالح تخصیص دهد تا با رأی مردم عملاً حضور کسانی برای امر نمایندگی تجویز شود که خدای ناکرده، کسی از آنها فکر نکند که مجلس، جای تجربه و یا بزرگ شدن کوتوله هاست، چرا که همه می دانند و می دانیم که مجلس جای پیاده سازی تجربه ها و حضور و نقش آفرینی های بزرگان مجرب جامعه است.

فلذاست که مسئولیت دو فیلتر عمده که ایفاگر نقش های تعیین کننده اند، یعنی اولاً شورای محترم نگهبان برای تعیین کف صلاحیت نامزدها و صدور مجوز حضور در رقابت ها و ثانیاً مردم برای انتخاب اصلح و تعیین سقف صلاحیت ها، سنگین و سنگین تر می شود و یقیناً اگر هر کدام از این دو به وظایف خود درست عمل کنند، قطعاً ما انتخابات دل انگیز و تأثیرگذارتری خواهیم داشت.

در پایان از همه رسانه های انتظار می رود تا با مشارکت در شفاف سازی ها، به تقویت شناخت افکار عمومی از ماهیت نامزدها و نیز کیفیت برنامه های ارائه شده و نهایتاً ارزیابی حضور آنها در مجلس پرداخته و به یاری مردم بشتابند تا انشاءالله ما انتخاباتی در شأن مردم و مجلسی در شأن نظام مقدس جمهوری اسلامی که مرضی رضای خداوند متعال باشد، داشته باشیم.


[ یکشنبه ششم دی ۱۳۹۴ ] [ 23:58 ] [ کارشناس ]

[ ]

حقوق بشر و توجه به کرامت و حیثیت ذاتی انسان‌ها یکی از مهمترین موضوعات مورد توجه حقوق بین‌الملل در جهان امروز است و  در کنار امنیت و صلح و همکاری‌های اقتصادی و اجتماعی و... مطرح می‌شود که موجب تقویت بینان  و اساس جهانی شدن می‌باشد.کمیسیون حقوق بشر براساس ماده ‌٦٨ منشورسازمان ملل ایجاد شد و به عنوان یکی از مهم‌ترین نهادهای قانون‌گذاری سازمان ملل متحد در راستای ارتقا و حمایت از حقوق بشر، مطرح شد.  اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و میثاق بین‌المللی حقوق فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی از جمله اقدامات کمیسیون می‌باشد. اعلامیه جهانی حقوق بشر در روز ۱۰ دسامبر سال ۱۹۴۸ میلادی به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید و به عنوان بیان كننده قواعد و اصولی كه در حقوق بین‌الملل از جایگاه خاصی برخوردارند؛ مد نظر قرار گرفت. اعلامیه‌ جهانی حقوق بشر به عنوان بیانیه‌ای‌ مشترك، معیارهای اساسی حقوق  بشری برای همه دولت‌ها مقرر كرد تا  آنها به سوی تحقق و عمل به آن گام بردارند.

توصیه‌ها و قطعنامه‌های کمیسیون حقوق بشر از ضمانت اجرای قوی و مؤثری برخوردار نبود و بیشتر جنبه سیاسی معطوف به افکار عمومی جهانی داشتند و  در طول زمان به دلیل عدم پیشرفت و تاثیر، شورایی به نام شورای حقوق بشر به عنوان جایگزینی برای کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل در مجمع عمومی مستقر شد. کماکان ضعف گسترده سازمان‌های بین‌المللی در برابر قدرت‌های بزرگ و منافع آنها، گریبانگیر این شورا نیز شده است. امروزه نهادهای حقوق بشری بین‌المللی به جای اجرای نقش نظارتی و ایجاد زمینه‌های برپایی حقوق بشر، مدافع نقض حقوق انسانی از سوی ابرقدرتها می‌باشند و  حقوق بشر ابزار مناسبی برای غربی‌ها در جهت فشار وارد کردن به کشورهای مخالف و به نوعی تحت تأثیر بازی‌های سیاسی و بازی قدرت می‌باشد.  در کشورهاي مختلف دنيا، نقض گسترده حقوق بشر صورت مي‌گيرد.بعضي از کشورها، موارد نقض حقوق بشر در کشوري را برجسته مي‌کنند در حالي که نسبت به همان موارد نقض در کشور ديگري چشم‌پوشي مي‌نمايند. به همین جهت سازمان‌های بین‌المللی آن‌طور كه باید و شاید در رسالتی كه برای آنها پیش‌بینی شده بود؛ كامیابی نداشته‌اند.جنایات متعدد رژیم صهیونیستی در فلسطین، دستگیری و بازداشت کودکان و زنان فلسطینی، عدم همکاری رژیم اشغالگر قدس با کمیته تحقیق سازمان ملل متحد و حوادث یمن و تجاوز آشکار نظامی عربستان و مسئله سوریه و آوارگان سوری و یا اقدامات ضد انسانی حکومت آل‌خلیفه در بحرین همگی نمونه‌هایی از سکوت مرگبار

نهادهای حقوق بشری از جمله شورای حقوق بشر می‌باشد.
مسئله حقوق بشر به‌طور مستمر  از موارد اتهام  جمهوری اسلامی ایران می‌باشد و به عنوان سناریوی همیشگی غرب برای پرونده‌سازی علیه جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است و در دستور کار نهادهای حقوق بشری بین‌المللی قرار گرفته است و کشورهای غربی می‌کوشند از طریق گزارشات ویژه‌ شورای حقوق بشر یا صدور قطعنامه‌های ضدایرانی در نهادهای حقوق بشری، کماکان فشارهای سیاسی خود علیه ایران را تداوم ببخشند و از جمهوری اسلامی ایران چهره‌ای ضدبشری ترسیم کنند. جمهوری اسلامی ایران، براساس مکتب اسلام و  اصول قانون اساسی، در جهت ارتقای حقوق بشر، تلاشهای فراوانی انجام داده است؛ با این حال در این  نهادهای داعیه‌دار حقوق بشر برخورد و  موضع گیری‌های مغرضانه و جانب‌گیرانه نسبت به جمهوری اسلامی ایران، صورت می‌‌گیرد. موضع‌گیری‌ها در خصوص مباحث اخیر پیرامون حقوق بشر، می‌تواند گویای این ادعا باشد.

