اکانت تلگرام خود را از حالت Report Spam خارج کنید

در نرم‌افزار تلگرام می‌توانید به افرادی که شماره تلفن همراه شما را در گوشی خود ذخیره ندارند هم پیام بفرستید. هنگامی که شما این کار را انجام می‌دهید، پیام شما به همراه دو گزینه Add Contact و Report Spam و یا در نسخه PC با گزینه‌های Report Spam و Hide به طرف مقابل نمایش داده می‌شود که مخاطب می‌تواند بسته به تصمیمی که در آن لحظه می‌گیرد، پیام شما را اسپم گزارش کند.

 
اکانت تلگرام خود را از حالت Report Spam خارج کنید + آموزش
 
کافی است این عمل گزارش شدن شما به عنوان Spam از جانب چند فرد مختلف صورت بگیرد، آنگاه تلگرام حساب کاربری شما را به عنوان یک استفاده‌ کننده غیرمعمول در سرورهای خود ثبت می‌کند.
 
اکانت تلگرام خود را از حالت Report Spam خارج کنید + آموزش
 
در ابتدای راه‌اندازی این گزینه و این سرویس، شرکت تلگرام با در نظر گرفتن یک ایمیل به آدرس spam@telegram.org از کسانی که گمان می‌کردند به اشتباه حسابشان اسپم شده می‌خواست تا با موضوع Spam یک ایمیل حاوی شماره تلگرام اسپم شده به آن ارسال کنند تا بعد از بررسی، شماره درخواست‌کننده را از لیست سیاه ریپورت اسپم شدگان خارج کند. اما گویی اخیرا حجم این ایمیل‌ها چنان زیاد شده که شرکت تلگرام دیگر تمایلی به پاسخگویی به این ایمیل‌ها ندارد.
 
اکانت تلگرام خود را از حالت Report Spam خارج کنید + آموزش
 
برای رفع مشکل، لازم است ابتدا ایمیل حاوی درخواست خروج از حالت اسپم را برای تلگرام فرستاده باشید ، سپس شما می‌بایست از 10 تا 15 نفر از کسانی که مطمئن هستید شماره شما را در گوشی خود ذخیره ندارند و شما هم متقابلا شماره آن افراد را در گوشی خود ندارید، درخواست کنید که حداقل 10 پیام یا استیکر برایتان ارسال کنند. شاید با خود بگویید اصل مشکل همین‌جاست که من نمی‌توانم به این افراد پیغام بفرستم. بله کاملا حق با شماست ولی حتما در گروه‌هایی فعالیت دارید که ممکن است برخی از اعضای گروه شماره شما را نداشته باشند و شما هم شماره این دوستان را نداشته باشید. شما می‌توانید با ارسال یک پیام در گروه، از اعضا بخواهید که یاری‌ تان کنند و یا می‌توانید از دوستانتان بخواهید که از دوستانشان که شماره شما را ندارند و شما هم شماره آن‌ها را ندارید، بخواهند که برایتان حداقل 10 پیام یا استیکر بفرستند.
بعد از کامل شدن این مرحله و ارسال این پیام‌ها نوبت شماست که کار اصلی را انجام دهید. کار اصلی که شما باید در این مرحله انجام دهید، صبر است. می‌بایست به مدت 4 تا 7 روز به هیچ عنوان این پیام‌هایی که برایتان فرستاده شده را باز نکنید. باز هم تاکید می‌کنیم، به هیچ عنوان پیام‌هایی که به خاطر خارج شدن از حالت اسپم Spam دریافت کرده‌اید را نباید باز کنید و ببینید.
 
در طول این مدت 4 تا 7 روزه شما می‌توانید به فعالیت عادی خود در گروه‌ها و گفتگو با کسانی که قبلا با آن‌ها در ارتباط بودید ادامه دهید ولی این را هم مد نظر داشته باشید که در همین مدت، نباید به شخص یا اشخاصی که شماره شما را در گوشی خود ذخیره ندارند هیچ پیغامی بفرستید.در نهایت اکانت شما بعد از گذشت این مدت از حالت ریپورت اسپم (Report Spam) خارج خواهد شد.

جاده‌ها با عزرائیل همدست‌اند

از انسان، خودرو و جاده به عنوان مثلث تلفات رانندگی یاد می‌کنند؛ مثلثی که سبب می‌شود هر سال حدود 20 هزار نفر در جاده‌های کشور جان خود را از دست بدهند. در این میان کارشناسان بیشتر به نقش انسان می‌پردازند، اما به نظر می‌رسد برای کاهش آمار جانباختگان حوادث ترافیکی باید به این سه عامل توجه ویژه‌ای داشت. در این گزارش به جاده‌های پرحادثه کشور و نقش آنها در تصادفات رانندگی پرداخته‌ایم.

دسترسی به جاده‌های استاندارد و ایمن را باید حق طبیعی هر شهروندی دانست، زیرا شرایط حمل و نقل هوایی، ریلی و دریایی در کشورمان سبب شده دست‌کم بیش از 90 درصد از شهروندان نیازهای خود را در زمینه حمل و نقل از طریق جاده‌ای برآورده کنند، اما برخلاف این نیاز مبرم، استاندارد‌ها در حوزه راه به شکل مناسبی رعایت نمی‌شود. به همین علت نقش جاده به عنوان یکی از متهمان اصلی مرگ و میر شهروندان در حوادث ترافیکی جدی‌تر باید گرفته شود.هرچند در سال‌های اخیر تلاش‌هایی برای بهبود شرایط جاده‌های کشور شده، اما چون چنین فعالیت‌هایی خیلی کند دنبال می‌شود نتوانسته تاثیر چندانی در برطرف شدن نیاز شهروندان داشته باشد.


2 ویژگی راه مطلوب
کارشناسان معتقدند راه استاندارد باید دست‌کم دو ویژگی داشته باشد؛ یعنی خودمعرف بوده و از بخشندگی برخوردار باشد. به عبارت دیگر تابلو، علائم، خطوط و نقوش در راه باید به گونه‌ای در نظر گرفته شود که مسافر بتواند مسیرش را به‌راحتی مشخص کند و از شرایط پیش روی خود در مسیر آگاه شود. به نظر می‌رسد بخشندگی راه را نیز به این شکل باید در نظر گرفت که جاده به صورتی ایمن‌سازی شود که اگر راننده‌ای مرتکب اشتباه شد، غفلت او به مرگش ختم نشود.اما گزارش‌هایی که پزشک قانونی از آمار مرگ و میر حوادث رانندگی منتشر می‌کند، گواهی است بر این که هنوز عواملی مانند جاده، خودرو و خطای انسانی در مرگ شهروندان کماکان به قوت خود باقی است.

جاده‌های پر حادثه ایران

براساس عملیاتی که سازمان امداد و نجات کشور در جاده‌ها انجام داده، می‌توان فهرست پرحادثه‌ترین جاده‌ها را به دست آورد. در این فهرست نام جاده‌های اصفهان، مازندران، خراسان رضوی و فارس به چشم می‌خورد. به نظر کارشناسان جاده‌های اصفهان، خراسان رضوی و فارس به دلیل کفی و یکنواخت بودن، بیشترین حادثه‌ها را به خود اختصاص داده‌اند چون در این جاده‌ها خستگی رانندگان، مقدمه حادثه را رقم می‌زند و بیشتر شهروندان به دلیل واژگونی خودرو آسیب می‌بینند، بنابراین باید به رانندگان هشدار داد هنگام رانندگی در چنین جاده‌هایی دست‌کم هر دو ساعت یکبار چند دقیقه‌ای استراحت کنند. به نظر می‌رسد درباره جاده مازندران نیز باید یاد‌آور شد مارپیچ‌بودن این مسیر و توجه نکردن رانندگان به رعایت سرعت مطمئنه، شرایط را برای بروز تصادف و حادثه فراهم می‌کند. برخی کارشناسان نیز معتقدند جاده چالوس و محور‌های نجف‌آباد ـ اصفهان، سیرجان ـ بندرعباس، بندرعباس ـ لار و تهران ـ مشهد را باید در فهرست پرحادثه‌ترین جاده‌های کشور قرار داد.

حوادث در جاده پزشکی قانونی
برای پی بردن به خطرناک بودن جاده‌های کشورمان می‌توان به گزارش‌های سازمان پزشکی قانونی نیز استناد کرد. براساس گزارشی که این سازمان از هشت ماهه ابتدایی سال منتشر کرده در این مدت 11 هزار و 866 نفر در حوادث رانندگی کشور کشته شده‌اند، هرچند آمار جانباختگان نسبت به مدت مشابه سال گذشته 7/2 درصد کاهش داشته، اما تعداد مجروحان حوادث ترافیکی کشور 2/1 درصد افزایش داشته و به عدد 219 هزار و 749 نفر رسیده است.

در این میان با مرور پنج استانی که بیشترین آمار کشته‌شدگان را در این مدت به خود اختصاص داده‌ می‌توان به وضع جاده‌ها و میزان تردد شهروندان پی برد. در هشت ماهه ابتدایی سال، استان فارس با 1004 نفر کشته در جایگاه اول قرار دارد، هرچند آمار این استان نسبت به مدت مشابه سال گذشته 6/3 درصد کاهش داشته است. پس از فارس، نوبت به خراسان رضوی می‌رسد که در این مدت تعداد کشته‌های حوادث رانندگی‌اش 987 نفر گزارش شده و برابر آمار تعداد کشته‌شدگان نسبت به مدت مشابه سال گذشته 3/5 درصد افزایش داشته است. استان تهران نیز با 848 نفر کشته در جایگاه سوم قرار می‌گیرد. براساس گزارش پزشکی قانونی، آمار این استان نیز نسبت به سال گذشته 2/8 درصد کاهش نشان می‌دهد. در استان اصفهان نیز در هشت ماه گذشته 769 نفر در حوادث رانندگی کشته شده‌اند و این آمار نسبت به مدت مشابه سال گذشته 4/4 درصد کاهش نشان می‌دهد. کرمان نیز با 701 نفر جان باخته در حوادث رانندگی در جایگاه پنجم قرار می‌گیرد. آمار این استان نیز نسبت به مدت مشابه سال گذشته 5/7 درصد افزایش داشته است. براساس گزارش پزشکی قانونی مازندران نیز جاده هراز یکی از پرحادثه‌ترین جاده‌های کشور است که در فاصله سال‌های 85 تا 93 شاهد مرگ 570 نفر بوده و در این میان سال 92 با 78 کشته رکورددار است.

نگهداری از راه فراموش شده
کارشناسان معتقدند برای حفظ ایمنی جاده‌ها باید 6 درصد ارزش راه را هر سال برای نگهداری از آن در نظر گرفت. باید یادآور شد کشورهای پیشرفته چنین استانداردی را رعایت می‌کنند و در کشورهای در حال توسعه نیز 4 درصد ارزش راه را برای نگهداری از آن اختصاص می‌دهند، اما در کشورهایی که در گروه جهان سوم قرار می‌گیرند این سهم به 2 درصد می‌رسد.

در کشورمان نیم درصد ارزش راه را نیز برای نگهداری از آن هزینه نمی‌کنند.با اینکه سال هاست سازو کار ایمن سازی جاده‌ها در برابر ریزش کوه یا بهمن مشخص شده، اما همچنان تعدادی از مسافران در کشور به این دلیل جان خود را از دست می‌دهند.در دولت گذشته تمام اعتباری که به ایمنی راه‌ها اختصاص پیدا کرده بود برابر با 8 میلیارد تومان می‌شد. جالب است بدانید در آن سال خط کشی راه‌های شریانی کشور فقط 120 میلیارد تومان اعتبار لازم داشت.

آمار در حوزه راه
براساس آمار سال گذشته در کشورمان 85 هزار و 893 کیلومتر راه تحت حوزه استحفاظی وزارت راه و شهرسازی است. دراین میان 2401 کیلومتر آزادراه، 14 هزار و 488 کیلومتر بزرگراه و 248 هزار و 86 کیلومتر نیز راه اصلی است. طول تونل‌های موجود در کشور نیز 142 کیلومتر برآورد می‌شود. علاوه بر این، تعداد پل‌های دارای روشنایی نیز 407 هزار دستگاه تخمین زده می‌شود. این در حالی است که سال گذشته 567 نقطه و تقاطع پرحادثه نیز در جاده‌های کشور رفع شده و 5011 کیلومتر نیز عملیات بهسازی و روکش آسفالت جاده‌ای صورت گرفته است.

با توجه به وسعت کشور اکنون حدود 230 هزار کیلومتر راه در کشور وجود دارد که برای نگهداری و ارتقای ایمنی آنها به هزینه‌های کلان و اعتبار ویژه نیز داریم.ضعف‌هایی در حوزه راه وجود دارد که در شهر و خارج از آن برای کاربران مشکلاتی ایجاد کرده است. به عنوان نمونه در شهرها گره‌های ترافیکی وجود دارد یا خارج از شهر نیز نقاط حادثه‌خیز، ایمنی شهروندان را به خطر می‌اندازد.

متولیان جاده‌های کشور باید پاسخ بدهند چه درصدی از استاندارد و ضوابط مشخص شده مربوط به روش‌های طراحی، ساخت، نگهداری و بهره‌برداری از جاده‌ها در کشور رعایت می‌شود یا آیا قادر هستیم بزرگراهی بسازیم که پس از دو سال دچار مشکل نشود، یعنی دست‌کم چاله‌ای در آن به وجود نیاید؟ برای پی‌بردن به وضع جاده‌های کشور به پژوهش نیازی نیست؛ برای نمونه در بازدید از اتوبانی مانند تهران ـ قم افراد غیرمتخصص نیز متوجه می‌شوند گاردریل‌های آن تراز نیست.با توجه به اظهارنظرهای کارشناسان و گزارش‌های پزشکی قانونی می‌توان نتیجه گرفت برخلاف نیاز شدید شهروندان به جاده‌های استاندارد تاکنون اراده‌ای قوی برای بهبود شرایط جاده‌های کشور میان متولیان دیده نشده، چون در غیر این صورت باید اعتبارات بیشتری به این حوزه اختصاص پیدا کند.

اخلاق انتخاباتی؛ چرا و چگونه؟

رعایت اخلاق انتخاباتی بایسته ای اساسی در روند برگزاری انتخابات نظام های مردمسالار است؛ بایسته ای که بی توجهی به آن فضای سیاسی را از سلامت دور می دارد و با تضعیف انگیزه های مشارکت، به آسیبی چون بی اعتمادی سیاسی دامن می زند.چند ماه دیگر انتخابات مجلس خبرگان و شورای اسلامی برگزار می شود. پرسشی که امروز به عنوان یکی از دغدغه های مهم برای نخبگان و نیز عموم مردم مطرح می شود توجه به مساله اخلاق انتخاباتی و رعایت اصول اخلاقی در فرایند انتخابات است.

در این نکته شکی نیست که برگزاری انتخابات پرشور افزون بر انگیزه های سازنده مشارکت بیشینه نیازمند رعایت اخلاق و احترام به سلیقه های متفاوت است. هر چند نظام های مردمسالار فضای رقابت را برای جریان های سیاسی مهیا می کنند اما نباید این فضای رقابتی به عرصه بروز بداخلاقی هایی همچون تخریب، تحقیر، توهین و بهتان نسبت به رقیب تبدیل شود.

با این حال، چیزی که در فضای کنونی دیده می شود این است که شمار اندکی از کنشگران انتخاباتی به جای معرفی و ارایه برنامه ها و اهداف خود و گذاشتن آن در معرض گزینش مردم بیشتر در اندیشه تخریب رقیبانند.

