خبرنامه سیاسی ؛فرهنگي واجتماعی

حقوق بشر اسلامي، امتناع يا ضرورت

اين مقاله به نقد و بررسي مهم‌ترين دلايل ادعاي چالش‌هاي مبنايي و منطقي، امتناع حقوق بشر اسلامي مي‌پردازد؛ ادعاي پارادوكسيكال بودن حقوق بشر ديني و اسلامي مورد نقد و بررسي و پارادوكس مورد ادعاي ساير اعلاميه‌هاي حقوق بشر صادق دانسته شده است. اين ادعا در خصوص اسلام، پنداري و غيرواقعي به نظر مي‌رسد.  از سوي ديگر، ادعاي ضرورت نگرش برون‌ديني به حقوق بشر و امتناع نگرش درون‌ديني به آن مورد بررسي قرار گرفته و نشان داده شده است كه نه نگرش برون‌ديني «ضرورت» و نه نگرش درون‌ديني «امتناع» دارد، بلكه هر دو نگرش في‌الجمله ممكن‌اند. گرچه براي دستيابي به حقوق بشر واقعي و صحيح، مراجعه به دين، ضرورت دارد.



حقوق بشر اسلامي، امتناع يا ضرورت

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم دی 1393ساعت 9:57  توسط کارشناس  | 

نیازمندی ها

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم دی 1393ساعت 23:42  توسط کارشناس  | 

حقوق بشر و خاستگاه آن

قوق بشر واژه ای زیبا و فریبنده است که در طول سالیان گذشته مورد توجه محافل سیاسی خارجی و داخلی قرار گرفته است و امروزه به عنوان یکی از مطالبات اساسی جوامع غربی و شرقی شناخته می شود این مقوله از ارکان اساسی جامعه مدنی یا eivil sosit است.شاید منشاء و مبدا مباحث حقوق بشر را بتوان با انقلاب فرانسه پیوند زد زیرا که این انقلاب نقطه عطفی بود در مقوله حقوق بشر.انقلاب فرانسه که با تکیه بر شعارهای راست گرایانه از قبیل آزادی، برابری و برادری شکل گرفت گامی بود در جهت احیاء حقوق انقلابیونی که خود در جریان انقلاب و پس از آن استحاله گردیده و با قشر بورژوآ یا سرمایه دار در تعامل قرار گرفته و باعث به وجود آمدن فجایع وسیعی گردیدند.

راست گرایی یا لیبرالیسم در طول حیات خود و در ابتدای آن، به عنوان بینشی انقلابی و عدالت خواه عرض اندام نموده است چرا که در انگلستان و فرانسه و اکثریت کشورهای اروپایی با شعار برادری و برابری باعث فروپاشی نظام فئودالی یا زمین داری گردید.این نحله فکری در یکی از نظرگاه های خود، برابری را که در اصول خود به عنوان اصلی ترین واژه اغنا کننده همراهان انقلاب مطرح می کرد به برابری حقوقی یعنی برابری تمامی افراد جامعه در برابر قانون تقلیل داد چرا که معمای لاینحل لیبرالیسم اقتصادی عدم تعامل میان اقتصاد آزاد با برابری بود.

لیبرالیسم شکل گرفته در نظام بازار آزاد با همه گیر شدن، به قله های سرمایه داری تبدیل گردید که در آن قله ها، سرمایه داران و کارخانه داران و تولیدکنندگان با استفاده از نیروی کار کارگران و مواد اولیه جهانِ عقب نگه داشته شده به سودهای سرشاری دست پیدا کردند و به بهای فقر و فلاکت انسان های نه آسیایی بلکه انسان های سفید پوست اروپایی، به ثروت های غیرقابل شمارشی را اندوختند.

ثروت مداران و زورمداران غربی رشد یافته در مکتب لیبرالیسم، برای حفظ این سیطره از هیچ جنایتی دریغ نکردند به وجود آمدن جنگ های جهانی اول و دوم خود مصداقی است بر عملکرد این دولت ها است، دولت هایی که در آن ها گویی حقوق اولیه انسان ها فراموش شده ترین مضمون بود.اما از دیدگاه شرقی، اسلامی و ایرانی حقوق انسان ها در تمام دوران تاریخ از اصلی ترین مقولاتی بوده است که علی الخصوص در شرع مقدس اسلام و سنت ایرانی به آن توجه وافری روا شده است.

آن چه مصادره به مطلوب شده و گاهاً برای ضربه زدن به اسلام از آن بهره برداری می گردد کتیبه کورش در خصوص بشر می باشد که به عنوان مستندی است از توجه ریشه دار ایرانیان به حقوق انسان ها و در کنار آن و بسی فراتر از آن در شرع مقدس و سنت نبی مکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) می توان تأکید و سفارش به حقوق انسان ها حتی در خلال جنگ ها را مشاهده نمود.بنابراین می توان گفت که تاکید بر رعایت حقوق بشر در طول تاریخ قبل از اسلام در ایران و پس از اسلام در جهان اسلام مورد نظر بوده است و تنها کمتر از 60 سال است که مدعیان جدیدی برای این موضوع پا به عرصه گذاشته اند که تنها با استفاده از تبلیغات و آراستن ظاهری اقدام به جذب افکاری بشری می نمایند.

چرا حقوق بشر؟

آن چه به عنوان حقوق بشر غربی مطرح می گردد دارای نقاط افتراق بزرگی با فرهنگ و مذهب ما می باشد، به عنوان مثال چیزی که تحت عنوان حریم خصوصی افراد در نظر گرفته می شود در فرهنگ بسیاری از ملت ها در تناقض است یا مسئله رفع تبعیض علیه زنان که به کنوانسیون رفع تبعیض مشهور است در بسیاری از بندها تنها با فرهنگ غربی قابل جمع می باشد. اکنون چند سالی است که لیبرال سرمایه داری غرب اتهام عدم رعایت حقوق بشر در ایران را به ما نسبت می دهد و داعیه داران داخلی این جریان نیز بر این شیپور می دمند و برخی از مردم نیز به لحاظ عدم اطلاع از مفاد آن پذیرای موضوع می شوند.

در این خصوص نیز در چند سال گذشته حرکت هایی انجام گرفت که به دلیل عدم اشراف کامل و عدم شفاف نمودن موضوع برای مردم، همواره به عنوان یک نقطه ضعف مطرح شده و از این طریق راهی برای ضربه زدن به شرع مقدس و فقه اسلامی فراهم آمده است که لازم است تا علمای عظام هر چه بیشتر، شفاف تر و سریع تر به تبیین مواضع اسلامی در موضوع حقوق بشر اسلامی و غربی بپردازند.به طور مثال حجاب که یکی از اصول دین مقدس اسلام می باشد، به عنوان یکی از مصادیق نقض حقوق بشر در ایران مطرح می گردد که پذیرش این موضوع خود زمینه مواجهه با اسلام خواهد بود.