به درخواست عربستان یک قطعنامه ضد ایرانی نیز در کمیته سوم سازمان ملل به تصویب رسیده است. کشور عربستان پیش نویس قطعنامه‌ای را علیه دولت ایران در مسایل سوریه ؛  ارایه کرد که در آن از حمایت ایران از دولت سوریه انتقاد شده بود و در این قطعنامه غیرالزام‌آور، اقدامات جمهوری اسلامی ایران در قبال سوریه، غیرسازنده و نابجا توصیف شده است.در حالی‌که متقاضی(عربستان) قطعنامه ضد حقوق بشری علیه ایران  از جمله بزرگ‌ترین ناقضان حقوق بشر در جهان به شمار می‌رود و موارد متعدد از نقض آشکار حقوق بشر از جانب این  کشور به چشم می‌خورد از جمله: فاجعه  بزرگ  منا، حملات مرگبار جنگنده‌های سعودی به مناطق مسکونی یمن، حملات غیرقانونی و نامشروع نظامیان سعودی به یمن،  تجاوز به حقوق زنان در قوانین داخلی این کشور، قلع و قمع و سرکوب اقلیت‌های دینی و قومی و...

با  وجود چنین اقدامات فاجعه‌بار و سیاست‌های عظیم ضد حقوق بشری دولت عربستان، تصویب قطعنامه ضد ایرانی به درخواست این کشور، در یک نهاد بین‌المللی، نهایت بی‌عدالتی و بازیچه قرار گرفتن مفاهیم اصولی و بنیادین می‌باشد.  همچنین اخیرا، کمیته حقوق بشر مجمع عمومی سازمان ملل ۲۸ آبان‌ماه (۱۹ نوامبر ۲۰۱۵) قطعنامه دیگر ضدایرانی در دوران پس از برجام تصویب کرد. مبنای صدور قطعنامه حقوق بشری علیه ایران مواردی  از جمله شکنجه، نقض حقوق و آزادی در دین و عقیده، احکام جزایی همچون  اعدام، حبس ابد که در باره مجرمان با اتهام سنگین مثل قاچاق موارد مخدر در نظر گرفته می‌شود  و یا احکام مربوط قصاص برای کسانیکه مرتکب قتل عمد و یا تجاوز به عنف شده‌اند، می‌باشد.

در جریان رأی‌گیری در خصوص این قطعنامه، از 193 کشور عضو تنها 76 عضو کمیته حقوق بشر به آن برای سیزدهمین سال پیاپی که از سوی کانادا ارائه می‌شد؛ رأی مثبت دادند. در مقابل،  117 کشور عضو سازمان، از حمایت از این قطعنامه خودداری کردند. 35 کشور به آن رأی منفی و 68 کشور نیز رای ممتنع دادند و 14 کشور نیز در جلسه رای گیری غایب شدند.

کشور‌هایی همچون کانادا، آمریکا و انگلیس از حقوق بشر به عنوان یک ابزار استفاده می‌کنند و خود از ناقضان اصلی حقوق بشر  محسوب می‌شوند و به نوعی موضوع حقوق بشر  از جانب این کشورها به سخره گرفته‌ شده است. رژیم صهیونیستی نیز  از جمله کشورهایی بود که به قطعنامه ضد ایرانی رای موافق داد.رای مثبت رژیم صهیونیستی به این قطعنامه در حالی که این رژیم در جنگ‌های 33 روزه لبنان و 22 روزه و 51 روزه در غزه انواع مختلفی از جنایات جنگی را مرتکب شد و سایر اقدامات آن، مطابق با  اصول و قوانین بین‌المللی از مصادیق بارز جنایات جنگی محسوب می‌شود؛ جای تامل و بحث بسیار می‌باشد.

نکته جالب دیگر که در این  قطعنامه ضد حقوق بشری ایران تا حد چشمگیری جلب توجه می‌نماید؛  اتکای آرای صادره به برخی از کشورهای ذره‌ای (مینیاتوری) است؛ بسیاری از این کشورها، بدون هیچ‌گونه اطلاعی از وضعیت حقوق بشر در ایران، به جهت اتکا در امور مالی وسیاسی و...  به دولت‌های غربی، به دنباله‌روی ازسیاست این کشورها  بسنده کرده‌اند. در حالی که هیچ‌گونه بینش سیاسی و... از مسائل و موضوعات مطرح شده در خصوص جمهوری اسلامی ایران ندارند.

قطعنامه‌های کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامه‌هایی  با جنبه سیاسی می‌باشد. دولت ایران برای قطعنامه‌هایی که با انگیزه‌های سیاسی و مغرضانه  براساس جبهه‌بندی سیاسی کشورها انجام می‌شود؛ ارزشی قائل نیست. دولت ایران همواره به دنبال تعامل سازنده در حوزه حقوق بشر هستند و  این قطعنامه نمی‌تواند مبنایی برای ارتقاء حقوق بشر باشد.قطعنامه نهایی که در نشست مجمع عمومی تصویب شد  جزء اولین قطعنامه‌ حقوق بشری ضدایرانی پس از توافق هسته‌ای است. در واقع، این روزها به بهانه سالروز اعلامیه جهانی حقوق بشر، یادآور شدیم که مسئله حقوق بشر در  نهاد‌های بین‌المللی حقوق بشری یک بازیچه سیاسی دست قدرت‌های بزرگ است و صرفا در قالب مفاهیم و اصطلاحات از این اصول یاد می‌شود و موجب شده است این سازمان‌ها از چارچوب‌های در نظر گرفته شده خارج شوند و نتوانند به اهداف از پیش تعیین‌شده دست یابند و  ناکارآمدی  آنها را به همراه داشته باشد و تا زمانی‌که این رفتارهای یک سویه و جانب‌گیرانه  در این نهادها جریان داشته باشد ؛ هرگز به اهداف اصلی حقوق بشر، تساوی جهانی و عدالت همگانی دست پیدا نمی‌کنیم