با توجه به اهمیت و ضرورت رعایت اخلاق انتخاباتی و ایجاد بسترهای ظهور این مهم به بیان نکته هایی در این زمینه می پردازیم:
1- برای ریشه یابی نسل تازه بداخلاقی های انتخاباتی باید به فضای پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال 1392 برگردیم یعنی جایی که اقلیتی خودهمه پندار داعیه دار اخلاق مداری شدند اما آن چه در عرصه عمل نشان دادند چیزی جز قربانی کردن اخلاق نبود. شاهد بودیم که واژگانی سخیف و ادبیات غیرمعمول و خارج از عرفی در جامعه سیاسی شکل گرفت، گویی رابطه اخلاق و سیاست به سمت رنگ باختن میل می کرد.
با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال 1392، جریان میانه رو با شعار اعتدال پیروز رقابت انتخاباتی شد و با پیروزی این مشی، اقلیت سیاسی اخلاق گریز در موضع ضعف قرار گرفت. با این حال این جریان نه تنها پایان نیافت بلکه حمله های غیراخلاقی به دولت را در شکل ها و قالب های مختلف در دستور کار قرار داد.
2- همان گونه که گفته شد در سال های اخیر نگرانی هایی در مورد افول جایگاه ارزش های اخلاقی و پیراستگی ادبیات برخی سیاستمداران بروز یافته است؛ نگرانی هایی که از پسِ کاربرد اصطلاح ها و واژگان غیرمتعارف و بداخلاقی های سیاسی برخی سیاست پیشگان، به طور ویژه در یک دهه اخیر به اوج رسید. طی سال های گذشته آن چه در سپهر عمومی جامعه بیشتر برجستگی یافت متاسفانه بداخلاقی و تندروی هایی بود که اخلاق را به مسلخ برد و نزد برخی از آن جز سایه ای بر جای نماند.
متاسفانه در ماه های اخیر شاهد دور تازه رفتارهای هنجارشکنانه برخی گروه ها در فضای فعالیت های سیاسی کشور و به ویژه حمله به تجمع ها و نشست های انتخاباتی بوده ایم. برای نمونه می توان از هیاهوگری در مراسم سخنرانی رییس جمهوری به مناسبت روز دانشجو، تهدید سخنرانان و ضرب و شتم آن ها نام برد که نمودی از بی اخلاقی های سیاسی و به ویژه انتخاباتی است.
همچنین از این دست اتفاق ها باید به حمله چند ماه پیش گروهی در شیراز به «علی مطهری» نماینده تهران اشاره کرد که برای سخنرانی به این شهر رفته بود. با گذشت چند ماه، این رخداد برای «سید عبدالواحد موسوی لاری» وزیر کشور دولت اصلاحات تکرار شد که در صدد سخنرانی در ورامین بود. سپس سخنرانی «مصطفی کواکبیان» نماینده پیشین مجلس و دبیرکل حزب مردم سالاری با تهدید به تکرار وقایع شیراز در اندیمشک لغو شد. برخی اخلاق ستیزان حتی از همراه داشتن سلاح های سرد برای بر هم زدن تجمع های انتخاباتی نیز فروگذار نکرده اند. این در حالی است که پس از حمله به سخنرانی ها و تجمع های انتخاباتی سیلی از دروغ و اتهام پراکنی نیز به راه می افتد.
3- حرکت های یاد شده در مقطع کنونی یعنی چند ماه مانده به انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان نشانگر تلاشی است که به حاشیه راندن جریان های سیاسی رقیب را دنبال می کند. یکی از مواردی که امروز شاهد آن هستیم گسترش روند ترور شخصیت ها در رسانه ها است. در این پیوند، حتی ثبت نام برخی نامزدها نیز سبب روانه شدن سیلی از حمله ها و تلاش های تخریبگرانه شده است.
به نظر می رسد با توجه به روندهای گذشته و شواهد عینی در فضای سیاسی کنونی، در ماه های پیش رو شاهد ادامه و افزایش بی اخلاقی های انتخاباتی باشیم. بر همین اساس هر چه به انتخابات نزدیکتر می شویم فاصله میان اخلاق و سیاست بیشتر و اخلاق تبدیل به جزیره ای دور افتاده از سیاست و رقابت های انتخاباتی می شود.
بی شک این بی اخلاقی های سیاسی در فرآیند برگزاری انتخابات نه تنها از وزن وحدت و همدلی می کاهد بلکه به گسست و شکاف ها دامن می زند.
4- موضوع چگونگی رسیدن به فضای انتخاباتی اخلاق مدار را می توان از دریچه های مختلف نگریست. یکی از راهکارهای رسیدن به اخلاق انتخاباتی و رعایت آن توجه به دیدگاه های رقیب است. در این میان برای داشتن انتخاباتی اخلاقی با دایره ای گسترده از جریان ها و طیف های متنوع سیاسی، پذیرش حضور و کنش سیاسی فراگیر و گریز از تک قطبی شدن انتخابات ضرورت دارد؛ ضرورتی که با جذب حداکثری و دفع حداقلی پیوند می یابد.
همچنین یکی از راهکارهای اصلی و مهم برای نهادینه سازی اخلاق در انتخابات در انداختن طرحی نو برای اصلاح و نظارت بر رفتارها و کنش های سیاسی است. به عبارتی ایجاد الگوی نظارتی بر رفتار انتخاباتی به ویژه در زمینه امور پیشاانتخاباتی ضروری است. در این میان نقش نهادهای اجرایی و نظارتی باید در برابر بداخلاقی های انتخاباتی پررنگ تر شود به این شکل که توجه نهادهای ناظر تنها محدود به رد و تایید صلاحیت نشود و رفتار انتخاباتی نیز به طور جدی زیر ذره بین نظارت قرار گیرد. در این زمینه استوارتر شدن اراده مسوولان قضایی برای رسیدگی به جرایم انتخاباتی اهمیتی بسیار دارد.
فرجام سخن این که هر جریان سیاسی سعی دارد با برجسته سازی گفتمان خود، گفتمان های رقیب را به حاشیه ببرد. با این حال رعایت قواعد بازی، احترام متقابل و حرکت در چارچوب قانون و شرع اصلی حتمی و غیر قابل چشم پوشی است. ما نباید بگذاریم که تلخکامی های گذشته دوباره اتفاق بیافتد چرا که وحدت ملی شکسته می شود. از این رو اخلاق انتخاباتی و رعایت حقوق رقیب سیاسی باید تبدیل به امری نهادینه شود.






لزوم هماهنگی شور انتخاباتی با شعور مردمسالاری دینی!
با آغاز ثبت نام نامزدهای نمایندگی مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی، عملاً پروژه انتخابات هفتم اسفند 94 کلید خورد و احتمالات انتخاباتی در اقدامات عملی رونمایی شد و حداقل معلوم  گردید که چه کسانی قرار است در گود انتخابات به زورآزمایی تبلیغاتی با رقبای خویش بپردازند و نهایتاً چه کسانی با بکارگیری توان و فنون کارآمد خویش، بازوبند پهلوانی در لیگ انتخابات را به بازو خواهند بست!

حداقل کاری که تعدد و تنوع حضور و مشارکت انتخاباتی نامزدها انجام می دهد، تقویت و بروز محسوس احساس مسئولیت مردم نسبت به تعیین سرنوشت خویش و کمک به ارتقای ضریب هشیاری افکار عمومی در این ایام حساس و تعیین کننده می باشد که از این بابت باید از نامزدها و اعضای فعال ستادهای انتخاباتی آنها متشکر بود!

در این یادداشت ضمن درک اهمیت استثنایی انتخابات مجلس خبرگان رهبری و دلایل مصاف های اخیر بین برخی طیف ها و نامزدهای محترم خبرگان، ترجیحاً با تعیین اولویت نگاه به نامزدهای انتخابات مجلس شورای اسلامی متذکر می شوم که نامزدها با شعارها، برنامه ها، وعده ها، تئوری ها، ادعاها، ژست ها و خلاصه با اهداف متنوعی وارد عرصه انتخابات شده اند که در این میان، کمترین برکت چنین اعلام آمادگی هایی، اولاً وقوف مسئولین جامعه به گستردگی مشکلات معیشتی مردم و نیز توجه دادن به اولویت های غیرمعیشتی از جمله همین مباحث سیاسی-اعتقادی روز است که فضای گفتمانی چهره های بارز سیاسی و فرهنگی را به خود اختصاص داده است.

حضور گسترده نامزدها از طیف ها و چهره های مختلف خود به خود منجر به گستردگی مشارکت اقشار مختلف جامعه خواهد شد و از طرفی زمینه های مطالعه مجدد و مرور مهمترین مسائل جامعه را توسط همه اقشار فراهم خواهد آورد و در فرازهای بالاتر استعدادهای جدیدی را به مدیریت عالی کشور معرفی نموده و علاوه بر همه اینها منجر به توسعه ی همدلی و همزبانی مردم و نظام و مخصوصاً با دولت که در خط مقدم جبهه های خدمت اجرایی است، می گردد.

البته در این میان چند نگرانی عمده خاطر ما را بشدت می آزارد که یکی دادن وعده های دروغ و یا غیرقابل تحقق و بالابردن سطح انتظارات مردم و دیگری اوج گیری مجدد موج اختلافات گذشته و بهم خوردن تعادل سیاسی و فرهنگی جامعه است که در این زمینه اعمال مدیریت قوی تر در ایام انتخابات الزامی بنظر می رسد.

اما در مجموع اگر چه دروغگویی های فردی و اجتماعی در قالب های مختلف از جمله دادن وعده های دروغ، ادعاهای دروغ، خبرهای دروغ، تحلیل های دروغ، محبت های دروغ، ژست های دروغ، رزومه های دروغ، قسم های دروغ، شهادت دادن های دروغ، ارائه اسناد و مدارک دروغ، ساخت و اشاعه ی اخبار و شایعات دروغ، تأییدات دروغ، همراهی با دروغگویان، انتشار مطالب دروغ، ترویج دروغگویی و دهها جلوه ی مربوط به دروغ از سیئات اخلاقی و حرام مؤکد شرعی و در جامعه نیز یک پدیده ی پلید تلقی شده و دارای عواقب خطرناک و از مظاهر بارز بی تقوایی است و پیامبر گرامی اسلام(ص) نیز دروغ را "مادر گناهان" نامیده اند و نباید برای موفقیت به دروغ متمسک شد، اما باید بپذیریم که ایام موسوم به ایام انتخاباتی در ردیف محدودفرصت هایی هستند که ما در جامعه شاهد توسعه ی اطلاع رسانی و کاهش خودسانسوری ها و دگرسانسوری ها در این عرصه ایم و طی آن در کنار برخی دروغها و جوسازی ها، واقعیاتی نیز از پشت پرده ها انتشار می یابند که با لاپوشانی های مرسوم و عادت های غلط مألوف، مأنوس نیستند و عده ای هم تعمداً و شاید مبتنی بر منافع خود و مصالح حزبی و جناحی شان نمی خواهند واقعیت های پنهان را منتشر و یا انتشاریافته ها را باور کنند و از این رو  اسم آن را جوسازی، تخریب، شایعه و یا هر عنوان مطلوب مدنظر خود می گذارند، فلذا ما نباید از هرگونه پدیده ی عادت ستیز و نوآور انتخاباتی پرهیز و گریز نشان دهیم و صرفاً نگران انتشار اخبار نگران کننده باشیم! چرا که برخی از این نگرانی ها، بیدارکننده و نیز افشاگر چهره های غیرموجه ای است که متأسفانه مدتها پشت نقاب شعارهایشان، مردم فریبی کرده و حتی محبوبیتی هم برای خود کسب می کنند !

اما در خصوص انتخابات باید بدانیم که رسالت مردم دقیقاً  پس از گذر نامزدها از فیلترهای اولیه و چندگانه ی شورای محترم نگهبان آغاز می شود و آنچه که مهم تر از این مرحله است، مشکل حضور ناصالحان و نااهلان در عرصه ی رقابت های انتخاباتی نیست، بلکه مشکل اصلی، سختی انتخاب لایق ترها از میان لایق ها، کارآمدترها از میان کارآمدها، شجاع ترها، سالم ترها، ولایی ترها، مجرب ترها، فعال ترها، بانگیزه ترها، مردمی ترها، دلسوزترها، امتحان داده ترها، بصیرترها، قوی ترها، غنی ترها، استکبارستیزترها، متعهدترها، پیگیرترها، محرومیت کشیده ترها، سختی کشیده ترها، خطرپذیرترها، منفعت گریزترها، باندگریزترها، وام دارنشده ها، ثابت قدم ترها، ولایتی های روزهای مبادا، محکم ترها، ایثارگرترها، وفادارترها، آرمان گراترها، انقلابی ترها، دین دارترها و خلاصه انتخاب برترهای همه جانبه از میان تأییدشده های شورای محترم نگهبان است که با توجه به تبلیغات اغواکننده، رودربایستی ها، تیم سازی ها و شگردهای حرفه ای، کار بسیار دشواری است!

چرا که تعیین کف صلاحیت ها توسط شورای محترم نگهبان، اشاره به تأیید ساختاری و ضوابط اداری و عبور از فیلتر و سرند درشتی است که در اولین مرحله همه آزمون ها مرسوم است که نهایتاً به ارائه چندبرابر سهمیه نهایی منجر می شود! اما سقف تعیین صلاحیت که به عهده ی مردم است، اشاره به گزینش های تخصصی بر اساس محدودیت های سهمیه ای و صلاحیتی، نیازهای تخصصی و کاربردی و نیز شرایط خاص استقرار در فرازهای مدیریتی و بالادستی نظام است که طبعاً بلندآسمان ها باید در سیطره ی بلندپروازها قرار گیرند!

و در این رابطه کسی تردید ندارد که وظیفه ی مردم یعنی انجام عملیات تخصصی تشخیص اصلح از صالح به مراتب سخت تر و پیچیده تر از وظیفه شورای محترم نگهبان یعنی انجام عملیات عمومی تشخیص صالح از ناصالح است و از این نظر باید با بصیرت دینی و ولایی، بطور همزمان هم نیم نگاهی به مسائل عقیدتی و هم نیم نگاهی به مسائل معیشتی داشت تا نماینده ای برگزیده شود که قادر به پروازهای بلند با دو بال تعهد و تخصص باشد که در نیمه راه مسئولیت ها و رسالت هایش کم نیاورده و یا به هر دلیلی به بیراهه نزند!

و البته با توجه به پیشینه ی عملکردی مردم ما در انتخابات متعدد سی و چندسال گذشته، مستند به اغلب ادوار مجلس شورای اسلامی و نیز مروری بر اکثر نمایندگان منتخب، قطع یقین قطار سریع السیر نگاههای ما و سایر ناظران سیاسی و اجتماعی، همچنان روی ریل مستحکم امیدواری ها در حال حرکت است و جای نگرانی خاصی نیست و این تذکرات بیشتر برای یادآوری همان ضرورت های تعیین کننده و منجر به صحت عملکردهای گذشته است.

به هر حال اگر در عالم مثال، مجلس شورای اسلامی را یک بیمارستان بزرگ، جامع و تخصصی فرض کنیم و کمیسون های آن را مثل بخش های تخصصی در نظر بگیریم، نمایندگان را نیز باید طبیان حاذقی بپنداریم که قرار است در طول یک دوره چهارساله نمایندگی، مشکلات و بیماری های جامعه را در ابعاد مختلف مدیریتی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، علمی، فنآوری و غیره رصد کرده و بیماران وخیم را به اتاق های عمل برده تا با تیغ تدبیر خود به جراحی آنها پرداخته و در نهایت بیماری و بیماران را درمان و بیماری ها را ریشه کن کنند.

از این رو باید در میان نامزدهایی که با توانایی های متنوع، پای در عرصه رقابت های انتخاباتی گذاشته اند، کسانی را به عنوان نماینده برگزینیم که قابلیت کاربردی و نیز برتری کارآمدی مشهودی در عرصه های کاربردی در مقایسه با رقبای خود داشته و مطمئن باشیم که حضور منتخبین ما در این بیمارستان تخصصی، قطعاً مفید به فایده بوده و آنها نه تنها سربار مجلس نخواهند بود، بلکه سرباز جامعه و مردم خواهند شد!