لکن گذشته از مصادیق حقوق بشر غربی باید به این نکته توجه شود که این غرب نیست که باید خونخواه حقوق باشد بلکه این اسلام و فرهنگ ایرانی اسلامی است که خواستار رسیدگی و محاکمه از بین برندگان واقعی حقوق انسان ها است.از نقطه نظر اقتصادی و جامعه شناسی لیبرال، اباهی گری و ولنگاری اصلی اساسی است که در آن جوامع به عنوان زندگی معمولی شناخته می شود تا بدین وسیله چرخ های اقتصادی در یکی از زمینه ها که عبارت است از تجمل پرستی و مصرف گرایی به کار خود ادامه دهند و بازار کشورهای جهان اسلام یکی از پرسودترین این بازارهاست.

نگاهی به آمار بالای جراحی زیبایی، واردات لوازم آرایشی و رواج آرایشگاه های زنانه و انواع و اقسام تولیدات زیبایی و غیره نشان دهنه فشار عظیم تبلیغاتی غرب برای رواج زندگی به سبک غربی است که در تمام زمینه ها قابل مشاهده می باشد و عواقب اجتماعی و خانوادگی آن دامنگیر جامعه ایران شده است.بدین ترتیب است که حقوق بشر به عنوان یک ابزار در دست مدعیان خائن به واقعیت آن در جهت خواسته سرمایه داری و به عنوان حربه ای برای خوراندن زندگی به سبک غربی به مردم کشورهای اسلامی به کار گرفته شده است. دلیل این موضوع آن است که اگر مسئله زندانی سیاسی این قدر مهم است چرا خود امریکا در دوران جنگ سرد با شوروی نگذاشت سیاسیون کمونیست در آمریکا حتی یک محفل چند نفره داشته باشند و با استفاده از برنامه سناتور مک کارتی که به برنامه مک کارتیسم مشهور شد اقدام به تصفیه، اخراج، زندانی و برخوردهای ناجوانمردانه با کسانی کرد که تنها به داشتن افکاری مثلاً شبهه سوسیالیستی متهم می شدند. اخراج دانشجویان دانشگاه و معلمان مدارس که یک بار از جامعه اشتراکی صحبت کرده بودند و ساقط کردن زندگی کارمندان و کارگران و زندانی کردن و حتی کشتارهای مرموز در این رابطه در کارنامه حامیان حقوق بشر غربی می باشد. سوال این جاست که آیا این افراد بشر نبودند یا قانون تنها برای لیبرال های سرمایه دار قابل اجراست.

اگر حجاب از مصادیق نقض حقوق بشر است، آیا خرید و فروش زنان به عنوان بردگان جنسی نقض حقوق بشر نیست؟ (در شماره های قبل در مقاله 27 میلیون برده به این موضوع پرداختیم.) کاری که در غرب به شدت رواج دارد و صنعت فیلم های پورنر بر اساس آن اداره می شود.اگر زندانی نمودن برهم زنندگان امنیت اجتماعی و امنیت اقتصادی و امنیت سیاسی و اعدام قاتلان آدم کشی که خود معترف به ترورند و مسئولیت آن را می پذیرند همچون سازمان منافقین یا انجمن پادشاهی یا گروهک جندالله متعلق به عبدالمالک ریگی و بانیان کشتار حسینیه شیراز و هزاران دشمن دیگر ملت ایران نقض حقوق بشر است، چرا حامیان حقوق بشر خود به بهانه مبارزه با تروریسم، ملت عراق و افغانستان و سومالی و چچن و... را در زیر چکمه های خود له می کنند و در زندان هایشان مجازات اعدام با جریان الکتریکی و تزریق سم و اتاق گاز را امتحان می کنند؟ناگفته پیداست که این خانه از پای بست ویران است و حقوق بشر به عنوان یکی از سه ضلع مثلت کلید واژه های تجاوز، همچون دموکراسی و مبارزه با تروریسم تنها لقلقه ی زبان کسانی است که نه تنها حقوق انسان ها برایشان ارزشی ندارد بلکه خود بزرگ ترین ناقضان آن هستند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393ساعت 11:13  توسط کارشناس  | 

نقشه شوم اسرائیل برای تخریب مسجدالاقصی

حقوق بشر حقوقی است که با تولد انسان محقّق می شود مستقل از حکومت ها و قدرت هاست. حقوق بشر حقوقی از آنِ همه انسان هاست و چون همه انسان ها اعضای جامعه بین المللی هستند و در انسان بودن، مشترک اند، حقوق شان باید در همه جا یکسان اجرا شود و بین افراد در برخورداری از آن تفاوتی نباشدحقوق بشر به طور کلی «آزادی ها، مصونیت ها و منافعی است که از طریق ارزش های پذیرفته شده معاصر، تمام انسان ها باید قادر به ادعای آن باشند. این حقوق بنیادین یا طبیعی اند. به عبارت دیگر همه افراد از این نظر که انسان اند از حداقل حقوقی برخوردارند که ربطی به تابعیت، مذهب، نژاد یا جنس شان ندارد و دولت ها در روابط بین المللی میل دارند که این حداقل حقوق را رعایت کنند.

نزدیک به نیم قرن (دهم دسامبر 1948 مطابق با 19 آذرماه 1327) از صدور اعلامیه جهانی حقوق بشر گذشته است و تاکنون علاوه بر نشست های متعدد، دو اجلاس بین المللی مهم نیز برگزار شده است: نخست به سال 1347 در تهران و دیگری به سال 1372 در پایتخت اتریش. همچنین بیش از بیست و پنج سند مهم بین المللی در حمایت از حقوق گوناگون انسانها و رفع نابرابری ها تاکنون به تصویب رسیده است.


حقوق بشر، حقوق جهانی

چنانچه بخواهیم مهم ترین ویژگی های حقوق بشر به معنای امروزی آن بیان کنیم، به یقین «جهان شمولی» در صدر قرار می گیرد. ماده 55 منشور ملل متحد این آرمان را چنین بیان کرده با توجه به ضرورت ایجاد ثبات و رفاه برای تأمین روابط مسالمت آمیز و دوستانه بین المللی [...] سازمان ملل اموری را تشویق کرده است. یکی از آن امور عبارت است از احترام جهانی و مؤثر به حقوق بشر و آزادی های همگان بدون توجه به نژاد، جنس، زبان یا مذهب.


حقوق بنیادین

حقوق بنیادی حقوقی است که هرکس در هر جای جهان امروز باید از آن بهره مند باشد. مرحوم علامه محمدتقی جعفری می فرمایند: حقوقی که برای تأمین حیات مطلوب انسان ها بنیادین است عبارت است از: حق حیات، حق کرامت، حق تعلیم و تربیت، حق آزادی مسئولانه و حق مساوات در برابر حقوق و قوانین.حق همانند آداب و رسوم و سنت های ملی، اعتباری نیست تا اینکه نزد ملتهای گوناگون متفاوت باشد، آنچه دین حق بیان می دارد شامل خطوط کلی زندگی و زیربناهای حیات انسان، با صرف نظر از آن تفاوتها نیست، این خطوط کلی بر خلاف آن اعتبارات یا قرارداد تعیین نمی شوند. لذا تنظیم کنندگان اعلامیه جهانی حقوق بشر بدون در نظر گرفتن جهان بینی و پیوند انسان با جهان راهی بیهوده پیموده اند.