[ شنبه پنجم دی ۱۳۹۴ ] [ 23:8 ] [ کارشناس ]

[ ]

با انتخابات شما اینها دشمنند؛ با اصل انتخابات دشمنند؛ با حضور پرشور و گسترده مردم در انتخابات دشمنند؛ با انتخاب آدم‌های اصلح و طرفدار حقوق مردم و متعبد و پایبند به مبانی اسلامی و ارزش‌های اسلامی مخالفند، دشمنند؛ چرا؟ چون می‌دانند اینها هم انتخابات، هم حضور گسترده مردم، هم حضور آدم‌های مناسب و شایسته... به ضرر آنهاست؛ لذا مخالفت می‌کنند. هر جور مخالفتی که می‌توانند می‌کنند؛ تبلیغات می‌کنند، رادیو به راه می‌اندازند، در رادیوهای گوناگونشان به خیال خودشان مردم را از انتخابات دلسرد می‌کنند - دارند به خیال خودشان کار می‌کنند- نتیجه هم ان‌شاءالله کاملاً بعکس است. (سخنان مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم1386/12/22)

یکی از رودخانه‌ها مایه می‌گذارد و دیگری از جاده‌ها! یکی وعده می‌دهد که فلان رودخانه را از لیست سیاه رودخانه‌های آلوده بیرون می‌کشد و احیایش می‌کند و دیگری می‌خواهد از دل کوه‌های صعب‌العبور برای فلان منطقه که ده‌ها سال به دلیل موقعیت جغرافیایی دور از دسترس بوده و بکر مانده‌، جاده بکشد. انگار همه عناصر را به کار گرفته‌اند تا دراین رقابت انتخاباتی گوی سبقت را از رقیبان به هر قیمتی بربایند. وقتی دغدغه به هر قیمتی جایگزین هدف وغایت خدمت‌رسانی بی‌تکلف می‌شود، همه معادلات انتخاب اصلح برای نمایندگی در جامعه اسلامی به هم می‌ریزد. اتفاقا تهدیدات و آفت‌ها هم از همین شکاف «به هر قیمتی» وارد شده و در پی آن انواع و اقسام وعده‌های کذب و شعارهای پرطمطراق مثل قارچ سر برمی‌آورند.

اولین معیار شناخت حاصل کردن از حیطه اختیارات یک نماینده است. باید فرد رای‌دهنده در مواجهه با وعده‌ها و شعارهای انتخاباتی کاندیداها از خود سوال کند که آیا وعده داده شده اساسا در حیطه اختیارات نمایندگان مجلس می‌گنجد؟ سوال دوم این است که موضوعات وعده داده شده به کدام‌یک از دستگاه‌های دولتی مربوط می‌شود؟ به عبارتی وعده داده شده در حیطه اختیارات قوه مقننه می‌گنجد یا خیر؟باید ببینیم که  وعده‌ها در آینده تا چه میزان قابلیت عملی شدن دارند؟ نکند که وعده یا وعده‌های واهی، تخیلی و دست نیافتنی باشند. راهکار دیگر این است بررسی کنیم که در تحقق فلان وعده چه میزان عوامل مختلف نقش دارند؟ وقتی تحقق یک وعده به بی‌شمار عوامل مختلف بستگی پیدا کند، نشان‌دهنده این است که تحققش به این آسانی‌ها و دست‌کم به این زودی‌ها نخواهد بود. راهکار سوم این است که سابقه وعده را دربیاوریم. ببینیم طی دوره‌های انتخاباتی گذشته آیا مشابه و یا عین همین وعده‌ها مطرح شده بود؟ تاکنون چند درصد آن انجام شده است؟ راهکار چهارم این است که بررسی کنیم آیا توانایی فردی و شخصیتی فرد کاندیدا به اندازه‌ای است که از پس تحقق وعده‌هایی که مدعی‌شان شده برآید؟ این بررسی جست‌وجو در سابقه علمی، مدیریتی، تجربی و...کاندیدای موردنظر را می‌طلبد.

آفت‌هایی که از داخل و خارج انتخابات را تهدید می‌کنند
آفت‌هایی را که ممکن است انتخابات مجلس دهم و همزمان  پنجمین دوره انتخاباتی مجلس خبرگان را تهدید کند به دو دسته آفت‌های داخلی و خارجی تقسیم‌بندی  میگردند:آفت‌های داخلی یک بخشش به رفتار انتخاباتی خود کاندیداها بر می‌گردد. اتهامات ذهنی، افتراها، پرده‌دری‌ها نسبت به کاندیداهای رقیب قطعا پیامدهای ناگواری برای هر یک از حوزه‌های انتخابیه در پی خواهد داشت. متاسفانه برخی از کاندیداها سعی دارند با گرفتن ژست اپوزیسیونی  و مخالف نسبت به مسائل سیاسی کشور رای گروه‌هایی را برای خود جذب کنند. آفت دیگر ریخت و پاش‌های تبلیغاتی خارج عرف است. هر چه در پروسه انتخابات به جلو می‌رویم، تبلیغات به سبک و سیاق غربی از سوی برخی کاندیداها پررنگ‌تر و بیشتر می‌شود. دامن زدن به مسائل قومی  و قبیله‌ای آفت دیگری است که باید - با توجه به مسائل منطقه‌ای  و تهدیداتی که با آن مواجه هستیم- خیلی جدی گرفته شود.