فلذا ایام انتخاباتی که با میدان داری چهره های بنام جامعه، فضاسازی ها و جریان سازی های جدید جامعه را رقم می زند، باید فرایند گسترده و پیچیده ای را به موضوع تشخیص سره از ناسره و نیز اصلح از صالح تخصیص دهد تا با رأی مردم عملاً حضور کسانی برای امر نمایندگی تجویز شود که خدای ناکرده، کسی از آنها فکر نکند که مجلس، جای تجربه و یا بزرگ شدن کوتوله هاست، چرا که همه می دانند و می دانیم که مجلس جای پیاده سازی تجربه ها و حضور و نقش آفرینی های بزرگان مجرب جامعه است.

فلذاست که مسئولیت دو فیلتر عمده که ایفاگر نقش های تعیین کننده اند، یعنی اولاً شورای محترم نگهبان برای تعیین کف صلاحیت نامزدها و صدور مجوز حضور در رقابت ها و ثانیاً مردم برای انتخاب اصلح و تعیین سقف صلاحیت ها، سنگین و سنگین تر می شود و یقیناً اگر هر کدام از این دو به وظایف خود درست عمل کنند، قطعاً ما انتخابات دل انگیز و تأثیرگذارتری خواهیم داشت.

در پایان از همه رسانه های انتظار می رود تا با مشارکت در شفاف سازی ها، به تقویت شناخت افکار عمومی از ماهیت نامزدها و نیز کیفیت برنامه های ارائه شده و نهایتاً ارزیابی حضور آنها در مجلس پرداخته و به یاری مردم بشتابند تا انشاءالله ما انتخاباتی در شأن مردم و مجلسی در شأن نظام مقدس جمهوری اسلامی که مرضی رضای خداوند متعال باشد، داشته باشیم.


دستاویزی به نام حقوق بشر

حقوق بشر و توجه به کرامت و حیثیت ذاتی انسان‌ها یکی از مهمترین موضوعات مورد توجه حقوق بین‌الملل در جهان امروز است و  در کنار امنیت و صلح و همکاری‌های اقتصادی و اجتماعی و... مطرح می‌شود که موجب تقویت بینان  و اساس جهانی شدن می‌باشد.کمیسیون حقوق بشر براساس ماده ‌٦٨ منشورسازمان ملل ایجاد شد و به عنوان یکی از مهم‌ترین نهادهای قانون‌گذاری سازمان ملل متحد در راستای ارتقا و حمایت از حقوق بشر، مطرح شد.  اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و میثاق بین‌المللی حقوق فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی از جمله اقدامات کمیسیون می‌باشد. اعلامیه جهانی حقوق بشر در روز ۱۰ دسامبر سال ۱۹۴۸ میلادی به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید و به عنوان بیان كننده قواعد و اصولی كه در حقوق بین‌الملل از جایگاه خاصی برخوردارند؛ مد نظر قرار گرفت. اعلامیه‌ جهانی حقوق بشر به عنوان بیانیه‌ای‌ مشترك، معیارهای اساسی حقوق  بشری برای همه دولت‌ها مقرر كرد تا  آنها به سوی تحقق و عمل به آن گام بردارند.

توصیه‌ها و قطعنامه‌های کمیسیون حقوق بشر از ضمانت اجرای قوی و مؤثری برخوردار نبود و بیشتر جنبه سیاسی معطوف به افکار عمومی جهانی داشتند و  در طول زمان به دلیل عدم پیشرفت و تاثیر، شورایی به نام شورای حقوق بشر به عنوان جایگزینی برای کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل در مجمع عمومی مستقر شد. کماکان ضعف گسترده سازمان‌های بین‌المللی در برابر قدرت‌های بزرگ و منافع آنها، گریبانگیر این شورا نیز شده است. امروزه نهادهای حقوق بشری بین‌المللی به جای اجرای نقش نظارتی و ایجاد زمینه‌های برپایی حقوق بشر، مدافع نقض حقوق انسانی از سوی ابرقدرتها می‌باشند و  حقوق بشر ابزار مناسبی برای غربی‌ها در جهت فشار وارد کردن به کشورهای مخالف و به نوعی تحت تأثیر بازی‌های سیاسی و بازی قدرت می‌باشد.  در کشورهاي مختلف دنيا، نقض گسترده حقوق بشر صورت مي‌گيرد.بعضي از کشورها، موارد نقض حقوق بشر در کشوري را برجسته مي‌کنند در حالي که نسبت به همان موارد نقض در کشور ديگري چشم‌پوشي مي‌نمايند. به همین جهت سازمان‌های بین‌المللی آن‌طور كه باید و شاید در رسالتی كه برای آنها پیش‌بینی شده بود؛ كامیابی نداشته‌اند.جنایات متعدد رژیم صهیونیستی در فلسطین، دستگیری و بازداشت کودکان و زنان فلسطینی، عدم همکاری رژیم اشغالگر قدس با کمیته تحقیق سازمان ملل متحد و حوادث یمن و تجاوز آشکار نظامی عربستان و مسئله سوریه و آوارگان سوری و یا اقدامات ضد انسانی حکومت آل‌خلیفه در بحرین همگی نمونه‌هایی از سکوت مرگبار

نهادهای حقوق بشری از جمله شورای حقوق بشر می‌باشد.
مسئله حقوق بشر به‌طور مستمر  از موارد اتهام  جمهوری اسلامی ایران می‌باشد و به عنوان سناریوی همیشگی غرب برای پرونده‌سازی علیه جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است و در دستور کار نهادهای حقوق بشری بین‌المللی قرار گرفته است و کشورهای غربی می‌کوشند از طریق گزارشات ویژه‌ شورای حقوق بشر یا صدور قطعنامه‌های ضدایرانی در نهادهای حقوق بشری، کماکان فشارهای سیاسی خود علیه ایران را تداوم ببخشند و از جمهوری اسلامی ایران چهره‌ای ضدبشری ترسیم کنند. جمهوری اسلامی ایران، براساس مکتب اسلام و  اصول قانون اساسی، در جهت ارتقای حقوق بشر، تلاشهای فراوانی انجام داده است؛ با این حال در این  نهادهای داعیه‌دار حقوق بشر برخورد و  موضع گیری‌های مغرضانه و جانب‌گیرانه نسبت به جمهوری اسلامی ایران، صورت می‌‌گیرد. موضع‌گیری‌ها در خصوص مباحث اخیر پیرامون حقوق بشر، می‌تواند گویای این ادعا باشد.

به درخواست عربستان یک قطعنامه ضد ایرانی نیز در کمیته سوم سازمان ملل به تصویب رسیده است. کشور عربستان پیش نویس قطعنامه‌ای را علیه دولت ایران در مسایل سوریه ؛  ارایه کرد که در آن از حمایت ایران از دولت سوریه انتقاد شده بود و در این قطعنامه غیرالزام‌آور، اقدامات جمهوری اسلامی ایران در قبال سوریه، غیرسازنده و نابجا توصیف شده است.در حالی‌که متقاضی(عربستان) قطعنامه ضد حقوق بشری علیه ایران  از جمله بزرگ‌ترین ناقضان حقوق بشر در جهان به شمار می‌رود و موارد متعدد از نقض آشکار حقوق بشر از جانب این  کشور به چشم می‌خورد از جمله: فاجعه  بزرگ  منا، حملات مرگبار جنگنده‌های سعودی به مناطق مسکونی یمن، حملات غیرقانونی و نامشروع نظامیان سعودی به یمن،  تجاوز به حقوق زنان در قوانین داخلی این کشور، قلع و قمع و سرکوب اقلیت‌های دینی و قومی و...

با  وجود چنین اقدامات فاجعه‌بار و سیاست‌های عظیم ضد حقوق بشری دولت عربستان، تصویب قطعنامه ضد ایرانی به درخواست این کشور، در یک نهاد بین‌المللی، نهایت بی‌عدالتی و بازیچه قرار گرفتن مفاهیم اصولی و بنیادین می‌باشد.  همچنین اخیرا، کمیته حقوق بشر مجمع عمومی سازمان ملل ۲۸ آبان‌ماه (۱۹ نوامبر ۲۰۱۵) قطعنامه دیگر ضدایرانی در دوران پس از برجام تصویب کرد. مبنای صدور قطعنامه حقوق بشری علیه ایران مواردی  از جمله شکنجه، نقض حقوق و آزادی در دین و عقیده، احکام جزایی همچون  اعدام، حبس ابد که در باره مجرمان با اتهام سنگین مثل قاچاق موارد مخدر در نظر گرفته می‌شود  و یا احکام مربوط قصاص برای کسانیکه مرتکب قتل عمد و یا تجاوز به عنف شده‌اند، می‌باشد.

در جریان رأی‌گیری در خصوص این قطعنامه، از 193 کشور عضو تنها 76 عضو کمیته حقوق بشر به آن برای سیزدهمین سال پیاپی که از سوی کانادا ارائه می‌شد؛ رأی مثبت دادند. در مقابل،  117 کشور عضو سازمان، از حمایت از این قطعنامه خودداری کردند. 35 کشور به آن رأی منفی و 68 کشور نیز رای ممتنع دادند و 14 کشور نیز در جلسه رای گیری غایب شدند.

کشور‌هایی همچون کانادا، آمریکا و انگلیس از حقوق بشر به عنوان یک ابزار استفاده می‌کنند و خود از ناقضان اصلی حقوق بشر  محسوب می‌شوند و به نوعی موضوع حقوق بشر  از جانب این کشورها به سخره گرفته‌ شده است. رژیم صهیونیستی نیز  از جمله کشورهایی بود که به قطعنامه ضد ایرانی رای موافق داد.رای مثبت رژیم صهیونیستی به این قطعنامه در حالی که این رژیم در جنگ‌های 33 روزه لبنان و 22 روزه و 51 روزه در غزه انواع مختلفی از جنایات جنگی را مرتکب شد و سایر اقدامات آن، مطابق با  اصول و قوانین بین‌المللی از مصادیق بارز جنایات جنگی محسوب می‌شود؛ جای تامل و بحث بسیار می‌باشد.

نکته جالب دیگر که در این  قطعنامه ضد حقوق بشری ایران تا حد چشمگیری جلب توجه می‌نماید؛  اتکای آرای صادره به برخی از کشورهای ذره‌ای (مینیاتوری) است؛ بسیاری از این کشورها، بدون هیچ‌گونه اطلاعی از وضعیت حقوق بشر در ایران، به جهت اتکا در امور مالی وسیاسی و...  به دولت‌های غربی، به دنباله‌روی ازسیاست این کشورها  بسنده کرده‌اند. در حالی که هیچ‌گونه بینش سیاسی و... از مسائل و موضوعات مطرح شده در خصوص جمهوری اسلامی ایران ندارند.

قطعنامه‌های کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل قطعنامه‌هایی  با جنبه سیاسی می‌باشد. دولت ایران برای قطعنامه‌هایی که با انگیزه‌های سیاسی و مغرضانه  براساس جبهه‌بندی سیاسی کشورها انجام می‌شود؛ ارزشی قائل نیست. دولت ایران همواره به دنبال تعامل سازنده در حوزه حقوق بشر هستند و  این قطعنامه نمی‌تواند مبنایی برای ارتقاء حقوق بشر باشد.قطعنامه نهایی که در نشست مجمع عمومی تصویب شد  جزء اولین قطعنامه‌ حقوق بشری ضدایرانی پس از توافق هسته‌ای است. در واقع، این روزها به بهانه سالروز اعلامیه جهانی حقوق بشر، یادآور شدیم که مسئله حقوق بشر در  نهاد‌های بین‌المللی حقوق بشری یک بازیچه سیاسی دست قدرت‌های بزرگ است و صرفا در قالب مفاهیم و اصطلاحات از این اصول یاد می‌شود و موجب شده است این سازمان‌ها از چارچوب‌های در نظر گرفته شده خارج شوند و نتوانند به اهداف از پیش تعیین‌شده دست یابند و  ناکارآمدی  آنها را به همراه داشته باشد و تا زمانی‌که این رفتارهای یک سویه و جانب‌گیرانه  در این نهادها جریان داشته باشد ؛ هرگز به اهداف اصلی حقوق بشر، تساوی جهانی و عدالت همگانی دست پیدا نمی‌کنیم

بصیرت انتخاباتی در انتخاب بهترین‌ها

با انتخابات شما اینها دشمنند؛ با اصل انتخابات دشمنند؛ با حضور پرشور و گسترده مردم در انتخابات دشمنند؛ با انتخاب آدم‌های اصلح و طرفدار حقوق مردم و متعبد و پایبند به مبانی اسلامی و ارزش‌های اسلامی مخالفند، دشمنند؛ چرا؟ چون می‌دانند اینها هم انتخابات، هم حضور گسترده مردم، هم حضور آدم‌های مناسب و شایسته... به ضرر آنهاست؛ لذا مخالفت می‌کنند. هر جور مخالفتی که می‌توانند می‌کنند؛ تبلیغات می‌کنند، رادیو به راه می‌اندازند، در رادیوهای گوناگونشان به خیال خودشان مردم را از انتخابات دلسرد می‌کنند - دارند به خیال خودشان کار می‌کنند- نتیجه هم ان‌شاءالله کاملاً بعکس است. (سخنان مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم1386/12/22)

یکی از رودخانه‌ها مایه می‌گذارد و دیگری از جاده‌ها! یکی وعده می‌دهد که فلان رودخانه را از لیست سیاه رودخانه‌های آلوده بیرون می‌کشد و احیایش می‌کند و دیگری می‌خواهد از دل کوه‌های صعب‌العبور برای فلان منطقه که ده‌ها سال به دلیل موقعیت جغرافیایی دور از دسترس بوده و بکر مانده‌، جاده بکشد. انگار همه عناصر را به کار گرفته‌اند تا دراین رقابت انتخاباتی گوی سبقت را از رقیبان به هر قیمتی بربایند. وقتی دغدغه به هر قیمتی جایگزین هدف وغایت خدمت‌رسانی بی‌تکلف می‌شود، همه معادلات انتخاب اصلح برای نمایندگی در جامعه اسلامی به هم می‌ریزد. اتفاقا تهدیدات و آفت‌ها هم از همین شکاف «به هر قیمتی» وارد شده و در پی آن انواع و اقسام وعده‌های کذب و شعارهای پرطمطراق مثل قارچ سر برمی‌آورند.

اولین معیار شناخت حاصل کردن از حیطه اختیارات یک نماینده است. باید فرد رای‌دهنده در مواجهه با وعده‌ها و شعارهای انتخاباتی کاندیداها از خود سوال کند که آیا وعده داده شده اساسا در حیطه اختیارات نمایندگان مجلس می‌گنجد؟ سوال دوم این است که موضوعات وعده داده شده به کدام‌یک از دستگاه‌های دولتی مربوط می‌شود؟ به عبارتی وعده داده شده در حیطه اختیارات قوه مقننه می‌گنجد یا خیر؟باید ببینیم که  وعده‌ها در آینده تا چه میزان قابلیت عملی شدن دارند؟ نکند که وعده یا وعده‌های واهی، تخیلی و دست نیافتنی باشند. راهکار دیگر این است بررسی کنیم که در تحقق فلان وعده چه میزان عوامل مختلف نقش دارند؟ وقتی تحقق یک وعده به بی‌شمار عوامل مختلف بستگی پیدا کند، نشان‌دهنده این است که تحققش به این آسانی‌ها و دست‌کم به این زودی‌ها نخواهد بود. راهکار سوم این است که سابقه وعده را دربیاوریم. ببینیم طی دوره‌های انتخاباتی گذشته آیا مشابه و یا عین همین وعده‌ها مطرح شده بود؟ تاکنون چند درصد آن انجام شده است؟ راهکار چهارم این است که بررسی کنیم آیا توانایی فردی و شخصیتی فرد کاندیدا به اندازه‌ای است که از پس تحقق وعده‌هایی که مدعی‌شان شده برآید؟ این بررسی جست‌وجو در سابقه علمی، مدیریتی، تجربی و...کاندیدای موردنظر را می‌طلبد.