نگاه عمیق به واقعیات موجود نشان می دهد که وفاق عام بر سر حقوق بشر حتی بر فرض حصول آن خالی از خلل نیست، اصولاً حقوق بشر به صورت جهانی و ثابت در دنیای واقعی وجود ندارد؛ برای مثال عدم تفاهم در موضوع «انسانیت» و ارائه تعابیر و تفاسیر گوناگون از کشورهای مختلف نشان دهنده آن است که اختلاف نظر درباره حقوق بشر در عالم واقع ناگزیر است.

کسانی که دست به تدوین حقوق بشر زده اند علاوه بر خود، نژادها و گروه های انسانی دیگری را هم که در جهان به سر می برند نشناخته اند. دست زدن به چنین کاری بدون دستیابی به شناخت خود و دیگر گروه های بشری یا از آن روست که اینان به جهل خود واقف نیستند، یا بر اثر تمایل غریزی انسان به کالاهای زودگذر خود را به جهالت زده اند، اگر از این افراد بپرسید بشر چه گذشته ای داشته، آینده اش چیست، و در چه راهی باید گام بردارد، هرگز پاسخ مناسبی به شما نخواهند داد، شیوه زندگی اینان بهترین گواه جهل آنان به پاسخ این پرسش هاست. با این حال، ایشان چگونه می توانند برای همه انسانها، با این تنوع قانون تنظیم کنند.

تمامیت یک نظام هدفمند و متمدن در پرتو تحقق سه عنصر اصلی: یکی قانون و حدود مواد قانونی، دوم اجرای صحیح مصوبات قانونی و سوم تطبیق شکل اجرا یا قوانین و بررسی موارد تخلف و رسیدگی به امور متخلفان. هدف از تشکیل سازمان ملل و تدوین منشور جهانی هنگامی کاملاً محقق می شود که عناصر سه گانه قانون، اجرا و قضاوت در حد تمام و کمال حاصل شده باشد.

برای تدوین حقوق بشر نیاز به یک قانون اساسی واحد جهانی داریم؛ مثلاً اگر بخواهیم مباحثی همچون حقوق زن، کارگر و غیره تنظیم کنیم، ناچاریم که نخست اصول اساسی حاکم بر حقوق بشر را، که این مباحث زیر مجموعه های آنند، تدوین کنیم. این اصول کلی که در قاموس حقوقی «منبع» نامیده می شوند هنگامی می توانند زیربنای تنظیم حقوق بشر شوند که نزد همه مردم جهان، صرف نظر از اختلاف شان در آداب و رسوم، رنگ، نژاد و غیره پذیرفته شده باشند. در غیر این صورت این اصول و مواد حقوقی تضمین کننده آرمان ها و نیازهای همه انسان ها نیستند و تنها پاسخ گوی نیازهای گروهی اند که به منابع مخصوص اعتقاد دارند.

تدوین حقوق بشر نیازمند منبعی مشترک است. انسان ها طبیعتا فاقد اتحاد و هماهنگی اند. آنچه اکنون سبب اشتراک انسان ها شده، ابزارهای مادی است و روشن است که این ابزارهای مادی مایه اختلاف است نه اتحاد. اگر بانیان حقوق بشر توفیق یابند که همه منابع مادی جهان را میان همگان تقسیم کنند، باز میان آنها وحدت حاصل نمی شود، زیرا همین منابع مادی خود سبب اختلاف اند. بنابراین تنها عامل دستیابی انسان به وحدت آن است که از بند طبیعت و ماده برهد.


انسان ها نمی توانند حقوق بشر را تعیین کنند

باید توجه داشت که بدون شناخت انسان، سخن گفتن از حقوق بشر شدنی نیست. بدون معرفت نسبت به انسان نمی توان به او فرمان داد که به احکامی تن دهد و نیز نمی توان برای وی حقوقی ترسیم کرد. بنابراین انسان در بستر اختلافات و کثرت های مادی توانایی شناخت و تنظیم حقوق واحد و مشترک را ندارد.یکی از حقوقی که قرآن کریم مطرح می سازد حق حیات است. حیات خود دو گونه است: مادی و معنوی. هیچ کس مجاز نیست حق حیات مادی با معنوی دیگران را سلب کند. سلب حق حیات مادی با قتل تحقق می یابد. سلب حق حیات معنوی به وسیله گمراه سازی صورت می پذیرد. کسی که دیگران را به هر طریق گمراه می کند، حیات معنوی شان را از میان می برد.

همه انبیاء پیامدار آزادی بشر بودند. حضرت موسی(ع) در آغاز قیام خویش، پس از فراخواندن مردم به توحید پیام آزادی سر داد و هدف از آن رهایی مردم مصر از اسارت طاغوت بود. پیام آزادی خواهانه حضرت موسی(ع) چنین بود: ای طاغوتیان! بندگان خدا را به من بسپارید. حضرت موسی(ع) اطاعت از هر موجودی جز خدا را ناشایست می داند و از انسان ها می خواهد که پیرو قوانین خود ساخته بشر نباشند.


تفاوت در نگرش به حقوق بشر

اگر در غرب توجه به حقوق انسان ها با دوری جستن از اندیشه دینی و تنها با تکیه بر تجارب تاریخی و افتضائات فلسفی و اجتماعی صورت می گیرد، و اسلام گرایان دین را عامل نزدیکی به حقوق و دستیابی به آزادی خود می دانند. تفاوت اصلی این دو نگرش در آن است که اسلام، انسان را بنده خدا می داند این «لزوم تسلیم شدن در برابر اوامر او» و داشتن مسئولیت در برابر او را به همراه دارد. این مسئولیت نه صرفا مسئولیتی اجتماعی، بلکه مسئولیتی اصیل در مقابل خداست. هرکس به بندگان او ستم روا دارد، خدا در کنار بندگانش خصم او خواهد بود و تا از ستم نایستد یا توبه نکند در حال جنگ با خداست.

حقیقت این است که سازمان ملل و اعلامیه حقوق بشر حتی در یک مورد نشان نداد که از حقوق بشر دفاع می کند؛ چرا که غربی ها، که طلایه دار این سازمان اند، نه بشر می شناسند و نه حقوق بشر برایشان مفهومی دارد. مردمان جهان فهمیده اند که این سازمان و اعلامیه ای که متولیان آن قدرت های سلطه گر استعماری اند جز فریبی برای ملت ها و وسیله ای برای مشروعیت دادن به تجاوزها به دخالت های آشکار و پنهان شان نیست.