در برخی موارد دیده می‌شود که برخی جریانات سیاسی در تلاشند تا با پیوند دادن مراکز قدرت و ثروت با یکدیگر راه نفوذی در انتخابات یافته و انواع مفاسد را زمینه‌سازی کنند. آفت دیگر زایش دوقطبی‌های متضاد و متباین است. این مسئله می‌تواند به اشکال مختلفی بروز و ظهور پیدا کند. نمونه‌اش استفاده ابزاری از مطالبات بحق مردمی است.»وی در باب آفت‌هایی که از خارج کشور ممکن است انتخابات آتی را تهدید کند، می‌گوید: «همان‌طور که مقام معظم رهبری متذکر شده‌اند، دشمن در پس برجام در پی نفوذ در حوزه‌های مختلف است. یکی از مهمترین حوزه‌ها حوزه سیاسی است که مرکز تصمیم‌گیری‌ها و تصمیم‌سازی‌هاست. یکی از مبادی مهم  در حوزه سیاسی مجلس شورای اسلامی به حساب می‌آید. دشمن درصدد است که حمایت برخی رسانه‌های داخلی را -که متناسب با اهداف آنها رفتار می‌کنند- برای این منظورجذب کند. دشمن حتی از پشتوانه مالی برای پیروزی جریانی خاص دریغ نمی‌ورزد. تمام تلاشش این است که بویژه درکلانشهرها برنامه بی‌ثبات‌سازی را اجرا کرده و در این ایام در فضای کلی جامعه یک‌قطبی‌سازی داشته باشد.

وعده استانی شدن شهرستانتا احداث دریاچه مصنوعی در کویر‌!
یکی از فاکتورهایی که در ایام انتخابات فضای جامعه را به خود مشغول می‌سازد، وعده‌های انتخاباتی کاندیداهاست. مطمئنا عدم آگاهی به پذیرش چنین وعده‌های توخالی دامن خواهد زد.برخی کاندیداها گاه از عدم اطلاع برخی رای‌دهندگان سوءاستفاده کرده و به اظهار وعده‌های واهی رو می‌آورند.برای مثال کاندیدایی مدعی می‌شود فلان شهرستان را به استان تبدیل خواهد کرد! و یا مشکل بیکاری را به طور ضربتی در منطقه خود حل و فصل می‌کند. کاندیدای دیگری قول پایین آوردن نرخ تورم را به محض انتخاب شدن و ورود به مجلس می‌دهد. در صورتی که اگر نیک بنگریم و خوب توجه داشته باشیم هیچ یک از این وعده‌ها در حوزه اختیارات نماینده مجلس نیست. باید دائما از خود بپرسیم که آیا این وعده‌ها در حوزه اختیارات نمایندگان هست یا خیر؟ آیا امکان عقلی و زمینه‌های تحقق این قبیل وعده‌ها وجود دارد یا خیر؟ در مثال دیگری می‌توان به وعده کذب احداث یک دریاچه مصنوعی در قلب یک منطقه کویری اشاره کرد که با یک نگاه منطقی و علمی پی می‌بریم که اساسا امکان علمی تحقق چنین وعده‌ای با تکیه بر موقعیت جغرافیایی منطقه وجود ندارد.

یکی از آسیب‌ها بحث عدم شفافیت مالی کاندیداهاست. اگرچه بسیاری از نمایندگان ما ساده‌زیستند و سالم وارد می‌شوند، اما در کل این سوال مطرح است که مبالغ کلانی که برخی افراد طی دوره وکالتشان در مجلس به دست می‌آورند از کجا تامین می‌شود و چگونه می‌خواهد جبران شود؟ آسیب دیگر فشارهایی است که بر شورای نگهبان وارد می‌گردد. هر چه به سمت برگزاری انتخابات به پیش می‌رویم فشار بر شورای نگهبان به جهت تایید صلاحیت‌ها بیشتر می‌شود. جریان‌هایی که می‌دانند تایید صلاحیتشان دچار مشکل می‌شود، سعی دارند از طریق شارلاتانیزم رسانه‌ای به این نهاد فشارهایی را وارد آورند.

عصاره فضائل یک ملت  
بالطبع اگر وقت و قدرت مجلس صرف قانونگذاری و نظارت بر عملکرد مدیران دولتی و وزیران شود و چنانچه بتوانند با وضع قوانین جلوی قانون‌دانان قانون‌گریز را بگیرند، در پی حل و فصل مسائل کلان کشور مسائل و مشکلات مردمی در اقصی نقاط دور و نزدیک نیز مرتفع خواهند شد. ابتدا باید به اهمیت و جایگاه مجلس پی ببریم و نیز اختیارات و ظرفیت‌هایی را که قانون اساسی به نمایندگان مجلس داده بشناسیم.قانون‌گذاری، وضع بایدها و نبایدها، نظارت بر عملکرد دولت، رای اعتماد به وزیر و بررسی عملکرد وزرا ونیز ده‌ها رسالت دیگر از اهم وظایف نمایندگان مجلس شورای اسلامی محسوب می‌شود. یک مجلس قوی لازمه بقای یک نظام سیاسی است. امام‌(ره) مجلس را عصاره فضائل یک ملت می‌داند. نمایندگان نباید رسالتشان را در سطح صرفا پیگیری مطالبات مردمی یک منطقه تنزل دهند. چنانچه نماینده‌ای به وظایف خود در محدوده پیگیری مطالبات مردمی منطقه خود نگاه کند، هم اجحاف در حق جایگاه نمایندگی‌اش داشته و هم اجحاف در حق مردم منطقه‌اش روا داشته است. قطعا هدف این فرد صرفا جمع کردن رای است. تجربه نشان داده که اتفاقا این قبیل نمایندگان در عرصه عمل  نمی‌توانند هیچ کدام از وعده‌هایشان را تحقق ببخشند و به یک سطح از معادلات سیاسی انحرافی سقوط می‌کنند. اگر بخواهند مطالبات مردمی را پیگیری کنند با نظارت بر عملکرد مدیران منطقه‌، شهر و استان خود می‌توانند ضامن سلامتی نظام باشند. تنها در این صورت نماینده می‌تواند در حد مجلسی که امام‌(ره) توصیفش کرده، قرار گیرد.