آفت‌هایی که از داخل و خارج انتخابات را تهدید می‌کنند
آفت‌هایی را که ممکن است انتخابات مجلس دهم و همزمان  پنجمین دوره انتخاباتی مجلس خبرگان را تهدید کند به دو دسته آفت‌های داخلی و خارجی تقسیم‌بندی  میگردند:آفت‌های داخلی یک بخشش به رفتار انتخاباتی خود کاندیداها بر می‌گردد. اتهامات ذهنی، افتراها، پرده‌دری‌ها نسبت به کاندیداهای رقیب قطعا پیامدهای ناگواری برای هر یک از حوزه‌های انتخابیه در پی خواهد داشت. متاسفانه برخی از کاندیداها سعی دارند با گرفتن ژست اپوزیسیونی  و مخالف نسبت به مسائل سیاسی کشور رای گروه‌هایی را برای خود جذب کنند. آفت دیگر ریخت و پاش‌های تبلیغاتی خارج عرف است. هر چه در پروسه انتخابات به جلو می‌رویم، تبلیغات به سبک و سیاق غربی از سوی برخی کاندیداها پررنگ‌تر و بیشتر می‌شود. دامن زدن به مسائل قومی  و قبیله‌ای آفت دیگری است که باید - با توجه به مسائل منطقه‌ای  و تهدیداتی که با آن مواجه هستیم- خیلی جدی گرفته شود.

در برخی موارد دیده می‌شود که برخی جریانات سیاسی در تلاشند تا با پیوند دادن مراکز قدرت و ثروت با یکدیگر راه نفوذی در انتخابات یافته و انواع مفاسد را زمینه‌سازی کنند. آفت دیگر زایش دوقطبی‌های متضاد و متباین است. این مسئله می‌تواند به اشکال مختلفی بروز و ظهور پیدا کند. نمونه‌اش استفاده ابزاری از مطالبات بحق مردمی است.»وی در باب آفت‌هایی که از خارج کشور ممکن است انتخابات آتی را تهدید کند، می‌گوید: «همان‌طور که مقام معظم رهبری متذکر شده‌اند، دشمن در پس برجام در پی نفوذ در حوزه‌های مختلف است. یکی از مهمترین حوزه‌ها حوزه سیاسی است که مرکز تصمیم‌گیری‌ها و تصمیم‌سازی‌هاست. یکی از مبادی مهم  در حوزه سیاسی مجلس شورای اسلامی به حساب می‌آید. دشمن درصدد است که حمایت برخی رسانه‌های داخلی را -که متناسب با اهداف آنها رفتار می‌کنند- برای این منظورجذب کند. دشمن حتی از پشتوانه مالی برای پیروزی جریانی خاص دریغ نمی‌ورزد. تمام تلاشش این است که بویژه درکلانشهرها برنامه بی‌ثبات‌سازی را اجرا کرده و در این ایام در فضای کلی جامعه یک‌قطبی‌سازی داشته باشد.

وعده استانی شدن شهرستانتا احداث دریاچه مصنوعی در کویر‌!
یکی از فاکتورهایی که در ایام انتخابات فضای جامعه را به خود مشغول می‌سازد، وعده‌های انتخاباتی کاندیداهاست. مطمئنا عدم آگاهی به پذیرش چنین وعده‌های توخالی دامن خواهد زد.برخی کاندیداها گاه از عدم اطلاع برخی رای‌دهندگان سوءاستفاده کرده و به اظهار وعده‌های واهی رو می‌آورند.برای مثال کاندیدایی مدعی می‌شود فلان شهرستان را به استان تبدیل خواهد کرد! و یا مشکل بیکاری را به طور ضربتی در منطقه خود حل و فصل می‌کند. کاندیدای دیگری قول پایین آوردن نرخ تورم را به محض انتخاب شدن و ورود به مجلس می‌دهد. در صورتی که اگر نیک بنگریم و خوب توجه داشته باشیم هیچ یک از این وعده‌ها در حوزه اختیارات نماینده مجلس نیست. باید دائما از خود بپرسیم که آیا این وعده‌ها در حوزه اختیارات نمایندگان هست یا خیر؟ آیا امکان عقلی و زمینه‌های تحقق این قبیل وعده‌ها وجود دارد یا خیر؟ در مثال دیگری می‌توان به وعده کذب احداث یک دریاچه مصنوعی در قلب یک منطقه کویری اشاره کرد که با یک نگاه منطقی و علمی پی می‌بریم که اساسا امکان علمی تحقق چنین وعده‌ای با تکیه بر موقعیت جغرافیایی منطقه وجود ندارد.

یکی از آسیب‌ها بحث عدم شفافیت مالی کاندیداهاست. اگرچه بسیاری از نمایندگان ما ساده‌زیستند و سالم وارد می‌شوند، اما در کل این سوال مطرح است که مبالغ کلانی که برخی افراد طی دوره وکالتشان در مجلس به دست می‌آورند از کجا تامین می‌شود و چگونه می‌خواهد جبران شود؟ آسیب دیگر فشارهایی است که بر شورای نگهبان وارد می‌گردد. هر چه به سمت برگزاری انتخابات به پیش می‌رویم فشار بر شورای نگهبان به جهت تایید صلاحیت‌ها بیشتر می‌شود. جریان‌هایی که می‌دانند تایید صلاحیتشان دچار مشکل می‌شود، سعی دارند از طریق شارلاتانیزم رسانه‌ای به این نهاد فشارهایی را وارد آورند.

عصاره فضائل یک ملت  
بالطبع اگر وقت و قدرت مجلس صرف قانونگذاری و نظارت بر عملکرد مدیران دولتی و وزیران شود و چنانچه بتوانند با وضع قوانین جلوی قانون‌دانان قانون‌گریز را بگیرند، در پی حل و فصل مسائل کلان کشور مسائل و مشکلات مردمی در اقصی نقاط دور و نزدیک نیز مرتفع خواهند شد. ابتدا باید به اهمیت و جایگاه مجلس پی ببریم و نیز اختیارات و ظرفیت‌هایی را که قانون اساسی به نمایندگان مجلس داده بشناسیم.قانون‌گذاری، وضع بایدها و نبایدها، نظارت بر عملکرد دولت، رای اعتماد به وزیر و بررسی عملکرد وزرا ونیز ده‌ها رسالت دیگر از اهم وظایف نمایندگان مجلس شورای اسلامی محسوب می‌شود. یک مجلس قوی لازمه بقای یک نظام سیاسی است. امام‌(ره) مجلس را عصاره فضائل یک ملت می‌داند. نمایندگان نباید رسالتشان را در سطح صرفا پیگیری مطالبات مردمی یک منطقه تنزل دهند. چنانچه نماینده‌ای به وظایف خود در محدوده پیگیری مطالبات مردمی منطقه خود نگاه کند، هم اجحاف در حق جایگاه نمایندگی‌اش داشته و هم اجحاف در حق مردم منطقه‌اش روا داشته است. قطعا هدف این فرد صرفا جمع کردن رای است. تجربه نشان داده که اتفاقا این قبیل نمایندگان در عرصه عمل  نمی‌توانند هیچ کدام از وعده‌هایشان را تحقق ببخشند و به یک سطح از معادلات سیاسی انحرافی سقوط می‌کنند. اگر بخواهند مطالبات مردمی را پیگیری کنند با نظارت بر عملکرد مدیران منطقه‌، شهر و استان خود می‌توانند ضامن سلامتی نظام باشند. تنها در این صورت نماینده می‌تواند در حد مجلسی که امام‌(ره) توصیفش کرده، قرار گیرد.

شاید یک کاندیدایی بیاید و با شعارهای پرطمطراق وارد شود. ممکن است ابتدا برای مردمی که در پی رفع مشکلاتشان هستند، جذاب باشد، ولی ما باید شاهد یک مجلس قوی با قوه نظارتی باشیم.مجلس باید با وضع قوانین جلو فرار قانون‌دانانِ قانون‌گریز را گرفته و راه تخلف را بر مسئولین و مدیران اجرایی ببندد.اگر عقلای مردم وارد مجلس شوند و به دور از وکیل دوله بودن و یا وکیل قشر خاصی قرار گرفتن به مسائل کلان کشور بپردازند، قطع به یقین مسائل و مشکلات شهرها نیز حل و فصل خواهند شد. اما اگر بخواهند تنها به مشکلات یک آبادی و یک منطقه خاص رسیدگی کنند از کارهای اساسی و مهم بازمانده ومشکلاتی که در گذشته وجود داشته دوچندان می‌شود.وقت و قدرت مجلس باید صرف دو وظیفه اصلی قانون‌گذاری و نظارت بر عملکرد مدیران دولتی گردد.

گاهی نامزدهای انتخابات پا را فراتر از هر نوع اختیاری می‌گذارند و وعده‌هایی می‌دهند که به هیچ عنوان قابل عملی شدن نیست و فقط هدف آن جذب رای مردم و فریب مخاطب است. در این‌باره باید مردم بسیار هوشیار و آگاه باشند و به خوبی به شعارهای داده شده از سوی نامزدها دقت کنند و هر کدام که به سمت واقعیت پیش می‌روند و هدفشان خدمت به نظام و انقلاب و رفع مشکلات مردم است را انتخاب کنند.

الزامات برگزاری انتخابات سالم و پرشور

۷ اسفندماه ۱۳۹۴ دو انتخابات مهم دهم مجلس شورای اسلامی و پنجم خبرگان رهبری را پیش روداریم. با این وجود، برگزاری انتخابات سالم و حضور حداکثری مردم در صحنه،در زمانی که دشمن با تمام توان خود در صحنه حاضر شده تا در حرکت کشتی انقلاب خللی وارد کند، خواست مردم و مسئولین نظام جمهوری اسلامی ایران می باشد. برای رسیدن به این مقصود، مردم، مسئولان و مجریان و دست اندرکاران برگزاری انتخابات و احزاب و جریانات سیاسی وظایفی دارند که در صورت عمل به آنها شاهد برگزاری انتخابات پرشور و حداکثری و انتخاب افراد شایسته و کارآمد خواهیم بود. به ترتیب به بررسی وظایف هر یک از این عناصر دخیل در انتخابات می پردازیم:

۱- مردم

۱-۱. حضور حداکثری

شکی نیست که حضور مردم شرط لازم برای برگزاری یک انتخابات پرشور و تقویت ارکان نظام جمهوری اسلامی ایران می باشد. بنابراین، اولین وظیفه مردم در انتخابات، حضور در صحنه و با توجه به موقعیت زمانی، حضور حداکثری در صحنه و انتخاب نماینده مورد نظر خود می باشد. درواقع، حضور حداکثری مردم در انتخابات علاوه بر وجوب شرعی، وجوب قانونی نیز پیدا می کند؛ زیرا اجرای قوانین و نظارت بر حسن اجرای آن از سوی مردم و یا نماینده منتخب مردم ایجاب می کند که مردم در صحنه حضور یابند. از سوی دیگر، عقل حکم می کند که برای تعیین سرنوشت خود و جامعه و کشور خود در اداره آن سهیم باشیم. برای سهیم شدن در این امور نیز اولین قدم، حضور یافتن در صحنه و دخالت در انتخاب نماینده می باشد تا بتواند قوانین لازم برای اداره امور و حل مشکلات جامعه را تهیه و تدوین نماید. در صورتی که به این وظیفه خود عمل نکنیم، حق اعتراض به مشکلات موجود در جامعه را نخواهیم داشت. هر چند در برخی از کشورها برای حضور مردم در صحنه انتخابات اجبار قانونی بوده و عدم حضور باعث محرومیت از برخی امتیازات شهروندی می شود.

۲-۱. انتخاب اصلح

در مرتبه دوم با توجه به بلوغ سیاسی و بصیرت مردم کشور ما، انتظار می رود که مردم در انتخاب نماینده مورد نظر خود به دور از احساسات از میان نامزدهای مختلف شرکت کننده، آن نامزدی را که با شاخص های اسلامی، انقلابی و ملی سازگار باشد انتخاب نمایند. قطعاً تمام کسانی که در عرصه انتخابات(لیست نهایی اعلام شده از سوی شورای نگهبان) حضور بهم می رسانند تأیید صلاحیت شده و توانایی حضور در این عرصه را دارند، ولی همه این افراد از لحاظ توانایی ها و کارآمدی و تخصص و تعهد در یک اندازه نمی باشند. از میان این افراد آنهایی را که دارای تخصص لازم و تعهد بیشتر و کارآمدتر باشند، می توانند برای جامعه مفید باشند. در خصوص انتخاب شخص اصلح و کارآمد، توجه به مشکلات جامعه در زمان حاضر مخصوصاً در ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی،اجتماعی، فرهنگی و ... نیز کارساز خواهد بود. به عبارتی، بایستی از میان نامزدهای مختلف با توجه به برنامه های ارائه شده از سوی آنها، آن شخصی که در مورد مشکل یا مشکلات فعلی جامعه متخصص بوده و برنامه جامع و مانع برای این مشکل داشته باشد انتخاب نماییم. در خصوص برنامه ها هم نگاه به قابلیت اجرایی بودن آنها از نکات لازم می باشد. نگاه به جهان بینی، شخصیت و سابقه کاری افراد در امر انتخاب از اموری است که دقت در این امر از بسیاری از مشکلات و بحران های مختلف در آینده جلوگیری خواهد کرد؛ زیرا افرادی که با نگاه سودگرایانه پا در این عرصه بگذارند، دیگر نمی توانند نگاه خدمت گرایانه داشته و به حل مشکلات مردم و جامعه بیندیشند. به عبارتی نمایندگان منتخب ما بایستی شیفته خدمت باشند نه تشنگان قدرت و ثروت.

۳-۱. تمکین نتایج انتخابات

تمکین همه از نتایج انتخابات نکته مهم دیگری است که جای توجه دارد؛ زیرا از آنجا که در امر انتخاب از میان نامزدهای مختلف در هر حوزه با توجه به تعداد زیاد نامزدها، عده زیادی از دور رقابت کنار می روند، بعد از انتخابات بایستی همه این افراد و مردم به نامزد منتخب کمک کنند تا مشکلات جامعه حل شود نه اینکه خود انتخابات تبدیل به یک معضل برای نظام شود. اگر هم اعتراضی به موضوعی در بحث انتخابات وجود داشته باشد راه های قانونی برای این امر پیش بینی شده که خروج از این راه ، افتادن در جاده دشمن خواهد بود. بنابراین حضور حداکثری و رصد وضعیت داخلی و بین المللی و نیاز های کشور و انتخاب آگاهانه و با بصیرت و پذیرش نتایج اعلامی از سوی مراجع قانونی از وظایف ما در انتخابات آینده می باشد که توجه به این امور باعث شناخت مشکلات و برنامه ریزی برای حل مشکلات و سربلندی مردم و کشور ما در جهان خواهد بود.