امروزه کاخ چهل و چهار طبقه سازمان ملل در دنیا در واقع دروغی چهل و چهار طبقه است. چیزی که در آن وجود ندارد رسیدگی به حقوق ضعفاست. این نهاد ابزاری است برای معامله در دست قدرت های بزرگ. آیا امریکا واقعا پای بند حقوق بشر است. جنایاتی که در جای جای دنیا صورت می گیرد بر اساس حقوق بشر است؟ آیا حق وتو ضد اعلامیه حقوق بشر نیست؟! اگر این نهاد مدافع حقوق بشر است و همه انسان ها با هم مساوی اند چرا چند دولت برای خودشان امتیاز ویژه قائل شده اند؟


بیان رهبر کبیر انقلاب

آنها که بشر را پایمال می کنند، دم از حقوق بشر می زنند، آنهایی که از آن ور دنیا آمده اند و این ور دنیا را به آتش می کشند، آنها که قضیه اختلاف نژادی، مبدأ امرشان است، حتی نژاد سفید را هم قبول ندارند فقط یک نژاد و آن هم نژاد خودشان را قبول دارند


بیان مقام معظم رهبری

الان چه کسی در دنیا حقوق بشر را نقض می کند؟ کسی حقوق بشر را نقض می کند که از اسرائیل غاصب حمایت می کند. آیا آنچه امروز در فلسطین می گذرد بزرگ ترین نمونه نقض حقوق بشر نیست؟ پس چرا اینها اعتراض نمی کنند؟ اگر طرفدار حقوق بشرند چرا به اسرائیل کمک می کنند؟

 نقشه شوم اسرائیل برای تخریب مسجدالاقصی 


یکی از زیباترین قوانین الهی  که در رسالت تمام انبیاء و اولیایی الهی به طور واضح وصریح دیده می‌شود،وجود انواع حقوق بشر دوستانه برای انسان است. حقوق ارزشمندی که اگر مورد رعایت و توجه قرار گیرد زندگی دنیایی بشر رنگ و بوی الهی و بهشتی به خود می‌گیرد. و انسانها می‌توانند با صلح و صفا بدون اینکه حقوق آنها مورد تعرض قرار گیرد با یکدیگر زندگی مسالمت آمیزی را تجربه ‌کنند. در دنیای کنونی نیز یکی از مطالبات به حق جوامع بشر دوستانه احیاء و استیفای این حقوق واجب انسانهاست. ولی سؤالی که در این خصوص مطرح می‌شود این است که مدعیان استیفای حقوق بشر تا چه اندازه در انجام وظایف خود صادق بوده‌اند؟

حقوق بشر در رسالت نبوی

 همان طور که در مقدمه نیز بیان شد محتوای رسالت تمام پیامبران به گونه‌ای بوده است که افراد در زندگی و حیات دنیوی خود دارای حقوق مسلم و روشنی بود‌ه‌اند؛ به طوری که بدون جهت کسی حق ندارد به جان و مال وآبروی سایر انسانها متعرض شود. به همین جهت وضع قوانین روشن وباز دارنده‌ ومشخص کردن جریمه‌های سنگین برای کسانی که حاضر به قبول حقوق دیگران نیستند در جهت استیفای حقوق انسانها بوده است.

حق حیات و زندگی انسانها

یکی از مهمترین حقوق روشنی که همه‌ی انسانها به طور مساوی از آن برخوردار هستند، حق حیات و زندگی است؛ اگر کسی بدون دلیل موجبات ضایع شدن این حق را فراهم کند با او برخورد می‌شود. «وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَآؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمً؛[ النساء/ 93]و هر كس عمداً مؤمنى را بكشد، كيفرش دوزخ است كه در آن ماندگار خواهد بود و خدا بر او خشم مى‏گيرد و لعنتش مى‏كند و عذابى بزرگ برايش آماده ساخته است.»

در فرهنگ اسلامی  علاوه بر اینکه انسانها دارای حقوق معین می‌باشند، حیوانات نیز از حقوق مشخصی برخوردار هستند؛ از این رو کسی نمی تواند به آن حقوق بی توجهی نماید بهترین شاهد و گواه بر این قضیه شکار حیوانات است که انسانها برای تفریح و خوش گذرانی حق ندارند به کشتن حیوانات مبادرت ورزند.

حق بشر آمریکایی

هرچند ارباب شبکه‌های رسانه‌ای و غول‌های تبلیغاتی این چنین وانمود می‌کنند که دولت آمریکا از جمله کشورهایی است که به دنبال زنده کردن حقوق انسانهاست، ‌و هر از چند گاهی برای استیفای حقوق سایر کشورها به خود جرأت لشکر کشی و تحمیل هزینه‌های سنگین برای سایر کشورها می‌کند. ولی سوالی که در خصوص حقوق بشر امریکایی مطرح می‌شود این است که آمریکا به دنبال مطالبه‌ی چه حقوقی است؟

 با یک حساب سرانگشتی وساده می‌توان فهمید هر کجا پای منافع آمریکا در میان باشد این کشور  انسان دوست و طرفدار حقوق بشر، آماده گرفتن آن حق است. برای نمونه اگر منافع آمریکا ایجاب کند،‌ خون  مردم مظلومی ازجمله کشورهای سوریه، لبنان، عراق، افغانستان، فلسطین،‌ کرانه‌ی باختری ‌و نوارغزه بر زمین  ریخته شود در استیفای این حق به خود تردیدی راه نمی‌دهد. و خون این چنین افرادی براحتی مباح می‌کند.

اگر مردم بی پناه و مظلوم فلسطین و کرانه‌ی باختری به خود جرأت دهند در برابر تانک‌های اسرائیلی سنگی از زمین بلند کنند امریکا حق دارد برای استیفای حقوق ناحق سربازان و مزدوران اسرائیلی مجوز کشتن این مردمان بی‌پناه را صادر نماید.

درهرکجای دنیا هر کشوری که به خود جرأت ایستادگی و مقاومت در برابر زیاده خواهی‌های  اسرائیل و آمریکا و منافع آنها را بدهد با کلاهک‌های هسته‌ای و موشک های شیمیایی و میکروبی رو برو  خواهند شد.

در ادبیات حقوق بشر آمریکایی کسی حق ندارد در مقابل زیاده خواهی آمریکا و اسرائیل اعتراضی داشته باشد والا با تحریم و انزوای سیاسی و اقتصادی مواجه خواهد شد. در منطق حقوق بشر آمریکایی زنان وسیله کامجویی مردان هستند،‌ همجنسگرایان داری حقوق می‌شوند که با هیچ  عقل سلیمی و قانون ومنطق وحیانی سازگار نیست.

 سخن آخر

حقوق بشر امریکایی درواقع در جهت منافع آمریکا معنا و مفهوم پیدا می‌کند. از این رو هرکجای کره زمین پای حقوق ومنافع آمریکا در میان باشد این حقوق نیز کارائی و ارزش پیدا می‌کند و هرکجا صحبتی از این منافع نباشد اگر هزاران انسان نیز خونشان برزمین ریخته شود جایی برای صحبت از حقوق بشر نخواهد بود.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 0:31  توسط کارشناس  | 

اعلامیه حقوق بشر ، تکیه گاه جنایات آمریکا علیه بشر!