شاید یک کاندیدایی بیاید و با شعارهای پرطمطراق وارد شود. ممکن است ابتدا برای مردمی که در پی رفع مشکلاتشان هستند، جذاب باشد، ولی ما باید شاهد یک مجلس قوی با قوه نظارتی باشیم.مجلس باید با وضع قوانین جلو فرار قانون‌دانانِ قانون‌گریز را گرفته و راه تخلف را بر مسئولین و مدیران اجرایی ببندد.اگر عقلای مردم وارد مجلس شوند و به دور از وکیل دوله بودن و یا وکیل قشر خاصی قرار گرفتن به مسائل کلان کشور بپردازند، قطع به یقین مسائل و مشکلات شهرها نیز حل و فصل خواهند شد. اما اگر بخواهند تنها به مشکلات یک آبادی و یک منطقه خاص رسیدگی کنند از کارهای اساسی و مهم بازمانده ومشکلاتی که در گذشته وجود داشته دوچندان می‌شود.وقت و قدرت مجلس باید صرف دو وظیفه اصلی قانون‌گذاری و نظارت بر عملکرد مدیران دولتی گردد.

گاهی نامزدهای انتخابات پا را فراتر از هر نوع اختیاری می‌گذارند و وعده‌هایی می‌دهند که به هیچ عنوان قابل عملی شدن نیست و فقط هدف آن جذب رای مردم و فریب مخاطب است. در این‌باره باید مردم بسیار هوشیار و آگاه باشند و به خوبی به شعارهای داده شده از سوی نامزدها دقت کنند و هر کدام که به سمت واقعیت پیش می‌روند و هدفشان خدمت به نظام و انقلاب و رفع مشکلات مردم است را انتخاب کنند.

[ سه شنبه یکم دی ۱۳۹۴ ] [ 19:39 ] [ کارشناس ]

[ ]

۷ اسفندماه ۱۳۹۴ دو انتخابات مهم دهم مجلس شورای اسلامی و پنجم خبرگان رهبری را پیش روداریم. با این وجود، برگزاری انتخابات سالم و حضور حداکثری مردم در صحنه،در زمانی که دشمن با تمام توان خود در صحنه حاضر شده تا در حرکت کشتی انقلاب خللی وارد کند، خواست مردم و مسئولین نظام جمهوری اسلامی ایران می باشد. برای رسیدن به این مقصود، مردم، مسئولان و مجریان و دست اندرکاران برگزاری انتخابات و احزاب و جریانات سیاسی وظایفی دارند که در صورت عمل به آنها شاهد برگزاری انتخابات پرشور و حداکثری و انتخاب افراد شایسته و کارآمد خواهیم بود. به ترتیب به بررسی وظایف هر یک از این عناصر دخیل در انتخابات می پردازیم:

۱- مردم

۱-۱. حضور حداکثری

شکی نیست که حضور مردم شرط لازم برای برگزاری یک انتخابات پرشور و تقویت ارکان نظام جمهوری اسلامی ایران می باشد. بنابراین، اولین وظیفه مردم در انتخابات، حضور در صحنه و با توجه به موقعیت زمانی، حضور حداکثری در صحنه و انتخاب نماینده مورد نظر خود می باشد. درواقع، حضور حداکثری مردم در انتخابات علاوه بر وجوب شرعی، وجوب قانونی نیز پیدا می کند؛ زیرا اجرای قوانین و نظارت بر حسن اجرای آن از سوی مردم و یا نماینده منتخب مردم ایجاب می کند که مردم در صحنه حضور یابند. از سوی دیگر، عقل حکم می کند که برای تعیین سرنوشت خود و جامعه و کشور خود در اداره آن سهیم باشیم. برای سهیم شدن در این امور نیز اولین قدم، حضور یافتن در صحنه و دخالت در انتخاب نماینده می باشد تا بتواند قوانین لازم برای اداره امور و حل مشکلات جامعه را تهیه و تدوین نماید. در صورتی که به این وظیفه خود عمل نکنیم، حق اعتراض به مشکلات موجود در جامعه را نخواهیم داشت. هر چند در برخی از کشورها برای حضور مردم در صحنه انتخابات اجبار قانونی بوده و عدم حضور باعث محرومیت از برخی امتیازات شهروندی می شود.

۲-۱. انتخاب اصلح

در مرتبه دوم با توجه به بلوغ سیاسی و بصیرت مردم کشور ما، انتظار می رود که مردم در انتخاب نماینده مورد نظر خود به دور از احساسات از میان نامزدهای مختلف شرکت کننده، آن نامزدی را که با شاخص های اسلامی، انقلابی و ملی سازگار باشد انتخاب نمایند. قطعاً تمام کسانی که در عرصه انتخابات(لیست نهایی اعلام شده از سوی شورای نگهبان) حضور بهم می رسانند تأیید صلاحیت شده و توانایی حضور در این عرصه را دارند، ولی همه این افراد از لحاظ توانایی ها و کارآمدی و تخصص و تعهد در یک اندازه نمی باشند. از میان این افراد آنهایی را که دارای تخصص لازم و تعهد بیشتر و کارآمدتر باشند، می توانند برای جامعه مفید باشند. در خصوص انتخاب شخص اصلح و کارآمد، توجه به مشکلات جامعه در زمان حاضر مخصوصاً در ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی،اجتماعی، فرهنگی و ... نیز کارساز خواهد بود. به عبارتی، بایستی از میان نامزدهای مختلف با توجه به برنامه های ارائه شده از سوی آنها، آن شخصی که در مورد مشکل یا مشکلات فعلی جامعه متخصص بوده و برنامه جامع و مانع برای این مشکل داشته باشد انتخاب نماییم. در خصوص برنامه ها هم نگاه به قابلیت اجرایی بودن آنها از نکات لازم می باشد. نگاه به جهان بینی، شخصیت و سابقه کاری افراد در امر انتخاب از اموری است که دقت در این امر از بسیاری از مشکلات و بحران های مختلف در آینده جلوگیری خواهد کرد؛ زیرا افرادی که با نگاه سودگرایانه پا در این عرصه بگذارند، دیگر نمی توانند نگاه خدمت گرایانه داشته و به حل مشکلات مردم و جامعه بیندیشند. به عبارتی نمایندگان منتخب ما بایستی شیفته خدمت باشند نه تشنگان قدرت و ثروت.