انتظارات سیاسی اجتماعی رهبر معظم انقلاب از دانشجویان

-شرح صدر سیاسی
شرح صدر سیاسی در بین دانشجویان، این ربطی به مسؤولین و مدیران دانشگاه ها ندارد، مربوط به خود تشکل های دانشجویی است. من تأیید می کنم لزوم شرح صدر سیاسی را. هیچ منافاتی وجود ندارد بین پایبندی دقیق و عمیق به اصول و رعایت جهت گیری دقیق، در عین حال داشتن شرح صدر و برخورد غیرپرخاشگرانه با کسانی که با فکر انسان همراه نیستند؛ به خصوص در زمینه های سیاسی. (16 مرداد 1391)

-تبیین ایده ی اقتصاد مقاومتی با زبان دانشگاهی
شما دانشجو هستید، استاد هستید، اقتصاددان هستید؛ با زبان دانشگاهی، همین ایده ی اقتصاد مقاومتی را تبیین کنید، حدودش را مشخص کنید؛ یعنی آن اقتصادی که در شرایط فشار، در شرایط تحریم، در شرایط دشمنی ها و خصومت های شدید می تواند تضمین کننده ی رشد و شکوفایی یک کشور باشد. (همان)

-حفظ موضع انتقادی و تکمیل نکردن پازل دشمن
نه این که بگوییم تکمیل پازل دشمن که یک امر منفی است، با لزوم انتقاد که یک امر مثبت است، منافات دارد؛ نه، خب خود شما هم گفتید؛ من انتقاد کردم، در همه ی دنیا نقل هم شد؛ اما هیچ کس در دنیا ادعا نخواهد کرد که فلانی علیه نظام اسلامی یا فرض کنید که علیه تشکیلات مدیریت اجرایی یا تقنینی کشور دارد اقدام می کند. شما هم همین جور انتقاد کنید. بنابراین انتقاد کردن می تواند به شکلی انجام بگیرد که به هیچ وجه مقصود دشمن را برآورده نکند و به تعبیری که ما عرض کردیم، پازل دشمن را تکمیل نکند. (همان)

-حفظ حالت آرمان گرایی در دانشگاه ها
یکی از چیزهایی که ما از دانشجوها توقع داشتیم و این به طور طبیعی در دانشگاه و در محیط جوان وجود دارد و بنده هم اصرار داشتم که این حالت در دانشگاه زنده بماند، مسأله ی آرمان گرایی است. (همان )

-حضور فیزیکی و فکری در مسائل عمومی کشور
حضور فیزیکی و فکری در مسائل عمومی کشور از سوی مجموعه ی دانشجویی حتماً لازم است. هم حضور فکری لازم است؛ با همین رسانه های دانشجویی، با اجتماعات دانشجویی، با اظهاراتی که اینجا و امثال اینجا ممکن است بکنید، با ارائه ی نظرات تان به دستگاه های ذی ربط و وزارت های مربوط اعلام موضع کنید، هم حضور فیزیکی لازم است. گاهی باید در یک اجتماعی شرکت کنید. من به هیچ وجه نفی نمی کنم و رد نمی کنم، بلکه تأیید می کنم برخی از اجتماعات دانشجویی را که درباره ی مسائل گوناگون به وجود می آید. البته با تندروی در این اجتماعات مخالفم؛ با عمل نسنجیده ی در این اجتماعات مخالفم؛ با تصمیم گیری های غلط که ممکن است از طرف چند نفر انجام بگیرد، بعد در آن بحبوحه ی احساسات، ناگهان مورد حمایت جمع هم واقع شود، بنده موافق نیستم. (همان)

-همکاری تشکلها
یک توصیه ی دیگر ما هم این است که تشکل های دانشجویی با هم همفکری و همکاری و همدلی نشان بدهند. حالا من نمی خواهم یک چیزی را حتماً یک پیشنهاد قطعی بکنم، اما به نظر آدم می رسد که مثلاً یک مجمع هماهنگ کننده ای بین این تشکل ها وجود داشته باشد تا تشکل ها هم جهت پیش بروند. (19 مرداد 1390)

-توجه به وظیفه ی افسری جنگ نرم
اعتقاد من این است که در این میدان، شماها افسرید، سرباز صفر نیستید. شما جوانید، میدان مبارزه ی شما هم میدان جنگ نرم است. (16 مرداد 1391)
.بالا بردن معرفت
معرفت هاتان را بالا ببرید. عزیزان من! سقف معرفت خودتان را سایت های سیاسی و اوراق روزنامه ها و پرسه زدن در سایت های گوناگون قرار ندهید. سقف معرفت شما این ها نیست. من می خواهم بگویم هرچه می توانید سطح معرفت را بالا ببرید. با قرآن، با نوشتجات مرحوم شهید مطهری، با نوشتجات فضلای بزرگی که خوشبختانه امروز در حوزه های علمیه حضور دارند، آشنا شوید... به نظر من آن کاری که مهم است انجام بگیرد مطالعات اسلامی است. (همان )

.ارتباط با تشکل های دانشجویی جهان اسلام
ارتباط با تشکل های دانشجویی جهان اسلام هم کار لازمی است... امروز در دنیای اسلام، در ذیل بیداری اسلامی، مجموعه های دانشجویی، مجموعه های فعالی هستند؛ قبلاً هم فعال بودند... به نظر من با این ها ارتباط داشته باشید. (همان )

.زنده نگه داشتن امید به عنوان اساسی ترین موضوع
ازجمله ی سخت ترین کارهایی که علیه من و شما دارد انجام می گیرد این است که امید را در ماها بمیرانند. سعی کنید امید را زنده نگه دارید. هرچه می توانید شعله ی امید را در دل خودتان و در دل مخاطبانتان زنده نگه دارید. با امید است که می شود پیش رفت. امید هم امید بیجا نیست؛ امیدی است که واقعیت ها کاملاً ما را به درستی آن نوید می دهد. (همان)

شرط اصلی فعالیت درست شما در این جبهه ی جنگ نرم، یکی اش نگاه خوش بینانه و امیدوارانه است. نگاهتان خوش بینانه باشد... من نگاهم به آینده خوش بینانه است؛ نه از روی توهم، بلکه از روی بصیرت. شما جوانید، مواظب باشید نگاهتان به آینده نگاه بدبینانه نباشد؛ نگاه امیدوارانه باشد. اگر نگاه نومیدانه شد، نگاه بدبینانه شد... به دنبالش بی عملی، به دنبالش بی تحرکی، به دنبالش انزواست؛ مطلقاً دیگر حرکتی وجود نخواهد داشت؛ همانی است که دشمن می خواهد. (4 شهریور 1388)

-مطالبه ی عدالت
یک لحظه از درخواست و مطالبه ی عدالت کوتاهی نکنید؛ این شأن شماست. جوان و دانشجو و مؤمن شأنش همین است که عدالت را بخواهد. (14 اردیبهشت 1387)

-داشتن نگاه کلان به هدف های انقلاب
دانشجو و محیط دانشگاه باید نگاه کلان به هدف های انقلاب داشته باشد؛ دنبال آن ها برود. مراقب باشید دشمن نتواند از محیط دانشگاه و از عنصر دانشجو و استاد استفاده کند. این آن چیزی است که من روی آن تأکید می کنم. (همان )

-حفظ اتحاد
اتحادتان را حفظ کنید، اتحاد! در مقیاس ملت ایران هم حفظ اتحاد یک وسیله ی اصلی است؛ در مقیاس قشر دانشجو هم در سراسر کشور همین است؛ در مقیاس دانشجویان در یک شهر یا در یک استان هم همین است. نگذارید اختلاف سلیقه ها شما را در مقابل هم، سینه به سینه قرار بدهد. (همان)

-مراقبت در برابر تلاش برخی برای تحقق منافعشان در دانشگاه
یک وقتی بعضی ها منافعشان ایجاب می کرد که دانشگاه ها را عرصه ی بازی های سیاسی و درگیری ها و دست به گریبان شدن های سیاسی قرار بدهند؛ امروز الحمدالله این معانی کمتر است. نگذارید تشکل های دانشجویی و اجزای نهضت دانشجویی به دشمنان تبدیل شوند. (همان)

-رقابت مثبت
رقیب خوب است؛ رقیب، رقابت مثبت. یکی از این برادرها گفت ما حاضریم؛ پژوهشگاه به ما بدهید یا اجازه بدهند ما پژوهشگاه درست کنیم تا در فلان قضیه فعالیت کنیم. خیلی خوب، آن گروه دیگر دانشجویی هم بگویند خیلی خوب، ما هم در فلان مسأله ی دیگر رقابت مثبت علمی می کنیم با این ها. رقابت مثبت یعنی این؛ یعنی مسابقه ی دویدن: «سابقوا الی مغفرة من ربّکم» (همان)

-آشنایی با جنایات غرب و عدم پیروی کورکورانه از آنان
غربی ها، علی رغم ظاهر نونوارِ اتوکشیده ی ادکلن زده ی منظم و مرتب و داعیه های حقوق بشرشان، چه وحشی گری عظیمی در این مقوله کردند. نه این که فقط آدم ها را بکُشند؛ در دور نگه داشتن ملت های تحت استعمارِ خودشان از عرصه ی پیشرفت و امکان پیشرفت در همه ی زمینه ها هم تلاش زیادی کردند. ما می خواهیم این اتفاق نیفتد. (19 مرداد 1390)
.یافتن افق دید کارهای آینده
وقتی انسان بداند که آنچه امروز از تمدن و از پیشرفت و از ثروت در بعضی از این کشورها وجود دارد محصول چقدر خرابکاری و بدعملی و سنگدلی و بی انصافی است، آن وقت نسبت به کاری که باید انجام بگیرد، نسبت به وظیفه ای که انسان دارد، یک افق دید دیگری پیدا می کند. (همان)

-نگاه به استکبار به عنوان یک جبهه
شما وقتی نگاه می کنید به جبهه ی معارض، یعنی استکبار، جبهه ی ظلم، جبهه ی سرمایه دارهای کلان بین المللی، کارتل ها، تراست ها و و و، به چشم یک جبهه به آن ها نگاه کنید. یک جبهه ی به هم پیوسته ای وجود دارد در مقابله ی با انقلاب اسلامی. (همان)

-برگزاری کرسی های آزاداندیشی
بنده گفتم کرسی آزادفکری را در دانشگاه ها به وجود بیاورید. خوب، شما جوان ها چرا به وجود نیاوردید؟ شما کرسی آزادفکری سیاسی را، کرسی آزادفکری معرفتی را تو همین دانشگاه تهران، تو همین دانشگاه شریف، تو همین دانشگاه امیرکبیر به وجود بیاورید. چند نفر دانشجو بروند آنجا حرفشان را بزنند، حرف همدیگر را نقد کنند، با همدیگر مجادله کنند. حق، آنجا خودش را نمایان خواهد کرد... (6 آبان 1388)

-تحمل و مدارای سیاسی
در محیط دانشگاه، تحمل و مدارای سیاسی لازم است. تشکلهای دانشجوئی نسبت به هم مدارای سیاسی داشته باشند؛ تحمل سیاسی داشته باشند. درگیر کردن مجموعه های دانشجوئی با هم، نقشه ی خطرناکی است که کشیده شده است؛ این نقشه را کشیده اند. باید مراقب باشید. می خواهند تشکلهای دانشجوئی را به جان هم بیندازند. ما همین اواخر شاهد بودیم که در چندتا دانشگاه داشتند این کار را می کردند. البته دانشجویان عاقل و با شعور و بلوغِ سیاسی نگذاشتند این اتفاق بیفتد. اما نقشه این است. راه مواجهه اش هم همین است که مجموعه های دانشجوئی، افراد دانشجوئی و تشکلهای دانشجوئی، حالت مدارا و تحمل داشته باشند. (25/2/86)

-نقادی منصفانه و نقدپذیری متواضعانه
در محیط دانشگاه، محیط دانشجوئی، نقد منصفانه و متقابلاً نقدپذیری  متواضعانه هر دو لازم است. جوان، آن هم دانشجو، در محیط علمی باید ذهنش و زبانش باز باشد؛ نقد کند؛ البته منصفانه باشد. نقد را با عیبجوئی و با عصبانیت و با بهانه گیری نباید اشتباه کرد؛ اما نقادی باید کرد. در عین حال نقدپذیر هم باید بود. دیگران هم اگر از ما به عنوان دانشجو، به عنوان تشکل دانشجوئی نقد کردند، بپذیریم؛ یعنی تحمل کنیم؛ بپذیریم، به معنای تحمل کردن است.(همان)

-درس خواندن و پژوهش علمی
توصیه ی بعدی، مسأله ی درس خواندن و پرداختن علمی است. حقیقتاً درس بخوانید. حقیقتاً باید در محیطهای دانشجوئی، جستجوی دانش باشد. آدم می بیند در بعضی از میحطهای دانشجوئی، دانشجو به معنای واقعی دانش جو نیست؛ یعنی در جست و جوی دانش نیست؛ یک چیز حفظی و سر هم بندی است؛ نگذارید این جوری شود. حقیقتاً جوینده ی دانش باشید و دانش را فقط خواندنِ متن و فراگرفتن متون ندانید. الان در جمع اساتید، قبل از اینجا، مطرح می کردم؛ دانشجو بایستی پرسشگر، متعمق، اِشکال کننده ی به استاد، جستجوکننده ی از زوایا و گوشه کنارهای بحث علمی بار بیاید. شما باید بروید و عرصه های علمی را، عرصه های فناوری را، نوآوری های علمی و آفاق شناخته نشده ی علم را تصرف کنید. البته درس نخوانده و کارنکرده نمی شود. جهاد علمی برای شما لازم است. باید در میدانهای علم وارد بشوید؛ وزارتخانه ها هم باید کمک کنند؛ معاونتهای تحقیقاتی هم باید کمک کنند؛ معاونتهای اداری مالی دانشگاه ها و وزارتخانه ها هم باید کمک مالی کنند؛ خود سازمان مقاومت بسیج هم در بخشهایی باید کمک و پشتیبانی کند. (31/2/86)

-پرورش نخبگان سیاسی
فردا جای شما - پنج سال دیگر، شش سال دیگر که شما دانشجو نیستید - آن هائی که می آیند، وارث چه هستند؟ به تعبیر دیگر، آن ها چگونه این محیط را شکل خواهند داد؟ بخشی از این کار به عهده ی امروزِ شماست. ما راجع به نخبه پروری علمی بحث کردیم، من حالا نخبه پروری سیاسی را توصیه می کنم. من تأیید می کنم که در بخشهای تبلیغات و صدا و سیما، نخبه های سیاسی و نخبه های اجتماعی باید مطرح بشوند؛ یکی از دوستان اینجوری فرمودید، که کاملاً درست است؛ مورد تأیید من است و این کار ان شاءالله باید بشود؛ لیکن بخشی از نخبه پروری هم مربوط به شماست؛ یعنی در محیط تشکلهای دانشجوئی، نخبه های سیاسی پرورش پیدا کنند؛ فضا را آماده کنید. این دیگر دست دولت و دست محیط خارج از دانشگاه نیست؛ دست خود شماست. از فکر، از ذهن استفاده کنید، ببینید چگونه می توانید محیط بحث و استدلال و ورزیابی فکری و تقویت روحیه و تقویت امید و محکم کردن پایه های فکر سیاسی را در این طبقه ی جدیدی که بعد از شما می آیند، برنامه ریزی کنید که خاطرجمع باشیم که مجموعه ی دانشجوئی در دوره ی بعد و دوره های بعد، همچنان در جهت همین هدفهای بلند و آرمان های خوب پیش خواهد رفت. البته مراقب زاویه ها باید بود؛ کج رویها را بایستی دید و شناخت. (17/7/86)

مجلس جای نماینده هاست یا نماینده نماها!

دغدغه ای که این روزها ذهن فرهیختگان و دلسوزان جامعه ی ما را با خود درگیر کرده است، اینکه در این آشفته بازار کاندیداهای رنگ و وارنگ، چه کسانی قرار است بر کرسی سبز نمایندگی مجلس شورای اسلامی تکیه بزنند و به عبارتی قرار است تعیین سرنوشت یک ملت در متن حوادث بزرگ آینده به دست چه کسانی سپرده شود؟!

شیب تند ورود افراد ریز و درشت به رقابت های غیررسمی انتخاباتی و شروع دوباره وعده های آنچنانی و ادعاهای هیجانی که طبعاً با بالابردن انتظارات همگانی و امیدواری های ناگهانی برخی از اقشار جامعه همراه خواهد بود، ضرورت پردازش به این سؤال را که چه کسانی دارای شایستگی لازم برای ورود به مجلس شورای اسلامی اند را مضاعف و دوچندان خواهد کرد!

رزومه های ساختگی و روتوش شده، حضورهای مصنوعی و نخ نما شده، ادعاهای واهی و بی اعتبار شده، عکس های لوکس و خنده های فیکس و برخوردهای ریلکس و همه ژست ها و پرستیژهای انتخاباتی به همراه فیگورهای بازیگری، تهدیدی است که احتمال موفقیت و یا برحسته سازی نااهلان و نامحرمان را افزایش داده و در این میان کسانی که صالح تر و راستگوترند، به همراه مردمی که دنبال همین جور نماینده های متعهد هستند، زیان دیده های اصلی چنین انتخاباتی خواهند بود!