حقوق بشر« Human Right »مفهومی جدید و برخاسته از شرایط عصر مدرن است،تدوین کنندگان منشور ملل متحد،مقررات حقوق بشر را در منشور گنجانیدند،و سرانجام در سال۱۹۴۸در مجمع عمومی سازمان ملل این اعلامیه به تصویب رسید معاهده ای که در واقع هیچ تناسبی با رویکرد توحیدی نداشت و در واقع به عنوان سندی راهبردی برای توجیح جنایات استکبار جهانی به ویژه آمریکا علیه بشریت وضع گردید.
توجیح کشتار انسان ها در لوای اعلامیه حقوق بشر!
باید اذعان نمود نفی کرامت انسان به ویژه انسان های مظلوم در مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر به وفور مشاهده می شود،به عنوان نمونه در ماده۵اعلامیه حقوق بشر آمده است،«هیچ کس را نمی توان شکنجه یا مجازات کرد؛یا با او رفتاری کردکه ظالمانه یا برخلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد.»به عقیدۀ مدعیان حقوق بشر هیچ انسانی نباید کرامت انسان دیگری را نادیده بگیرد و اورا مورد اذیت و آزار و اهانت قرار دهد،حتی اگر کسی مرتکب چنین رفتاری شود،دیگران حق ندارندکه وی را آزار یا توهین کنند.یک شخص مجرم اگرچه هزاران انسان بی گناه را به خاک و خون کشیده باشد همچنان محترم است و نباید به او بی حرمتی روا داشت.نهایت کیفری که برای چنین شخصی باید در نظرگرفت جریمۀ مالی یا زندان است!حتی گفتن یک سخن توهین آمیز در حکم توهین به انسانیت و جامعۀ بشری است.
با تأمل در شعار مدعیان حقوق بشر می توان ادعا نمود اعلامیۀ حقوق بشر در واقع در راستای توجیح جنایات قدرت های بزرگ گام بر می دارد،زیرا بر اساس مادۀ۵اعلامیۀ حقوق بشر،نباید دولت جنایتکار آمریکا در فاجعۀ بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی مورد بازخواست و تنبیه و اذیت و آزار قرار گیرد،و برای مقابله باجنایات استکبار در دنیا جریمۀ مالی یا زندان کافی است!به راستی آیاجزای آمریکا و دیگر قدرت های غربی و…در کشتار۱میلیونی مردم عراق در حادثۀ اشغال این کشور،جریمۀ نقدی یا زندان می باشد؟! هم چنین رژیم نامشروع اسرائیل که به عنوان جنایتکارترین و خونخوارترین رژیم استکباری تحت حمایت های آمریکا و قدرت های غربی و نیز جنایات ضد بشری آمریکا و متحدانش در سوریه،عراق،فلسطین،افغانستان،بحرین و…که با وحشتناک ترین و هول انگیزترین وضع، مردم را به خاک و خون می کشند،از دید اعلامیۀ حقوق بشر و در صورت اثبات جرم جریمۀ نقدی یا زندان خواهد بود؟لذا در جای جای این اعلامیۀ ضد حقوق بشری می توان به عینه نقض کرامت انسان را مشاهده نمود،کرامتی که خداوند به انسان ارزانی داشته است لذا از باب اهمیت حفظ کرامت انسان است که قرآن کریم انسان های جنایتکار را از باب «اولئک کالأنعام بل هم اضلّ»[۱] ذکر  می نماید، واز دیدگاه خداوند متعال چنین انسان هائی  از حیوانات گمراه تر و بدترین جانورانند، لذا کرامتی برای آنها متصور نخواهد شد.
با نگرش قرآنی و یا حقوق بشر اسلامی می توان فهمیدحیوانات بر امثال استالین،هیتلر،نتانیاهو…برتری دارندکه در واقع نیز چنین است زیرا می توان به جرأت ادعا نمود این جنایتکاران خونخوارترین افراد می باشند و حیوانات در مقایسۀ با انها قطعا از سابقۀ بسیار درخشان تر برخوردار می باشند.لذا هیچ دلیل معقولی وجود ندارد که کرامت  و حرمت انسان حتی در صورت ارتکاب جرم محفوظ بماند،چگونه می توان پذیرفت کسی که کرامت و حرمت دیگران را پاس نمی دارد،خود دارای کرامت و محترم باشد؟لذا حق این است که استکبار جهانی به ویژه دولت ضد بشری آمریکا و متحدانش که توهین و نقض کرامت انسانی را باعث می گردند خود نیز کرامت نداشته باشند و کیفر و عقوبت آنها مشروع و قانونی باشد.
در خاتمه باید گفت بررسی اعلامیۀ مبهم و حامی قدرت های غربی در مقولۀ حفظ کرامت انسانی در وضعیت اسفناکی به سر می برد،در واقع این اعلامیه تسهیل کننده جنایت های قدرت های استکباری برای ارتکاب جنایات جنگی و درامان ماندن از عقوبت و مؤاخذه می باشد،لذا ضروت هم اندیشی نخبگان جوامع مختلف بشری برای ترمیم این اعلامیۀ بعضا نفرت انگیز و ظالمانه باید به عنوان راهبرد مهم و کلیدی دولت های آزاده برای جلوگیری از تداوم جنایات ظالمانه و ضد بشری آمریکا و متحدانش مورد سعی و تلاش قرار گیرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393ساعت 16:15  توسط کارشناس  | 

اعلاميه اي از جنس تناقض

درمفهوم حقوق بشرتعريف واحدي ارائه نشده و توافقي دراين مورد وجود ندارد. به بيان كلي حقوق بشر، حقوق بنيادين و انتقال ناپذير است كه براي حيات نوع بشر اساسي تلقي مي‌شود‌، يعني مجموعه‌اي از ارزشها، مفاهيم،‌ اسناد و سازوكارها ست كه موضوعشان حمايت از مقام و منزلت و كرامت انساني‌است. هدف و غايت حقوق بشر تضمين حقوق اساسي افراد بوده و حقوق بشر به دنبال اعطاي حقوق مشخص افراد مي‌باشد و منظور از حقوق اساسي افراد، ‌همان حقوق و آزاديهاي فردي است كه عبارتند از: حكومت قانون- عادلانه- و آزادي بيان و اجتماعات و مصونيت جان و مال و آزاديهاي ويژه اي چون حقوق اقتصادي ، مصونيت از تبعيض و حقوق بيگانگان با تمام زيرشاخه ها و چارچوبهاي منطقي وجود ضمانت اجراي آنهاست.

حقوق بشر بارها تعريف و باز تعريف شده است و در هر دوره، مكتب و صاحب نظري از منظر خود به اين موضوع نگريسته و چارچوب آن را تبيين كرده است. اگرچه برخي صاحب نظران، حقوق بشر فعلي را «حاصل تفوق و نفوذ فلسفه و انديشه‌هاي غربي» در اين زمينه مي دانندولي بايد اذعان نمود كه رشد و شكوفايي چنين انديشه‌هايي از بنيادهاي فرهنگي ساير ملل، مذاهب و مكاتب بهره برده است، به همين دليل است كه اعلاميه جهاني حقوق بشر مصوب 51 عضو سازمان ملل با فرهنگها و نظرات گوناگون است و دو ميثاق بين المللي حقوق بشر و پروتكلهاي اختياري حقوق مدني و سياسي با اعتقادات اديان و مكاتب تا حدود زيادي همخواني و همراهي دارد. به همين دليل با قاطعيت مي‌توان گفت«حقوق بشر امروزي تلفيقي از اعتقادات و ارزشهاي مربوط به نوع بشر از گذشته تا به امروز است».