۳-۱. تمکین نتایج انتخابات

تمکین همه از نتایج انتخابات نکته مهم دیگری است که جای توجه دارد؛ زیرا از آنجا که در امر انتخاب از میان نامزدهای مختلف در هر حوزه با توجه به تعداد زیاد نامزدها، عده زیادی از دور رقابت کنار می روند، بعد از انتخابات بایستی همه این افراد و مردم به نامزد منتخب کمک کنند تا مشکلات جامعه حل شود نه اینکه خود انتخابات تبدیل به یک معضل برای نظام شود. اگر هم اعتراضی به موضوعی در بحث انتخابات وجود داشته باشد راه های قانونی برای این امر پیش بینی شده که خروج از این راه ، افتادن در جاده دشمن خواهد بود. بنابراین حضور حداکثری و رصد وضعیت داخلی و بین المللی و نیاز های کشور و انتخاب آگاهانه و با بصیرت و پذیرش نتایج اعلامی از سوی مراجع قانونی از وظایف ما در انتخابات آینده می باشد که توجه به این امور باعث شناخت مشکلات و برنامه ریزی برای حل مشکلات و سربلندی مردم و کشور ما در جهان خواهد بود.

[ دوشنبه بیست و سوم آذر ۱۳۹۴ ] [ 22:48 ] [ کارشناس ]

[ ]

-شرح صدر سیاسی
شرح صدر سیاسی در بین دانشجویان، این ربطی به مسؤولین و مدیران دانشگاه ها ندارد، مربوط به خود تشکل های دانشجویی است. من تأیید می کنم لزوم شرح صدر سیاسی را. هیچ منافاتی وجود ندارد بین پایبندی دقیق و عمیق به اصول و رعایت جهت گیری دقیق، در عین حال داشتن شرح صدر و برخورد غیرپرخاشگرانه با کسانی که با فکر انسان همراه نیستند؛ به خصوص در زمینه های سیاسی. (16 مرداد 1391)

-تبیین ایده ی اقتصاد مقاومتی با زبان دانشگاهی
شما دانشجو هستید، استاد هستید، اقتصاددان هستید؛ با زبان دانشگاهی، همین ایده ی اقتصاد مقاومتی را تبیین کنید، حدودش را مشخص کنید؛ یعنی آن اقتصادی که در شرایط فشار، در شرایط تحریم، در شرایط دشمنی ها و خصومت های شدید می تواند تضمین کننده ی رشد و شکوفایی یک کشور باشد. (همان)

-حفظ موضع انتقادی و تکمیل نکردن پازل دشمن
نه این که بگوییم تکمیل پازل دشمن که یک امر منفی است، با لزوم انتقاد که یک امر مثبت است، منافات دارد؛ نه، خب خود شما هم گفتید؛ من انتقاد کردم، در همه ی دنیا نقل هم شد؛ اما هیچ کس در دنیا ادعا نخواهد کرد که فلانی علیه نظام اسلامی یا فرض کنید که علیه تشکیلات مدیریت اجرایی یا تقنینی کشور دارد اقدام می کند. شما هم همین جور انتقاد کنید. بنابراین انتقاد کردن می تواند به شکلی انجام بگیرد که به هیچ وجه مقصود دشمن را برآورده نکند و به تعبیری که ما عرض کردیم، پازل دشمن را تکمیل نکند. (همان)

-حفظ حالت آرمان گرایی در دانشگاه ها
یکی از چیزهایی که ما از دانشجوها توقع داشتیم و این به طور طبیعی در دانشگاه و در محیط جوان وجود دارد و بنده هم اصرار داشتم که این حالت در دانشگاه زنده بماند، مسأله ی آرمان گرایی است. (همان )

-حضور فیزیکی و فکری در مسائل عمومی کشور
حضور فیزیکی و فکری در مسائل عمومی کشور از سوی مجموعه ی دانشجویی حتماً لازم است. هم حضور فکری لازم است؛ با همین رسانه های دانشجویی، با اجتماعات دانشجویی، با اظهاراتی که اینجا و امثال اینجا ممکن است بکنید، با ارائه ی نظرات تان به دستگاه های ذی ربط و وزارت های مربوط اعلام موضع کنید، هم حضور فیزیکی لازم است. گاهی باید در یک اجتماعی شرکت کنید. من به هیچ وجه نفی نمی کنم و رد نمی کنم، بلکه تأیید می کنم برخی از اجتماعات دانشجویی را که درباره ی مسائل گوناگون به وجود می آید. البته با تندروی در این اجتماعات مخالفم؛ با عمل نسنجیده ی در این اجتماعات مخالفم؛ با تصمیم گیری های غلط که ممکن است از طرف چند نفر انجام بگیرد، بعد در آن بحبوحه ی احساسات، ناگهان مورد حمایت جمع هم واقع شود، بنده موافق نیستم. (همان)

-همکاری تشکلها
یک توصیه ی دیگر ما هم این است که تشکل های دانشجویی با هم همفکری و همکاری و همدلی نشان بدهند. حالا من نمی خواهم یک چیزی را حتماً یک پیشنهاد قطعی بکنم، اما به نظر آدم می رسد که مثلاً یک مجمع هماهنگ کننده ای بین این تشکل ها وجود داشته باشد تا تشکل ها هم جهت پیش بروند. (19 مرداد 1390)