نگرانی ما از آنجایی بیشتر می شود که در میان نامزدها که البته هنوز ثبت نام نکرده و تعیین صلاحیت و احراز صلاحیت نشده اند، افرادی حضور دارند که موجب بهت افکار عمومی اند و معلوم نیست که آنها برای نامزدی مجلس آمده اند یا اینکه جویای نام اند و می خواهند خودشان را زبانزد کنند تا در مسئولیت های کلیدی استان و شهرستان بکار گرفته شوند و یا ....  به هر حال و به فرض محال در صورت پیروزی، آیا چنین افرادی در مجلس، نماینده خواهند بود یا نماینده نماهایی که بجای انجام وظایف خطیر نمایندگی، دنبال حاشیه های خاص اند؟!

وقتی به سیاهه نامزدهای احتمالی که البته این روزها دیگر می توان گفت که نامزدهای قطعی اند، نظر می اندازیم، متأسفانه به استثناء توانمندها و افراد اصلح، شاهد حضور عده ای با مختصات ذیل نیز می باشیم که قطعاً یا فاقد صلاحیت اند و یا صلاحیت چندانی برای چنین اعتمادی ندارند:

1-کسانی که در هیچ مسئولیت اجرایی قابل اعتنایی در سطح استان و یا شهرستان، سابقه تجلی و تبلور ندارند!

2-کسانی که هیچ کار برجسته و راهگشایی در پیشینه مسئولیت های قبلی خود نداشته و با هزار اگر و اما کنار گذاشته شده و یا کنار رفته اند!

3-کسانی که در ادوار گذشته نمایندگی از سوی مردم، کار بزرگی برای مردم انجام نداده و کمتر پاسخگوی تماس ها و تقاضاهای مردم بوده اند!

4-کسانی که باندباز و باندسازند و مدیریت باندی داشته و فقط برای اقوام و عده ای از همپالکی های خود فایده مند بوده و گرایش همگانی جهت کمک به همه اقشار مردم ندارند!

5-کسانی که توجه غالب آنها به زادگاه و نهایتاً مناطق زادگاهی آنها بوده و به مابقی نقاط حوزه کاری خود توجه مثبت و قابل ملاحظه ای نداشته اند!

6-کسانی که دغدغه آنها مردم نبوده و عمدتاً وامدار آنانی هستند که برای موفقیت آنها سرمایه گذاری کرده و به محض انتخاب آنها در تکاپوی بازپس گیری سیری ناپذیر سرمایه گذاری های خویش اند!

7-کسانی که با الفبای نمایندگی آشنا نیستند و سواد دانشگاهی و تجربی آنها قابل بکارگیری و انطباق با هیچیک از کمیسیون های تخصصی مجلس شورای اسلامی نیست!

8-کسانی که در قد و قواره نمایندگی مردم و یا استقرار در کرسی های مجلس شورای اسلامی نبوده و تحلیل درستی از اقتصاد و فرهنگ و دیپلماسی و غیره ندارند!

9-کسانی که با مردم و افکار عمومی میانه ای نداشته و برای موفقیت خود، بنا را بر دروغ و دادن وعده های واهی گذاشته و هدفشان خدمت به مردم نیست و فقط به دنبال شکار فرصت های شخصی اند!

10-کسانی که ادبیات نمایندگی نداشته و مجلس را با نهادهای دون پایه تر اشتباه گرفته و نمی دانند که قصد تکیه زدن بر چه جایگاهی را دارند، فلذا نمایندگی را با بقالی های قدیم اشتباه گرفته اند!

11-کسانی که سوار بر مرکب تخلفات انتخاباتی و دوز و کلک های غیرقانونی پای به رقابت های زودهنگام گذاشته و می خواهند با قانون شکنی و هنجارگریزی، به بالاترین نهاد قانون گذاری کشور راه یابند!

12- کسانی که دنبال تخریب وجهه ی رقبا و ترور شخصیت همه آنانی هستند که احتمالاً موقعیت، محبوبیت، اعتبار و آرای احتمالی آنها را مانع موفقیت خویش می دانند!

13-کسانی که رقابت را با خصومت اشتباه گرفته و با دشمن پنداری رقبا، فضای سالم انتخاباتی را به هم ریخته و افکار عمومی را مسئله دار نموده و با تشنج آفرینی دنبال پیروزی اند!

14-کسانی که دنبال رأی خریدن و معامله های پشت پرده با باج خورها و کاسبان انتخاباتی اند و گاهی موجب ایجاد تردید در افکار عمومی برای ارزیابی صحت و سقم انتخاباتی می شوند!

15-کسانی که لاقید عمل کرده و برای موفقیت حتی از اصول عدول نموده و شرعیات و مسلّمات اسلامی، انقلابی، ولایی و قانونی را رعایت نکرده، یا کتمان می کنند و یا از آنها با تسامح و تساهل می گذرند!

16-کسانی که رشد مالی و رشدهای سیاسی و اداری مشکوک و غیرمتعارفی داشته و معلوم نیست که چگونه از صفر گذشته به صد امروز رسیده اند و به اصطلاح چگونه یک شبه ره صد ساله را طی کرده اند؟!

17-کسانی که بدون ارائه هیچ برنامه ی مشخصی وارد این رقابت ها شده و با طرح کلی مسائل، فقط در پی ایجاد جاذبه های ظاهری بوده و شعارمحورند و عملاً هیچ راهکاری برای حل مشکلات مطروحه ندارند!

18-کسانی که روحیه خدماتی نداشته و کرسی های خدمت به مردم در مجلس را با کرسی های قدرت اشتباه گرفته و بیش از آنکه در فکر خدمت به مردم باشند، در اندیشه ریاست و استیلای بر مردم اند!

19-کسانی که جسارت لازم و قدرت لابی گری و مطالبه گری حقوق مردم را از صاحبان قدرت نداشته و همیشه سرشان بی کلاه می ماند و در این میان موکلین آنها باید متحمل محرومیت ناخواسته شوند!

20-کسانی که فقط سال برگزاری انتخابات و یا حتی شش ماهه پایانی در مردم و مجالس مردم دیده می شوند و قبل از آن و یا بعد از انتخابات اثری از آنان دیده نشده و حتی نمی توان ردّ پای آنها را هم پیدا کرد!

علیهذا نظر به اینکه نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی و کلاً نقش آفرینی پارلمانی، از وظایف خطیر و از مسئولیت های درشت جامعه تلقی می شود و سایز جامه ی نمایندگی نیز بزرگ است، باید متذکر شویم که مجلس جای آدمهای کوتوله، غیراستاندارد، نابلد، ناصالح، ناآشنا، ناپخته، میدان ندیده، باران ندیده، آفتاب ندیده، بحران ندیده، سختی دوران ندیده، تازه کار، تازه فارغ التحصیل، تازه به دوران رسیده، نازک نارنجی، قهر کن، گوشه گیر، خسته ها، دلسردها و دلگیرها نیست، بلکه مجلس شورای اسلامی جای تیزبین ها و پیگیرهاست!

کسی که می خواهد وارد بالاترین نهاد مدنی و مردمی نظام مقدس جمهوری اسلامی یعنی مجلس شورای اسلامی بشود که در رأس همه امور مهمه کشور و عصاره ی فضائل یک ملت است، باید صلاحیت و شایستگی دو جانبه یعنی هم در بعد تعهد شامل التنزام های عملی و فکری ولایی و قانونی و غیره و هم در بعد تخصص دارای شاخص های لازم از جمله سابقه تحصیلات تخصصی و رشد همه جانبه نردبانی و پلکانی داشته و تجربه های مدیریتی لازم را در پیشینه ی خود ذخیره کرده باشد و نمایندگی جای کسب تجربه و مهارت آموزی نیست، بلکه قطع یقین اینجا فینال همه مهارت های مقدماتی و محل ابراز مهارت های نهایی آن هم با مدل بین المللی است!

فلذا قبل از آنکه شورای محترم نگهبان در فرایند نظارت استصوابی و در دو فیلتر تعیین صلاحیت به غربال ناصالحان بپردازد و یا اینکه مردم ما با انتخاب اصلح، عملاً پشتکرد ضایع کننده ای را متوجه افراد کوتوله نمایند، بسیار شایسته است تا کسانی که طبق معیارهای فوق و دهها معیار سنجشی دیگر، شایستگی حضور در رقابت های انتخاباتی و ورود احتمالی به مجلس شورای اسلامی را ندارند، خیلی زودتر از آنکه دیر شود، از گردونه رقابت ها کنار بکشند و مردم را بیش از این به زحمت نیاندازند!

مجلس شورای اسلامی جای افراد اصلح است و در آن دو مؤلفه تخصص و تعهد که ترجمان توانایی و شایستگی است، همواره باید ملحوظ باشد و نباید کسانی به مجلس راه پیدا کنند که هیئت رئیسه برای تعیین کمیسیون تخصصی آنها، از بس که به درد هیچ کمیسیونی نمی خورند، نهایتاً متوسل به قرعه کشی شود تا در عمل اعلام شود که چنین نماینده ای، تحمیلی است و فقط باید چهار سال تحمل شود!

در پایان به تناسب ضرورت صراحت کلام باید متذکر شد که در فرایند احراز صلاحیت نامزدها که به مراتب فرایندی فراتر از مرحله تعیین صلاحیت آنهاست، قطعاً مدارک دانشگاهی، سوابق اشتغال کارشناسانه، سوابق مسئولیت، سابقه نامزدی و رأی های قابل ملاحظه، سابقه نمایندگی مردم در شوراهای اسلامی و یا در ادوار همین مجلس شورای اسلامی، زمانی ملاک قرار می گیرد که اینگونه نامزدها در مناصب مذکور، پیشینه ی موفقی از خود بجا گذاشته باشند، وگرنه اگر کسی در این سوابق نیز نتوانسته باشد، نمره قابل قبولی گرفته باشد، باز هم مصداق همان ناشایستگی است و حتماً باید در چرخه تجدیدنظر مردم، دوباره مورد ارزیابی عملکردی و برنامه ای قرار بگیرد!

 

 

تبلیغات پیش از موعد و لزوم هوشیاری مردم
سالی که در آن قرار داریم به دلیل آنکه در پایان سال مصادف با برگزاری انتخابات نمایندگان مردم  در مجلس شورای اسلامی و همچنین مجلس خبرگان رهبری است از حساسیت خاصی برخوردار است و به همین خاطر  سال 94 را باید به نوعی سال انتخابات هم نام نهاد بطوریکه درحال حاضر تمامی حضورها در مراسم های شادی و غم و مجالس ترحیم ،سخنرانی ها ، ارسال پیامک ها ، نگارش مقاله های ریز و درشت ، حضور در یادواره ها ، برگزاری همایش ها تحت عناوین مختلف ، چاپ عکس ها ، نصب بنرهای تمام قد و بسیاری از برجسته نمودن های پیدا و پنهان همگی رنگ و بوی انتخاباتی پیدا کرده اند و از همین الان که تقریباً نزدیک به 3 ماه تا زمان انتخابات مجلس شورای اسلامی در اسفند ماه امسال باقی است همه آنها که می خواهند خود را کاندیدا کنند و همه آنها که می خواهند کاندید مورد نظر آنها آرای لازم را بدست آورد سخت به تکاپو افتادند و دراین راه تمامی ابزارهای لازم را نیز بکار گرفته اند.

بدون آنکه بخواهیم صواب بودن و یا نا صواب بودن این اقدامات را در نظر بگیریم ذکر این مطلب را لازم می دانیم که ملت ما بیش از سی و هفت سال است که انقلاب باعظمت اسلامی را به پیروزی رسانده و با تمامی مشکلات ، سختیها و مرارت های فراوان تا پای جان برای حفظ ، حراست و اقتدار آن ایستاده است و دراین راه اقشار مختلف مردم از خود جسارت و جرات و تلاش فراوانی به خرج دادند تا نهال انقلاب اسلامی به عنوان ثمره هزاران شهید ، جانباز ، آزاده ، جاویدالاثر و ایثارگران گمنام در حال حاضر به درختی تناور که در رأس آن مقام عظمای ولایت قرار دارد مبدل گردد حال در این شرایط آنچه مردم از مسئولان خود و بخصوص از نمایندگان خود در قوه مقننه و بخصوص در مجلس شورای اسلامی می خواهند فقط و فقط انتظار تلاش و انجام خدمات صادقانه برای توسعه ، عمران ، آبادانی و سرفرازی ایران اسلامی می باشد. به فرموده حضرت امام راحل (ره) (( مجلس در رأس امور قراردارد )) و بنابراین حفظ این جایگاه رفیع هم بر دوش نمایندگانی است که عضو آن هستند و به عنوان وکلای مردم و در خانه ملت به مردم خدمت می کنند. با توجه به شرایط موجود حقاً و انصافاً افرادی خود را کاندیدای حضور در مجلس و نمایندگی مردم نمایند که بتوانند و قادر باشند برای مسائل کلان کشور تصمیم گیری نمایند و دراین راه با آزادگی و آزاد منشی ، ایمان و تقوا و بادانش بالا و تدبیر اصولی ومشی حفاظت و حراست از بیت المال بتوانند سرفرازانه در میان مردم حوزه انتخابیه خود ظاهر شوند.

جایگاه مجلس شورای اسلامی به دلیل جایگاه رفیع قانونگذاری و نظارت جایگاهی بسیار رفیع می باشد بنابراین افرادی باید در آن حضور یابند که واقعاً از افراد دیگر جامعه در بسیاری جهات بخصوص تصمیم گیری بالاتر و ارجح تر  و به معنای واقعی کلمه مدیر ، مدبر ، شجاع ، با تقوا و عالم به عمل صادقانه و خالصانه باشند. روی سخن دیگر ما با اقشار مختلف جامعه است که در این بازار آشفته ای که برای جمع آوری آرا از همین حالا آغاز شده است کاملاً به هوش باشند. همه افراد جامعه در جای جای شهرها ، روستاها ، بخش ها و شهرستانها و استانها علاقه شدیدی دارند که شهر و روستایی آباد و در نهایت استان و کشوری آباد داشته باشند و این هدف مهم یعنی پیشرفت و توسعه در تمامی جوانب به دست نخواهد آمد جز آنکه افرادی برای مجلس شورای اسلامی انتخاب شوند که به معنای واقعی کلمه قادر به نمایندگی مردم باشند.

برای مثال تصویب و ابلاغ تمامی اعتبارات ، بودجه ها ، طرح ها و لوایح در مجلس صورت می گیرد تمامی نظارت ها با مجلس است ، تمامی قوانین در مجلس به تصویب می رسند و از همه مهمتر برای اداره بهینه امور کشور نمایندگان مردم در مجلس تصمیم می گیرند بنابراین این انتخاب احسن امروز ماست که می تواند آینده ای درخشان را بر فردای کشور ، شهر و روستای مان و استان وکشورمان رقم زند. پس نباید از این موضوع مهم به سادگی گذشت و یا آنکه به صرف حضور فردی در مراسمی و یا ارسال پیامکی و یادهها جلب آرایی از این قبیل زود فریفته و شیفته شده و یا آنکه به دلیل تعدد و تکثر تبلیغات به این دیدگاه برسیم که هر فردی انتخاب شد فرقی ندارد بلکه باید در این راه آگاهانه ، هوشمندانه و با در نظر گرفتن تمامی جوانب طی مسیر کرد تا با انتخابی آگاهانه و هوشیارانه توسعه وپیشرفت و آبادانی و اقتدار کشور را رقم زد.