اعلاميه جهاني حقوق بشر، به راستي اعلاميه اي جهاني است؟!به نظر مي رسد كه چنين نباشد زيرا همان طور كه برخي از محققان معتقدند«حقوقي كه به نام حقوق بشر تشريح مي شود، با توجه به ويژگي هاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جامعه اي كه از اين حقوق درآنجا تعريف به عمل مي آيد، شكل متفاوتي به خود
مي گيرد. از اين رو، حقوق بشر هيچ گاه در چارچوب يك تعريف عام و قابل پذيرش عمومي نگنجيده است. اين امر موجب بروز يك معضل در نظام حقوق بين الملل شده است.» لازمه جهاني بودن آن است كه يا به همه فرهنگ ها توجه شود يا دست كم قدر مشترك همه نظام هاي حقوقي اخذ شود. همان طور كه برخي از دولت هاي جهان سوم نظير جمهوري اسلامي ايران، هند، چين و برزيل اعلام كرده اند. حقوق بشر مورد نظر غرب برخلاف فرهنگ و عقيده آنهاست ولذا در مسائل حقوق بشر بايستي به فرهنگ هاي بومي توجه شود و معيارهايي كه صرفاً براي مبناي فرهنگ و سنن و فلسفه غربي است، نبايد جهاني تلقي شود.

حقوق بشر را بايد برچه مبنايي اعلام كرد؟

اعلاميه جهاني حقوق بشر كه در دهم دسامبر 1948م با 48 رأي موافق و هشت رأي ممتنع به تصويب رسيد، ازهمان ابتداي شكل‌گيريِ مقدمات آن، مناقشات مهمي را برانگيخت و تفاوت‌هاي بنيادي فراواني را در ارزش‌ها و فرهنگهاي ملل آشكار ساخت. اين مناقشات و تفاوت‌ها، سرانجام در دو قلمرو «بين‌تمدني» و «درون­ تمدني»، و سه عرصه «فلسفي»، «تاريخي» و «عملي» آرايش يافت.يكي از پايدارترين مسائل اين بود كه حقوق بشر را بايد بر چه مبنايي اعلام كرد. تاريخچه اعلاميه مشخص مي كند كه مسائل مورد بحث در آن دوران و ديدگاه‌هايي كه الهام‌بخش روايت نهايي «اعلاميه حقوق بشر» بودند، در اساس، به يك منظومه فلسفي غربي مربوط مي‌شدند. سنت‌هاي فلسفي و حقوقي غير‌غربي ــ كه شايد مي‌توانستند خواسته‌هاي آرماني متفاوت يا تكميلي حقوق بشر را مطرح سازند ــ به ندرت در مذاكرات و مشورت‌ها مدنظر قرار گرفتند. حتي آن بخش از اعضاي كميسيون حقوق بشر كه نمايندگي كشورهاي غيرغربي را بر عهده داشتند، در اغلب موارد، خود در غرب يا در موسساتي درس خوانده بودند كه نمايندگان قدرتها و انديشه هاي غربي در كشورشان بودند. بنابراين اگرچه گهگاه به سنت‌هاي غيرغربي مانند آيين كنفسيوس يا اسلام ارجاعاتي مي‌شد، اما ارجاع به سنتهاي غربي بر نظرخواهي هايي كه به تدوين نهايي «اعلاميه جهاني» انجاميدند، سخت مسلط بود.

اعلاميه جهاني حقوق بشر، بر مباني فرهنگ غرب :

اعلاميه جهاني حقوق بشر، بر مباني فرهنگ غرب، بويژه فلسفه حقوق طبيعي، استوار است. بشر ليبرال غرب، چنان‌كه جان راولزبه درستي توضيح مي دهد، سه وجه اساسي دارد: نخست، حكومت مردم‌سالار مبتني بر قانون اساسي مستدل، كه منافع اساسي مردم را تأمين مي كند؛ دوم، شهرونداني كه به لحاظ يك رشته «تعلقات مشترك»وحدت يافته‌اند؛ و سوم، يك طبيعت اخلاقي. به نظر راولز، وجه نخستْ امري حقوقي و نهادي است؛ وجه دوم فرهنگي و سرانجام، وجه سوم مستلزم انطباق دقيق با مفهومي سياسي از حق و عدالت است.مطالعه مواد مختلف اعلاميه حقوق بشر، ابتنا و التزام اين اعلاميه به انسان‌شناسي فوق را نشان مي‌دهد. هرچند تاكنون تلاشهاي زيادي براي انفكاك ملازمه حقوق بشر با انسان‌شناسي فلسفه ليبرال غرب صورت گرفته، و به تعميم و تسري حقوق بشر به ديگر سنتهاي فكري ـ اجتماعي توجه شده است، اما در سال 1948 م (سال تصويب اعلاميه) چنين نبود. در اين زمان، ملازمه ميان مواد اعلاميه حقوق بشر و ليبراليسم غرب مشهود بود. نماينده دولت عربستان در سومين كميته مقدماتي كميسيون حقوق بشر، با توجه به اين ملازمه، برخي مواد اعلاميه را در حكم تعرض به اصول فرهنگ‌هاي دولت‌هاي اسلامي تلقي مي‌كرد.

اشاره اي به محتواي اعلاميه جهاني حقوق بشر

اعلاميه جهاني حقوق بشر شامل يک مقدمه و 30 ماده است که چون بدون ذکر عنوان و سر فصل به صورت پشت سر هم آمده است ، دسته بندي واحدي نسبت به آن وجود ندارد و شارحين آن ، هر يک بر حسب ذوق و سليقه خود ، دسته بندي هايي را ارائه کرده اند . شايد بتوان مطالب اعلاميه را در شش بخش اصلي زير ، خلاصه و طبقه بندي کرد :

بخش اول ) ديدگاهها ، اصول و مباني (مواد1و2):


1- وحدت خانواده بشري ؛ 2- وحدت خانواده بشري ؛3- حقوق بنيادين و غير قابل انتقال مرد و زن ؛ 4- آزادي ، برابري و برادري .

بخش دوم ) حقوق ، آزادي ها و مصونيتهاي شخصي (مواد3تا11).

بخش سوم ) حقوق بنيادين فرد در رابطه با خانواده ، سرزمين ، اشيا و جهان خارج (12تا17).

بخش چهارم ) حقوق و آزاديهاي عمومي و سياسي بنيادين (مواد18تا21)

بخش پنجم ) حقوق اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي (22تا27).

بخش ششم ) چگونگي ارتباط فرد و جامعه ، تکاليف فرد در برابر جامعه ، محدوديتهاي حقوق و آزادي هاي فردي و روش تفسير اعلاميه (مواد28تا30).