-توجه به وظیفه ی افسری جنگ نرم
اعتقاد من این است که در این میدان، شماها افسرید، سرباز صفر نیستید. شما جوانید، میدان مبارزه ی شما هم میدان جنگ نرم است. (16 مرداد 1391)
.بالا بردن معرفت
معرفت هاتان را بالا ببرید. عزیزان من! سقف معرفت خودتان را سایت های سیاسی و اوراق روزنامه ها و پرسه زدن در سایت های گوناگون قرار ندهید. سقف معرفت شما این ها نیست. من می خواهم بگویم هرچه می توانید سطح معرفت را بالا ببرید. با قرآن، با نوشتجات مرحوم شهید مطهری، با نوشتجات فضلای بزرگی که خوشبختانه امروز در حوزه های علمیه حضور دارند، آشنا شوید... به نظر من آن کاری که مهم است انجام بگیرد مطالعات اسلامی است. (همان )

.ارتباط با تشکل های دانشجویی جهان اسلام
ارتباط با تشکل های دانشجویی جهان اسلام هم کار لازمی است... امروز در دنیای اسلام، در ذیل بیداری اسلامی، مجموعه های دانشجویی، مجموعه های فعالی هستند؛ قبلاً هم فعال بودند... به نظر من با این ها ارتباط داشته باشید. (همان )

.زنده نگه داشتن امید به عنوان اساسی ترین موضوع
ازجمله ی سخت ترین کارهایی که علیه من و شما دارد انجام می گیرد این است که امید را در ماها بمیرانند. سعی کنید امید را زنده نگه دارید. هرچه می توانید شعله ی امید را در دل خودتان و در دل مخاطبانتان زنده نگه دارید. با امید است که می شود پیش رفت. امید هم امید بیجا نیست؛ امیدی است که واقعیت ها کاملاً ما را به درستی آن نوید می دهد. (همان)

شرط اصلی فعالیت درست شما در این جبهه ی جنگ نرم، یکی اش نگاه خوش بینانه و امیدوارانه است. نگاهتان خوش بینانه باشد... من نگاهم به آینده خوش بینانه است؛ نه از روی توهم، بلکه از روی بصیرت. شما جوانید، مواظب باشید نگاهتان به آینده نگاه بدبینانه نباشد؛ نگاه امیدوارانه باشد. اگر نگاه نومیدانه شد، نگاه بدبینانه شد... به دنبالش بی عملی، به دنبالش بی تحرکی، به دنبالش انزواست؛ مطلقاً دیگر حرکتی وجود نخواهد داشت؛ همانی است که دشمن می خواهد. (4 شهریور 1388)

-مطالبه ی عدالت
یک لحظه از درخواست و مطالبه ی عدالت کوتاهی نکنید؛ این شأن شماست. جوان و دانشجو و مؤمن شأنش همین است که عدالت را بخواهد. (14 اردیبهشت 1387)

-داشتن نگاه کلان به هدف های انقلاب
دانشجو و محیط دانشگاه باید نگاه کلان به هدف های انقلاب داشته باشد؛ دنبال آن ها برود. مراقب باشید دشمن نتواند از محیط دانشگاه و از عنصر دانشجو و استاد استفاده کند. این آن چیزی است که من روی آن تأکید می کنم. (همان )

-حفظ اتحاد
اتحادتان را حفظ کنید، اتحاد! در مقیاس ملت ایران هم حفظ اتحاد یک وسیله ی اصلی است؛ در مقیاس قشر دانشجو هم در سراسر کشور همین است؛ در مقیاس دانشجویان در یک شهر یا در یک استان هم همین است. نگذارید اختلاف سلیقه ها شما را در مقابل هم، سینه به سینه قرار بدهد. (همان)

-مراقبت در برابر تلاش برخی برای تحقق منافعشان در دانشگاه
یک وقتی بعضی ها منافعشان ایجاب می کرد که دانشگاه ها را عرصه ی بازی های سیاسی و درگیری ها و دست به گریبان شدن های سیاسی قرار بدهند؛ امروز الحمدالله این معانی کمتر است. نگذارید تشکل های دانشجویی و اجزای نهضت دانشجویی به دشمنان تبدیل شوند. (همان)

-رقابت مثبت
رقیب خوب است؛ رقیب، رقابت مثبت. یکی از این برادرها گفت ما حاضریم؛ پژوهشگاه به ما بدهید یا اجازه بدهند ما پژوهشگاه درست کنیم تا در فلان قضیه فعالیت کنیم. خیلی خوب، آن گروه دیگر دانشجویی هم بگویند خیلی خوب، ما هم در فلان مسأله ی دیگر رقابت مثبت علمی می کنیم با این ها. رقابت مثبت یعنی این؛ یعنی مسابقه ی دویدن: «سابقوا الی مغفرة من ربّکم» (همان)

-آشنایی با جنایات غرب و عدم پیروی کورکورانه از آنان
غربی ها، علی رغم ظاهر نونوارِ اتوکشیده ی ادکلن زده ی منظم و مرتب و داعیه های حقوق بشرشان، چه وحشی گری عظیمی در این مقوله کردند. نه این که فقط آدم ها را بکُشند؛ در دور نگه داشتن ملت های تحت استعمارِ خودشان از عرصه ی پیشرفت و امکان پیشرفت در همه ی زمینه ها هم تلاش زیادی کردند. ما می خواهیم این اتفاق نیفتد. (19 مرداد 1390)
.یافتن افق دید کارهای آینده
وقتی انسان بداند که آنچه امروز از تمدن و از پیشرفت و از ثروت در بعضی از این کشورها وجود دارد محصول چقدر خرابکاری و بدعملی و سنگدلی و بی انصافی است، آن وقت نسبت به کاری که باید انجام بگیرد، نسبت به وظیفه ای که انسان دارد، یک افق دید دیگری پیدا می کند. (همان)

-نگاه به استکبار به عنوان یک جبهه
شما وقتی نگاه می کنید به جبهه ی معارض، یعنی استکبار، جبهه ی ظلم، جبهه ی سرمایه دارهای کلان بین المللی، کارتل ها، تراست ها و و و، به چشم یک جبهه به آن ها نگاه کنید. یک جبهه ی به هم پیوسته ای وجود دارد در مقابله ی با انقلاب اسلامی. (همان)