دلایل کاهش رشد علمی کشور

با توجه به تاكيد مقام معظم رهبري درباره کاهش شتاب علمي كشور، وظيفه آحاد جامعه خصوصا اساتيد و دانشجويان و فعالان عرصه آموزش عالي اين است كه با انجام يك آسيب‌شناسي دقيق و برنامه‌ريزي شده اين دغدغه مقام معظم رهبري را به حداقل برسانند.حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب در دیدار بیش از هزار نفر از استادان و اعضای هیئت‌های علمی دانشگاههای سراسر کشور، نقش استادان را در تعلیم و تربیت نسلی پرتلاش، مؤمن و پیشرو نقشی بی‌بدیل خواندند و با تأکید بر پرهیز از حاشیه‌سازی  در محیط‌های علمی افزودند: شتاب علمی کشور به هیچ دلیلی نباید کاهش یابد.

به طور کلی طبیعی است که برای کاهش رتبه شتاب علمی کشور عوامل مختلفی می‌تواند موجود باشد و تاثیر گذار. اما من فکر می‌کنم با توجه به اینکه در سالهای اخیر کاهش رشد شتاب علمی کشور، حساسیت‌های زیادی ایجاد کرده و به همین دلیل نیاز است تا با یک نگاه ویژه و به صورت منشوری این موضوع بررسی شود. نگاه منشوری به این معنا که این مشکلات از زوایای مختلف دیده و نظر تمام اقشار درگیر منعکس شود.

مسئولان وزارتخانه و مجلس شورای اسلامی،کارشناسان آموزشی، روسای دانشگاه‌ها، اساتید، مدیران پژوهشگاه‌ها و محیط‌های آموزشی، خود دانشجویان و .... . این معضل اگر از زوایای مختلف بررسی شود می‌توان آفت‌ها و آسیب‌های این فضا را ملموس‌تر احساس کرد.مثلا می‌بینیم که در سالهای اخیر به دلایل مختلفی مثل دلایل و انگیزه‌های آموزشی، رشد شتاب علمی کشور کم شده است، خب این مسئله تا اندازه زیادی باید توسط مسئولان وزارتی بررسی شود. زمانی که به صورت عمیق به موضوع نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که ما در نصب و اجرای قوانین مشکلات زیادی داریم.

خوشبختانه به لحاظ وضع قوانین هیچ مشکلی نداریم و در جایگاه خوبی قرار داریم اما به لحاظ اجرا هنوز ضعف‌های زیادی وجود دارد. همان طور که می‌بینیم با عوض شدن هر کدام از مسئولین وزارتخانه، برخی از قوانین و مصوبات آموزشی هم تغییر می‌کند. مثلا همان طور که شاهد بودیم یک سری از دانشجویان در دولت قبلی به عنوان دانشجویان بورسیه پذیرفته شده بودند که خب سرو صداهای زیادی را هم به دنبال داشت تا اینکه مجلس شورای اسلامی از طریق رسانه ملی به طور رسمی اعلام کرد که غالب این دانشجویان هیچ مشکلی نداشته اند و می‌توانند برای ادامه تحصیل بورسیه شوند اما همان طور که می‌بینیم تا به امروز هنوز بیشتر این دانشجویان تعیین وضعیت نشده‌اند و بلاتکلیف باقی مانده‌اند. در حالی که اصولا فلسفه این کار و بورسیه کردن دانشجویان توانمند آماده‌سازی آنها برای دستیابی به علم بیشتر است. بنابراین می‌توان گفت گاهی در این مباحث علمی به شدت سلیقه‌ای رفتار می‌شود. یعنی می‌توان گفت یک بعد همین اجرا وضع قوانین است که خلاهای زیادی دارد.

زماني كه يك موضوع به عنوان معضل فضاي علمي كشور عنوان مي‌شود و از همه مهم‌تر به يكي از دغدغه‌هاي مقام معظم رهبري تبديل مي‌شود، در واقع به اين معناست كه تلاش‌هاي كافي در جهت شناخت ابعاد گوناگون اين معضل صورت نگرفته است.موضوع رشد علمی و سرعت شتاب آن موضوعی است که در طول این چندین سالی که از عمر با عزت انقلاب اسلامی می‌گذرد، همواره به استناد منابع معتبر جهانی تاثیرگذار، یکی از افتخارات جمهوری اسلامی ایران خصوصا جوانان این کشور دست یافتن به چنین سطح بالایی از علم و شکوفایی است. بنا بر همین اسناد و اطلاعات موثقی که موجود است سهم ما در تولید علم جهان در سال 2012 برابر با 1/6 از کل درصد تولید علم در جهان بوده است که واقعا آمار قابل توجه و درخشانی است اما امسال با توجه به آخرین گزارش‌های منتشر شده سهم ما در این میدان یعنی تاثیرگذاری بر سهم تولید علم در کل جهان قدری کاهش یافته است .از سوی دیگر گزارش‌های منتشر شده در خصوص رتبه علمی کشور ایران هم نشان می‌دهد که در سال 92 رتبه کشور ما در میان سایر کشورهای تولیدکننده علم در جهان، رتبه 15 را داشته اما امسال با یک رتبه تنزل به رقم 16 رسیده‌ایم این موضوع بسیار موضوع مهم و حساسی است و مقام معظم رهبری به دلیل همین حساسیت جایگاه علمی ایران در میان سایر کشورهای جهان، در خصوص اهمیت این موضوع به تمام نهادها و مسئولان مرتبط از جمله مسئولان وزارت علوم، وزارت بهداشت، پارک‌های علم و فناوری،کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی و ... هشدار دادند. چرا که این نهاد و دستگاه‌های مرتبط باید در این رابطه پیگیری جدی و برنامه‌ریزی جامعی انجام بدهند که هر چه زودتر جلوی این تنزل رتبه علمی کشور گرفته شود و در آینده شاهد منفی شدن رشد تولید علمی در کشور نباشیم.

متاسفانه واقعیت موجود این است که شیب علمی کشور منفی شده و ازاین بابت که بعد از چند سال رشد مستمر شاهد کاهش رشد علمی کشور هستیم، باید یک آسیب‌شناسی دقیق و پیگیری در این موضوع صورت بگیرد که چه عواملی باعث شده که شاهد کاهش رشد علمی کشور ظرف این مدت کوتاه باشیم. اما به طور کلی هم می‌توان عوامل مختلفی را در این امر دخیل دانست. بحث عدم ثبات مدیریتی، نوعی سیاسی‌کاری، برخورد سیاسی و قهری برخی اساتید و دانشجویان که مجموعا این سیاسی کاری‌ها در سالهای اخیر به فضای علمی و عمومی دانشگاه‌ها لطمه وارد کرده است بنابراین من فکر می‌کنم بهتر است با نوعی آسیب‌شناسی و برنامه‌ریزی مجدد به سمت کاهش معضلات فعلی دانشگاه‌ها که سد راه پیشرفت‌های علمی قرار گرفته است، برویم تا اینکه بتوانیم مجددا با کمی تلاش به رتبه گذشته خود در میان کشورهای برتر جهان برای رسیدن به جایگاهی درخشان دست پیدا کینم.

هرچند در سال‌هاي اخير ظرفيت دانشگاه‌ها براي جذب دانشجو افزايش قابل توجهي يافته است و در نتيجه تعداد افرادي كه موفق به كسب مدارك مختلفي مثل كارشناسي و كارشناسي‌ارشد و دكتر شد‌ه‌اند نيز چند برابر شده است. اما با اين وجود و درست در شرايطي كه انتظار مي‌رود اين افزايش ظرفيت منجر به افزايش توليدات علمي و فناوري شود،نه تنها اين اتفاق نمي افتد كه حتي با كمي تنزل نيز مواجه مي‌شويم. اينجاست كه مي بينيم با يك معادله دو مجهولي مواجه هستيم. از يك طرف صندلي‌هاي دانشگاه كه از فرط افزايش ظرفيت بعضا خالي مانده است و از طرف ديگر پلكان علم كه هنوز چشم به راه رسيدن دانشجويان خالي است.
دكتر الهيان ضمن تاكيد اين موضوع مي‌گويد:«‌در حال حاضر ما در شرایطی هستیم که به لحاظ کمیت و تعداد صندلی‌های دانشگاه برای پذیرش هر چه بیشتر دانشجوهیچ مشکل یا کمبودی نداریم. بهتر است با توجه به این ظرفیت‌های عالی مسئولان دانشگاه‌ها به سمت ایجاد فضای علمی پویا و دانش‌افزایی هر چه بیشتر بروند و فضا و بودجه و امکانات کافی را در اختیار محققان و دانشجویان و پژوهشگران قرار بدهند. واقعا روال بروکراسی‌های خسته‌کننده موجود که در بسیاری از دانشگاه‌های حتی معتبر ما متاسفانه وجود دارد تاثیر بدی در افزایش علاقه دانشجویان برای کارهای علمی خواهد گذاشت و باید تلاش‌های زیادی صورت بگیرد تا این روال‌های آزاردهنده به حداقل ممکن برسند.

باید زمینه را فراهم کرد و اجازه داد افرادی که دارای ایده‌های نو و توانایی‌های علمی هستند بدون نگرانی از هیچ مشکلی علاقه‌مند به ادامه کارهای پژوهشی و علمی باشند نه اینکه مثلا نگران از تائید فلان بودجه درخواستی یا نبود آزمایشگاه و ابزار و لوازم کافی و ..... چرا که اگر تمام این شرایط مهیا باشد و این افراد بتوانند با علاقه اهداف علمی خود را دنبال کنند، در نهایت به افزایش جایگاه علمی کشور در جهان منجر خواهد شد.

اختصاص بودجه کافی به بخش پژوهش و فناوری که مقام معظم رهبری به شدت بر آن تاکید داشتند باید مورد توجه جدی قرار بگیرد. چرا که بعضا شاهد هستیم برخی دانشگاه‌ها و مراکز علمی موجود حتی در صورت اختصاص بودجه هم به دلیل همان روال های دست و‌پا‌گیر و غیر برنامه ریزی شده، امکان استفاده از همان حداقل بودجه اختصاص داده شده را هم ندارند و از طرف دیگر باید به این موضوع هم توجه داشته باشیم که طرح‌های کمی از همین حداقل بودجه برخوردار هستند و همان تعداد محدود هم باز برای استفاده از اين بودجه با مشکلات زیادی دست به گریبان‌اند.

تهدید بیکاری همچون بمب هسته‌ای

سال‌هاست زنگ خطر بیکاری بویژه بیکاری دانش‌آموختگان دانشگاهی به صدا درآمده ودامن اقتصاد کشور را گرفته و کارشناسان در مورد پیامدهای نامطلوب گسترش آن هشدار و مسوولان برای کاهش آن تلاش می کنند.

این تلاش‌ها اگرچه هر از گاهی به بیراهه می رود و تنها موجب پاک کردن صورت مساله می‌شود، اما واقعیت های جامعه از لزوم حل کارآمد معضل بیکاری سخن می‌گویند. چنان که اقدام‌هایی مانند تغییر تعریف بیکاری و درنظرگرفتن شاخص ها و مولفه‌های حداقلی برای شاغل بودن (در دولت پیشین)، نه تنها به حل معضل بیکاری کمکی نکرد، بلکه آن را مانند آتشی پنهان کرد که سرانجام سر از خاکستر بیرون آورد.



طبق آمار و مستندات مرکز آمار ایران در سال گذشته، نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله کشور برابر با ۲۲.۹ درصد و نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۹ ساله نیز معادل ۲۰.۲ درصد است که این میزان بیش از ۲ برابر نرخ بیکاری عمومی کشور و نشان دهنده ادامه بحران بیکاری جوانان است.این در حالی است که ورود سالیانه حدود یک و نیم میلیون نفر به دانشگاه ها و خروج آنها در یک دوره ۲ تا ۴ ساله به امید یافتن شغل از دانشگاه، مسئله ای است که به دلیل فراهم نبودن زمینه های اشتغال کارجویان جوان در حال حاضر به عنوان یکی از مهم ترین چالش های کشور شناخته می شود.

البته وجود بیکاری در سطح نسبتا وسیع، ویژگی بارز اغلب کشورهای در حال توسعه است و عواملی مانند انفجار جمعیت، ناتوانی بخش های تولیدی در جذب نیروی کار، استفاده از روش های تولید سرمایه بر به جای کاربر، کمبود سرمایه، انعطاف ناپذیر بودن ساختار تولید، وجود بیکاری پنهان، پایین بودن بهره وری نیروی کار و تعیین دستمزدها بدون توجه به بازدهی نیروها از جمله عواملی هستند که باعث تشدید بیکاری در کشورهای در حال توسعه و از جمله کشور ما شده است.

گزارش‌های مرکز آمار نشان می‌دهد بیشترین نرخ بیکاری برای گروه جوانان ۲۴ تا ۲۹ سال است.« این بحران بزرگی است که جوان‌های ما کار ندارند و درجه کارآفرینی تا این حد پایین است.» سیاست‌های متناقضی که در عرضه ظرفیت‌های اقتصاد توسط نهادهای مختلف و غیر مسؤول اجرا می‌شود، این وضعیت را رقم زده است. با توجه به ظرفیت‌های اقتصادی کشور این سطح از اشتغال اصلاً قابل قبول نیست. به علت حضور نهادهای غیرمسؤول، بین ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار قاچاق در عرصه اقتصاد کشور وجود دارد. این به منزله تخریب بنیان‌های تولید و اشتغال کشور است. فرصت‌های رقابت به دلیل حضور شبه انحصاری‌ها منتفی شده است. و ظرفیت‌های اشتغال به میزان کافی فراهم نمی‌شود. اگر مدیریت درست و متناسب با ظرفیت اقتصاد ایران باشد، می‌تواند ده‌ها میلییون شغل دیگر ایجاد کند.

بررسی آمارها و نظرات کارشناسان، نشان می‌دهد دولت یازدهم نیز تا کنون نتوانسته است گام مثبتی برای حل مشکلات بازار کار بردارد و اقتصاددانان لیبرال و نهادگرا، از عمل‌کرد وزارت‌‌خانه‌های دولت در این زمینه راضی نیستند. متاسفانه بر اساس آمارهای رسمی و غیر رسمی میزان بیکاری در ایران به حدی رسیده است که از میانگین جهانی بسیار بالاتر بوده و از معضلات کشور به شمار می‌آید. بر اساس گزارش امسال بانک جهانی در مورد وضعیت بیکاری در ایران ،وضعیت نامناسب بازار کار با افزایش حضور زنان و تعداد بالای جوانانی که وارد بازار کار می‌شوند، بدتر شده است. با توجه به نرخ بالای تحصیل زنان در دانشگاه ها که حتی بالاتر از مردان است و کاهش میزان تشکیل خانواده، پیش‌بینی می‌شود که این روند همچنان ادامه داشته باشد. همچنین ایران از نظر ترکیب جمعیتی، دارای جمعیتی جوان است که ۶۰ درصد آن را افراد زیر ۳۰ سال تشکیل می دهد. در نتیجه برآورد شده که سالانه ۷۵۰ هزار نفر وارد بازار کار شوند.

با این شرایط، جای تعجب نیست که سالانه حدود ۱۵۰ هزار نفر فارغ التحصیل دانشگاهی از کشور خارج می شوند. بر اساس برآوردهای دولت، در طی ۲ سال آینده باید حدود ۸.۵ میلیون فرصت شغلی ایجاد شود تا نرخ بیکاری تا سال ۲۰۱۶ به ۷ درصد برسد. اما احتمالا مشارکت نیروی کار در جامعه ایران افزایش خواهد یافت. بنابراین حتی اگر دولت به این هدف گذاری نائل آید، باز هم نرخ بیکاری در ایران برای آینده‌ای قابل پیش‌بینی همچنان بالا خواهد بود.

نبود تناسب میان عرضه و تقاضای نیروی کار دانش آموخته، تعادل بازار کار را بر هم زده و هر روز بر جمع بیکاران تحصیلکرده می افزاید. کنترل این موج بزرگ بیکاری، سیاستگذاری و برنامه‌ریزی دقیق بویژه در حوزه‌ی آموزش، کار و اقتصاد را می طلبد.