اصلي ترين جهت مثبت اعلاميه جهاني حقوق بشر

شايد اصلي ترين جهت مثبت اعلاميه آن باشد که آرمانهاي عالي انساني و فطري را هر چند به صورتي کلي تدوين نموده و بر اجراي آن تأکيد ورزيده است . آرمانهايي که گذشته از انساني و فطري بودنشان ، نتيجه تلاشها و مبارزات مصلحان جامعه بشري در طول تاريخ ،اعم از پيامبران و حکيمان و ... بوده است . حداقل تأثير مثبت اين اعلاميه - حتي اگر در خارج هم عملا تحقق پيدا نکند - اين است که بر بسياري از مظالم ، تبعيضها ، ستمها ، محدوديتها و نابرابريها ، که سالها و قرنها با صورت و شکلي قانوني بر محرومين - بويژه در مغرب زمين - تحميل مي شد خط بطلان کشيد و آنها را غير قانوني اعلام کرد و در مقابل ، اصل را بر آزادي و برابري و برادري انسان نهاد .

چند انتقاد کلي به مجموعه اعلاميه جهاني حقوق بشر

صاحب نظران معتقدند غيرازانتقادي که به لحاظ محتوايي ممکن است نسبت به هر يک ازمواد اعلاميه جداي از سايرمواد وجود داشته باشد ، چند انتقاد کلي به مجموعه اعلاميه جهاني حقوق بشروارد است :

1- عدم صلاحيت لازم و کامل قانونگذار ؛ 2- فقدان شالوده هاي نظري ؛ 3- عدم هماهنگي و انسجام ؛ 4- عدم توجه به تکاليف.

ايدئولوژي «يك بام و دو هوا»ي قدرتهاي بزرگ، در قبال حقوق بشر

رويكرد نوعي سياست ابزارگرايانه و ايدئولوژي «يك بام و دو هوا» توسط قدرت­هاي بزرگ، نظير آمريكا در قبال حقوق بشر موجب تزلزل بنيادهاي انساني و جهاني حقوق بشر گرديده است. اين­ گونه دولت­ها هنگام تصويب ميثاق بين­ المللي مربوط به حقوق بشر از حق تحفظ و اعلام قيد استفاده كردند. اين امر به آنها اجازه تفسير مورد نظر خويش را از حقوق بشر داده است. دولت آمريكا هنگام تصويب ميثاق بين ­المللي حقوق مدني و سياسي،اعلام داشت كه نسبت به ماده هفت خود را ملزم مي­ داند از رفتار ظالمانه و غير انساني يا مجازات خلاف شئون انساني به مفهومي كه در اصلاحيه ­هاي قانون اساسي آمريكا آمده است، خودداري كند.

بند يك ماده 20 ميثاق ابراز داشته است: «هرگونه تبليغ براي جنگ به موجب قانون ممنوع است.» دولت آمريكا بر اين ماده تحفظ دارد و آزادي بيان و اجتماعات را كه طبق قانون اساسي و ديگر قوانين آمريكا حمايت شده ­اند، محدود نمي­ نمايد. دولت فرانسه نيز در اين خصوص اعلام نظركرده است. جنگ كه در ماده 20، تبليغ آن ممنوع شده است، به معناي نقض قوانين و مقررات و ملاحظات بين ­المللي است و قانونگذار فرانسه براي تبيين اين موضوع صالح است. همين كشور در مورد ماده 27، كه در مورد حقوق اقليت­هاي مذهبي در تقيد به سنن مذهبي و آزادي انجام مراسم ديني است، اعلام داشته است: در پرتو اصل دوم قانون اساسي فرانسه، اين ماده تا آنجا كه مربوط به جمهوري فرانسه است قابل اجرا نيست.

از نمونه­ هاي فوق اين گونه استنباط مي­ گردد كه اين قدرت­ها نيز در برخي موارد، به صورت مشروط به اين اسناد پيوسته ­اند، پس نبايد ساير ملل را به پيوستن بدون شرط و قيد مجبور نمايند و از سوي ديگر، برخورد دو گانه و حتي چندگانه مدعيان حقوق بشر نسبت به كشورهاي مختلف جهان و قضيه حقوق بشر در آنها، به ترديد در مقاصد و انگيزه­ هاي پي­گيري وضعيت حقوق بشر مي ­انجامد و اين امر به سست شدن التزام عملي و نظري بدان منجر خواهد شد.

جان كلام

1. همه انسان ها و به طور كلي بشريت داراي حقوقي است كه براي همه از هر رنگ و نژاد و تيره و قبيله اي و با هر مذهب و مرام و مسلكي محفوظ است و همگان بايد به آن احترام بگذارند و مدنظر قرار دهند.

2. حقوق مسلم افراد در بازي هاي دولتمردان و بخصوص دول زورگوي عالم، كه به كمتر از همه چيز قانع نيستند، تضييع و ناديده گرفته مي شود و در مسابقه براي تحكم و زور و استعمارگري فرا نو، همين نوع بشر و زن و كودك بي گناه است كه تاوان كبر و مستي قلدران را مي پردازد.

3. اعلاميه جهاني حقوق بشرداراي نكات خوب و ارزنده اي براي بشريت است، اما اين بدان معنا نيست كه همه محتويات آن مورد تأييد باشد. مهم تر از همه اينكه در عصرحاضر، حقوق بشر به بهانه اي در دست مستكبران براي تعقيب منافع به ناحق خويش تبديل شده است.

4. شايد مهم ترين نكته اي كه در اعلاميه جهاني حقوق بشر ناديده گرفته شده است، احترام به اديان و
فرهنگ هاي بحق و معتبر موجود در عرصه جهاني است.

منابع :

1- سعيد ميرزايي ينگجه، تحول مفهوم حاكميت درسازمان ملل متحد،تهران،دفترمطالعات سياسي وبين المللي وزارت امور خارجه، 1373.

2- محمود مسائلي،«نسل جديد حقوق بشر»، مجله سياست خارجي، تهران، دفترمطالعات سياسي وبين المللي وزارت امورخارجه، شماره 1، سال ششم، بهار1371.

3- سيد محمد اكبري، «اصل عدم مداخله»، مجله پژوهش حقوق و سياست، تهران، دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه علامه طباطبايي، ش 1، سال اول، پاييز و زمستان 1378.

4- محمدتقي جعفري تبريزي،تحقيقي دردو نظام حقوق جهاني بشرازديدگاه اسلام وغرب وتطبيق آن دوبا يكديگر، تهران، دفتر خدمات حقوقي بين المللي جمهوري اسلامي ايران، چاپ اول، 1370.

5- هدايت الله فلسفي، «تدوين و اعتلاي حقوق بشر»، مجله تحقيقاتي حقوقي، شماره 17ـ 16، سال
75 ـ 74.

6- علي اكبرخسروي،حقوق بين الملل دفاع مشروع،تهران،آدينه،1373 .

7- سيد خليل خليليان، حقوق بين الملل اسلامي، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ پنجم، 1375 .