-برگزاری کرسی های آزاداندیشی
بنده گفتم کرسی آزادفکری را در دانشگاه ها به وجود بیاورید. خوب، شما جوان ها چرا به وجود نیاوردید؟ شما کرسی آزادفکری سیاسی را، کرسی آزادفکری معرفتی را تو همین دانشگاه تهران، تو همین دانشگاه شریف، تو همین دانشگاه امیرکبیر به وجود بیاورید. چند نفر دانشجو بروند آنجا حرفشان را بزنند، حرف همدیگر را نقد کنند، با همدیگر مجادله کنند. حق، آنجا خودش را نمایان خواهد کرد... (6 آبان 1388)

-تحمل و مدارای سیاسی
در محیط دانشگاه، تحمل و مدارای سیاسی لازم است. تشکلهای دانشجوئی نسبت به هم مدارای سیاسی داشته باشند؛ تحمل سیاسی داشته باشند. درگیر کردن مجموعه های دانشجوئی با هم، نقشه ی خطرناکی است که کشیده شده است؛ این نقشه را کشیده اند. باید مراقب باشید. می خواهند تشکلهای دانشجوئی را به جان هم بیندازند. ما همین اواخر شاهد بودیم که در چندتا دانشگاه داشتند این کار را می کردند. البته دانشجویان عاقل و با شعور و بلوغِ سیاسی نگذاشتند این اتفاق بیفتد. اما نقشه این است. راه مواجهه اش هم همین است که مجموعه های دانشجوئی، افراد دانشجوئی و تشکلهای دانشجوئی، حالت مدارا و تحمل داشته باشند. (25/2/86)

-نقادی منصفانه و نقدپذیری متواضعانه
در محیط دانشگاه، محیط دانشجوئی، نقد منصفانه و متقابلاً نقدپذیری  متواضعانه هر دو لازم است. جوان، آن هم دانشجو، در محیط علمی باید ذهنش و زبانش باز باشد؛ نقد کند؛ البته منصفانه باشد. نقد را با عیبجوئی و با عصبانیت و با بهانه گیری نباید اشتباه کرد؛ اما نقادی باید کرد. در عین حال نقدپذیر هم باید بود. دیگران هم اگر از ما به عنوان دانشجو، به عنوان تشکل دانشجوئی نقد کردند، بپذیریم؛ یعنی تحمل کنیم؛ بپذیریم، به معنای تحمل کردن است.(همان)

-درس خواندن و پژوهش علمی
توصیه ی بعدی، مسأله ی درس خواندن و پرداختن علمی است. حقیقتاً درس بخوانید. حقیقتاً باید در محیطهای دانشجوئی، جستجوی دانش باشد. آدم می بیند در بعضی از میحطهای دانشجوئی، دانشجو به معنای واقعی دانش جو نیست؛ یعنی در جست و جوی دانش نیست؛ یک چیز حفظی و سر هم بندی است؛ نگذارید این جوری شود. حقیقتاً جوینده ی دانش باشید و دانش را فقط خواندنِ متن و فراگرفتن متون ندانید. الان در جمع اساتید، قبل از اینجا، مطرح می کردم؛ دانشجو بایستی پرسشگر، متعمق، اِشکال کننده ی به استاد، جستجوکننده ی از زوایا و گوشه کنارهای بحث علمی بار بیاید. شما باید بروید و عرصه های علمی را، عرصه های فناوری را، نوآوری های علمی و آفاق شناخته نشده ی علم را تصرف کنید. البته درس نخوانده و کارنکرده نمی شود. جهاد علمی برای شما لازم است. باید در میدانهای علم وارد بشوید؛ وزارتخانه ها هم باید کمک کنند؛ معاونتهای تحقیقاتی هم باید کمک کنند؛ معاونتهای اداری مالی دانشگاه ها و وزارتخانه ها هم باید کمک مالی کنند؛ خود سازمان مقاومت بسیج هم در بخشهایی باید کمک و پشتیبانی کند. (31/2/86)

-پرورش نخبگان سیاسی
فردا جای شما - پنج سال دیگر، شش سال دیگر که شما دانشجو نیستید - آن هائی که می آیند، وارث چه هستند؟ به تعبیر دیگر، آن ها چگونه این محیط را شکل خواهند داد؟ بخشی از این کار به عهده ی امروزِ شماست. ما راجع به نخبه پروری علمی بحث کردیم، من حالا نخبه پروری سیاسی را توصیه می کنم. من تأیید می کنم که در بخشهای تبلیغات و صدا و سیما، نخبه های سیاسی و نخبه های اجتماعی باید مطرح بشوند؛ یکی از دوستان اینجوری فرمودید، که کاملاً درست است؛ مورد تأیید من است و این کار ان شاءالله باید بشود؛ لیکن بخشی از نخبه پروری هم مربوط به شماست؛ یعنی در محیط تشکلهای دانشجوئی، نخبه های سیاسی پرورش پیدا کنند؛ فضا را آماده کنید. این دیگر دست دولت و دست محیط خارج از دانشگاه نیست؛ دست خود شماست. از فکر، از ذهن استفاده کنید، ببینید چگونه می توانید محیط بحث و استدلال و ورزیابی فکری و تقویت روحیه و تقویت امید و محکم کردن پایه های فکر سیاسی را در این طبقه ی جدیدی که بعد از شما می آیند، برنامه ریزی کنید که خاطرجمع باشیم که مجموعه ی دانشجوئی در دوره ی بعد و دوره های بعد، همچنان در جهت همین هدفهای بلند و آرمان های خوب پیش خواهد رفت. البته مراقب زاویه ها باید بود؛ کج رویها را بایستی دید و شناخت. (17/7/86)

[ سه شنبه هفدهم آذر ۱۳۹۴ ] [ 2:2 ] [ کارشناس ]

[ ]

قالب مدرن و شیک- قالب اندروید – سه ستونه