8- امير حسين رنجبريان، تأملي بر حقوق بشر. مجله راهبرد، ش4 .

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم فروردین 1393ساعت 0:5  توسط کارشناس  | 

آمریکا ناقض بزرگ حقوق بشر

در حالی كه آمریكا در جهان داعیه دفاع از حقوق بشر دارد و قوانین مختلفی در این زمینه تصویب كرده اما آمار و ارقام نشان می‌دهد كه رویكرد مقامات كاخ سفید چیزی جز این است و پر كردن خزانه آمریكا برای آن‌ها مهم‌تر از حقوق بشر و جان دیگر ملت‌هاست. این مساله را می توان در تجارت سلاح و راه‌اندازی جنگ مشاهده کرد که اقدامی دقیقا ضد حقوق بشر است.

در حالی كه آمریكا قوانین مختلفی را در خصوص حمایت از حقوق بشر تصویب كرده اما با صدور اسلحه به كشورهای ناقض حقوق بشر در واقع بی‌اساسی ادعای حمایت از حقوق بشر را ثابت كرده است.

از جمله قوانینی كه برای حمایت از حقوق بشر در آمریكا تصویب شده، قانون "لیهی" است كه در سال 1997 و به پیشنهاد سناتور پاتریك لیهی، رئیس کمیته قضایی وقت سنای آمریکا تصویب شد و بر اساس آن دولت آمریكا حق ندارد به كشورهایی كه حقوق بشر در آن‌ها نقض می‌شود اسلحه صادر كند.

این در حالی است كه بر اساس آمار منتشر شده در آمریكا، صادرات اسلحه این كشور در سال 2010 رشد چشمگیری یافته و به 44 میلیارد و 28 میلیون دلار رسیده است كه بخش قابل توجهی از این صادرات به كشورهای ناقض حقوق بشر بوده است.

بر اساس این آمار در میان خریداران اسلحه‌های آمریكایی، اسرائیل،‌ عربستان، بحرین،‌ الجزایر، پرو، جیبوتی و هندوراس به چشم می‌خورند كه وضعیت حقوق بشر در برخی از آن‌ها بسیار ناگوار است و در برخی دیگر تعریف چندانی ندارد.

گزارش‌های منتشر شده از سوی وزارت امور خارجه آمریكا نشان می‌دهد كه این كشور به 177 كشور جهان در سال 2011 اسلحه صادر كرده كه درآمدهای مالی ناشی از فروش این اسلحه‌ها به بیش از 44 میلیارد دلار می‌رسد.

صادرات اسلحه آمریكا در سال 2011 نسبت به سال 2010 ، 10 میلیارد دلار افزایش یافته و پیش‌بینی شده است كه این ارقام برای سال 2012، 70 درصد افزایش داشته باشد كه این امر نشان‌دهنده رشد بی‌رویه صادرات اسلحه از سوی مقامات كاخ سفید است.

قراردادهای فروش اسلحه در حالی بسته شده‌اند كه بر اساس قانون لیهی این كشور هر نوع درآمد ناشی از فروش اسلحه به كشورهای ناقض حقوق بشر غیرقانونی است كه با این حساب بیشتر قراردادهایی كه كاخ سفید در این خصوص بسته است بر اساس قوانین مصوب آمریكا منشاء قانونی ندارد.

هر چند وزارت امور خارجه آمریكا بارها تاكید كرده كه محموله‌های نظامی فروخته شده به دیگر كشورها تنها برای مقاصد دفاعی قابل استفاده است و نمی‌توان از آن‌ها علیه تظاهركنندگان استفاده كرد اما با نگاهی به تجهیزات نظامی فروخته شده به برخی كشورها می‌توان به آسانی به مصارف ضد حقوق بشری این تجهیزات پی برد.

در لیست خریداران اسلحه‌های آمریكایی در منطقه خاورمیانه كشور امارات با واردات بیش از دو میلیارد دلار تجهیزات نظامی در صدر قرار دارد و در میان مجموع خریداران اسلحه‌های آمریكایی نیز در رده چهارم است.

به طور كلی می‌توان واردكنندگان عمده سلا‌ح‌هایی آمریكایی در منطقه را به ترتیب زیر دسته‌بندی كرد:

امارات:

مجموع واردات: بیش از 2 میلیارد 465 میلیون دلار

نوع اسلحه: موشك، گلوله‌های توپ و تانك، سلاح‌های سبك، مواد سمی (گاز اشك‌آور،‌ بمب‌های دودزا و ادوات ضد شورش)

قطر:

مجموع واردات: بیش از 1 میلیارد و 792 میلیون دلار

نوع اسلحه: گلوله‌های توپ و تانك، موشك، سیستم‌های راداری، هواپیما و ذخیر جنگی

اسرائیل:

مجموع واردات:1 میلیارد و 462 هزار دلار

نوع اسلحه: سلاح‌های سبك، مواد سمی (گاز اشك‌آور،‌ بمب‌های دودزا و ادوات ضد شورش)، موشك و انواع زره‌پوش‌ها و هواپیما

عربستان:

مجموع واردات: بیش از 877 میلیون دلار

نوع اسلحه: سلاح‌های سبك، مواد سمی (گاز اشك‌آور،‌ بمب‌های دودزا و ادوات ضد شورش)، اسلحه‌های سنگین، موشك، سیستم‌های راداری و زره‌پوش

كویت:

مجموع واردات: بیش از 693 میلیون دلار

نوع اسلحه: سلاح‌های سبك، مواد سمی (گاز اشك‌آور،‌ بمب‌های دودزا و ادوات ضد شورش)، سلاح‌های سنگین، هواپیما، زره‌پوش و موشك

بحرین:

مجموع واردات:بیش از 280 میلیون دلار

نوع اسلحه: سلاح‌های سبك و سنگین، مهمات جنگی، هواپیما، سیستم‌های جنگ الكترونیك

با نگاهی به این آمار به راحتی می‌توان فهمید كه آمریكا با وجود قوانین تصویب شده وادعای این كشور در حمایت از حقوق بشر اما به بسیاری از كشورها تجهیزات مقابله با تظاهرات و سركوب مخالفت‌های داخلی ارسال می‌كند. آمریکا با راه‌اندازی جنگ‌های مختلف و به تبع آن فعال کردن کارخانه‌های اسلحه سازی‌اش، نه تنها حقوق بشر را نقض می‌کند بلکه آن را به تمسخ نیز می گیرد. چگونه است که کشتن افراد با سلاح‌های آمریکایی اقدامی در جهت نقض حقوق بشر به شمار نمی‌آید اما اجرای قوانین اسلامی در کشورهای مسلمان اقدامی خلاف منشور حقوق بشر است؟ به نظر می‌رسد غرب و در راس آنها آمریکا به تمسک به بهانه‌ای نظیر حقوق بشر قصد دارد بر اقدامات خلاف حقوق بشر خود صحه گذارد که در این راه از تمام ابزارهای بین‌امللی نیز بهره می گیرد.


+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1392ساعت 12:24  توسط کارشناس  | 

مطالب قدیمی‌تر