شش محور مهم نامه دوم امام خامنه ای به جوانان غربی

بیش از ده‌ ماه از نخستین نامه‌ی رهبر معظم انقلاب به جوانان غربی می‌گذرد که ایشان نامه‌ی دوم خود به جوانان غربی را نیز نوشتند. نامه‌ی دوم رهبر انقلاب مانند نامه‌ی اول زمانی نوشته شد که فرانسه شاهد وقوع حادثه تروریستی بود. دی‌ماه سال ۱۳۹۳ فرانسه شاهد سلسله حوادث تروریستی و حمله به مجله‌ی «شارلی ابدو» بود که تصاویر موهنی از پیامبر اسلام منتشر کرده بود. حمله به شارلی ابدو موجی از تفکرات ضد اسلامی و اسلام‌هراسی را در غرب به خصوص در اروپا ایجاد کرده بود. تنها دو هفته بعد از این اتفاق تروریستی، رهبر انقلاب در نامه‌ای خطاب به «جوانان اروپا و آمریکای شمالی»، ارائه‌ی تصویری ترسناک از دین مبین اسلام را «سیاه‌نمایی گسترده» علیه اسلام نامیده و از جوانان غربی خواستند «شناخت مستقیم و بی‌واسطه از اسلام به دست بیاورند.» اکنون نامه‌ی دوم ایشان به جوانان غربی نیز زمانی نوشته شد که بار دیگر فرانسه شاهد حادثه‌ی تروریستی بود. رهبر انقلاب در نخستین جمله‌ی نامه‌ی دوم خود به جوانان غربی نوشتند: «حوادث تلخی که تروریسم کور در فرانسه رقم زد، بار دیگر مرا به گفتگو با شما جوانان برانگیخت.» 
 
* اهداف نگارش نامه دوم
هدف نامه‌ی اول رهبر انقلاب به جوانان غربی، درخواست و دعوت برای شناخت بی‌واسطه از اسلام بود. اما به نظر می‌رسد هدف از نگارش نامه‌ی دوم یادآوری این نکته‌ی مهم است که «تروریسم، درد مشترک» جهان اسلام و غرب است. هدف دیگر نگارش نامه‌ی دوم شاید بیان این مطلب است که اگرچه افراط‌گرایان اسلامی حادثه‌ی تروریستی پاریس را رقم زدند اما همین گروه‌های افراطی توسط قدرت‌های غربی به‌خصوص «آمریکا» ایجاد و تقویت شدند. رهبر معظم انقلاب در این خصوص نوشتند: «امروز کمتر کسی از نقش ایالات متحده آمریکا در ایجاد یا تقویت و تسلیح القاعده، طالبان و دنباله‌های شوم آنان بی‌اطلاع است.» 
 
نادیده گرفتن خشونت رژیم صهیونیستی سبب عادی شدن خشونت توسط این رژیم جنایتکار شده است. به عبارت دیگر، خشونت علیه مردم فلسطین به موضوعی عادی و تکراری برای دولتمردان و شهروندان غربی تبدیل شده که حالا دیگر به سبب تکرار مدام آن، احساسات انسانی را برنمی‌انگیزد. شاید بزرگ‌ترین گناه رژیم صهیونیستی را بتوان همین عادی‌سازی قتل و کشتار انسان‌ها در جهان دانست.
* محورهای مهم نامه‌ی رهبر انقلاب
۱-ابراز همدردی با خانواده‌های قربانیان
رهبر انقلاب در نخستین سطرهای نامه‌ی دوم به جوانان غربی از جایگاه یک «رهبر دینی» سخن گفته و حادثه‌ی تروریستی پاریس را «اندوه‌بار» نامیدند: «هر کسی که از محبت و انسانیت بهره‌ای برده باشد، از دیدن این صحنه‌ها متأثر و متألم می‌شود، چه در فرانسه رخ دهد، چه در فلسطین و عراق و لبنان و سوریه.» این جمله بیش از هر چیز گویای آن است که رهبر کشوری که بیش از ۱۶ هزار نفر از مردم بی‌گناه خود را در اثر تروریسم کور مورد حمایت غرب از دست داده، باز هم از وقوع حادثه‌ای مشابه حتی برای مردم کشوری که دولتمردان آن از حامیان اصلی تروریست‌های ایران بودند، عمیقاً ناراحت است و تروریسم را در هر کجای دنیا  که باشد محکوم‌ کرده‌ است. بدون شک، چنین نگاهی، برخاسته از یک دیدگاه عمیق دینی و الهی است که جان انسان‌ها را فارغ از نژاد و ملیت و جغرافیا محترم می‌شمرد و برای آن ارزش قائل است. این راهبرد ضمن اینکه خلاف ادعاهای همیشگی شماری از رهبران غربی مبنی بر حمایت جمهوری اسلامی ایران از تروریسم است، بیانگر آن است که از دید رهبر جمهوری اسلامی ایران «اخلاق و ارزش‌های انسانی» جایگاه والایی در سیاست دارند. در حقیقت از همین جمله می‌توان متوجه پیوند میان «اخلاق» و «سیاست» در آموزه‌های دینی و اسلامی شد. موضوعی که امروزه جای خالی آن در دنیای سیاست و دیپلماسی کاملا مشهود است. 
 
۲-جهان اسلام؛ سال‌های متمادی قربانی تروریسم
دومین محور نامه‌ی دوم رهبر انقلاب این است که اگر غرب و به‌خصوص فرانسه هر از گاهی با حادثه تروریستی مواجه می‌شوند و «اگر مردم اروپا اکنون چند روزی در خانه‌های خود پناه می‌گیرند و از حضور در مجامع و مراکز پرجمعیت پرهیز می‌کنند»، مردم عراق، سوریه، یمن، افغانستان و... سال‌های متمادی و مردم فلسطین دهه‌ها است که چنین شرایط ناامنی را شاهد هستند. اما از منظر ایشان درد تروریسم در دنیای اسلام دو تفاوت عمده با درد تروریسم در غرب دارد: نخستین تفاوت این است که «دنیای اسلام در ابعادی به مراتب وسیع‌تر، در حجمی انبوه‌تر و به مدت بسیار طولانی‌تر قربانی وحشت‌افکنی و خشونت بوده است.» دومین تفاوت نیز این است که خشونت‌ها در جهان اسلام «همواره از طرف برخی قدرت‌های بزرگ به شیوه‌های گوناگون و به شکل موثر حمایت شده است.»
 
۳-تضاد سیاست‌های غرب در برخورد با جنبش بیداری در جهان اسلام
سومین محور در نامه‌ی رهبر انقلاب، اشاره به سیاست‌های متضاد غرب در برخورد با جنبش بیداری اسلامی در جهان اسلام است. در حالی که قدرت‌های غربی شعار دموکراسی و حقوق بشر سر می‌دهند، اما رهبر انقلاب به جوانان غربی یادآوری می‌کنند که «عقب‌مانده‌ترین نظام‌های سیاسی همواره در ردیف متحدان غرب جای گرفته‌اند» و «پیشروترین و روشن‌ترین اندیشه‌های برخاسته از مردم‌سالاری‌های پویا در منطقه، بی‌رحمانه مورد سرکوب قرار گرفته است» که این تضاد آشکار در سیاست‌های غربی است. 
 
رهبر انقلاب «پشتیبانی از تروریسم دولتی اسرائیل» را چهره‌ی دیگر تضاد سیاست‌های غربی عنوان کرده و این سؤال را مطرح می‌کنند که «امروز چه نوع خشونتی را می‌توان از نظر شدت قساوت با شهرک‌سازی‌های رژیم صهیونیست یادآوری کرد؟» این در حالی است که این رژیم جنایتکار «هرگز به طور جدی و مؤثر مورد سرزنش متحدان پرنفوذ خود و یا لااقل نهادهای به‌ظاهر مستقل بین‌المللی» قرار نگرفته است. دو نکته‌ی مهم انتقادی در این جملات رهبر انقلاب وجود دارد: نکته‌ی اول این است که نهادهای بین‌المللی نیز در خدمت سیاست‌های متضاد غربی قرار دارند. این دیدگاهی است که حتی نورئالیست‌های روابط بین‌الملل نیز بر آن تأکید دارند و نهادهای بین‌المللی را «ابزار» دست قدرت‌های بزرگ می‌دانند. نکته‌ی دوم آن است که نادیده گرفتن خشونت رژیم صهیونیستی، موجب «عادی شدن» خشونت توسط این رژیم جنایتکار شده است. به عبارت دیگر، خشونت رژیم صهیونیستی علیه مردم فلسطین به موضوعی عادی و تکراری برای دولتمردان و شهروندان غربی تبدیل شده است که حالا دیگر به سبب تکرار مدام آن، احساسات انسانی را بر نمی‌انگیزد. در حقیقت شاید یکی از بزرگ‌ترین گناهان رژیم صهیونیستی را بتوان همین عادی‌سازی قتل و کشتار انسان‌ها در جهان دانست.
 
رهبر معظم انقلاب «لشکرکشی‌های سال‌های اخیر به دنیای اسلام» را سومین نمونه از منطق متناقض سیاست‌های غرب عنوان کردند. این لشکرکشی‌ها اگرچه به بهانه‌ی توسعه‌ی دموکراسی در کشورها بود، اما نه تنها به توسعه و دموکراسی در کشورهای هدف منجر نشد بلکه خسارت‌های انسانی، زیرساختی و بازگشت به عقب را برای این کشورها به دنبال داشته است. با این حال اما دولتمردان غربی به جای «عذرخواهی صادقانه» خواستار «از یاد بردن فاجعه‌ها» و «دعوت به نفهمیدن» هستند. 

هدف رهبر انقلاب در نامه‌ی اول به جوانان غرب، دعوت برای شناخت بی‌واسطه از اسلام بود اما به نظر می‌رسد هدف از نگارش نامه‌ی دوم یادآوری این نکته است که «تروریسم، درد مشترک» جهان اسلام و غرب است. هدف دیگر شاید بیان این مطلب است که اگرچه افراط‌گرایان اسلامی حادثه‌ی تروریستی پاریس را رقم زدند اما همین گروه‌ها توسط قدرت‌های غربی به‌خصوص «آمریکا» ایجاد و تقویت شدند.
۴-ریشه‌ی تروریسم در سیاست‌های غرب
چهارمین محور در نامه‌ی رهبر انقلاب آن است که ریشه‌ی خشونت را باید در سیاست‌های اشتباه غرب جستجو کرد. اما سؤال این است که سیاست‌های غرب چگونه به تقویت خشونت در جهان اسلام و همچنین خشونت در سطح جهانی انجامیده است؟ رهبر معظم انقلاب در این نامه به چگونگی تأثیرگذاری سیاست‌های غرب بر ایجاد خشونت در جهان پاسخ می‌دهند که می‌توان در محورهای زیر بیان کرد:
 
۱-۴: ذهنیت آلوده به تزویر
غرب و به‌خصوص آمریکا در کلام از دموکراسی و حقوق بشر سخن می‌گویند اما هر جایی که دموکراسی خلاف منافع آن‌ها باشد، آن را رد می‌کنند که نمونه‌ی آشکار آن در پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین در سال ۲۰۰۶، پیروزی گروه‌های شیعی در انتخابات پارلمانی عراق در سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۴ و پیروزی اخوان‌المسلمین در انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری مصر در سال‌ ۲۰۱۲ است. در حالی‌که لشکرکشی به عراق، افغانستان و یمن خسارت‌های انسانی و غیرانسانی زیادی برای این کشورها در پی داشته است اما شخصیت‌ها و رسانه‌های غربی تلاش می‌کنند واقعیت امروزی این کشورها را معکوس جلوه دهند و مانع فهم و درک واقعیت‌های تلخ ناشی از این لشکرکشی‌ها شوند. بر این اساس، رهبر انقلاب خطاب به جوانان غربی نوشتند که «من امید دارم که شما در حال یا آینده، این ذهنیت آلوده به تزویر را تغیر دهید؛ ذهنیتی که هنرش پنهان کردن اهداف دور و آراستن اغراض موذیانه است.» 
 
۲-۴: معیارهای دوگانه‌ی غرب در برخورد با تروریسم
تردیدی نیست که تروریسم یک خطر و تهدید جهانی است. محوریت نامه‌ی رهبر انقلاب نیز چنان‌چه گفته شد «تروریسم به عنوان درد مشترک» است. با این حال، دولتمردان غربی، تروریسم را به دو نوع «خوب» و «بد» تقسیم کرده و صرفاً معتقد هستند باید با تروریسم بد مبارزه کرد. به عبارت دیگر، قدرت‌های غربی از آن‌چه که تروریسم خوب می‌نامند به عنوان ابزاری برای تحقق اهداف سیاست خارجی و منافع خود بهره می‌گیرند و ارزش‌های انسانی و اخلاقی را فدای منافع خود می‌کنند که این یکی از ریشه‌های گسترش خشونت در جهان است. از این‌رو، رهبر معظم انقلاب با بیان اینکه قدرت‌های بزرگ حامی تروریسم هستند، در این نامه نوشتند «تا زمانی که معیارهای دوگانه بر سیاست غرب مسلط باشد، و تا وقتی که تروریسم در نگاه حامیان قدرتمندش به انواع خوب و بد تقسیم شود، و تا روزی که منافع دولت‌ها بر ارزش‌های انسانی و اخلاقی ترجیح داده شود، نباید ریشه‌های خشونت را در جای دیگر جستجو کرد.»
 
۳-۴: شبیه‌سازی و همانندسازی فرهنگی به مثابه خشونت خاموش
پس از حادثه‌ی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ یکی از مفاهیمی که در بعد نظری گسترش زیادی داشته و جنبه اجرایی نیز گرفته، مفهوم «جهانی‌سازی» است. غرب به محوریت آمریکا و با این ادعا که ارزش‌های غربی در حوزه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی و اقتصادی «برتر» از ارزش‌های سایر کشورها و مناطق جهان است، با بهره‌گیری از شبکه‌های جهانی رسانه‌ای در جهت شبیه‌سازی و همانندسازی فرهنگی برآمد. ترویج سبک زندگی آمریکایی و غربی که نمود عینی آن را می‌توان در تولیدات سینمایی و هنری آمریکا دید، از نمونه‌ها و ابزارهای مؤثر برای دستیابی به این هدف بوده و هست. چنین اقدامی که رهبر انقلاب جهت تبیین آن برای افکار عمومی داخل کشور، پیش‌تر از عناوینی چون تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، ناتوی فرهنگی و جنگ نرم استفاده کرده بودند، حالا در این نامه، از آن تعبیر به «خشونت خاموش» کرده‌اند. چه‌ آنکه، جنگ‌ها (اعم از سخت و نرم) همواره با «خشونت» همراه بوده است، که یکی آشکار است و یکی پنهان. رهبر انقلاب در این‌باره نوشتند «من تحمیل فرهنگ غرب بر سایر ملت‌ها و کوچک شمردن فرهنگ‌های مستقل را یک خشونت خاموش و بسیار زیان‌بار تلقی می‌کنم. تحقیر فرهنگ‌های غنی و اهانت به محترم‌ترین بخش‌های آن‌ها در حالی صورت می‌گیرد که فرهنگ جایگزین، به هیچ‌وجه از ظرفیت جانشینی برخوردار نیست.» ایشان «پرخاشگری»، «بی‌بندوباری اخلاقی» و «معناگریز»ی را مؤلفه‌های اصلی فرهنگ غربی عنوان کردند که «مقبولیت و جایگاه» این فرهنگ «حتی در خاستگاهش» نیز تنزل پیدا کرده است. اما نکته‌ی مهم این است که رهبر انقلاب ضمن رد شبیه‌سازی و همانندسازی فرهنگی، بر اهمیت و ارزش «پیوند فرهنگی» تأکید دارند و عنوان می‌کنند که «این پیوندها هرگاه در شرایط طبیعی و با احترام به جامعه‌ی پذیرا صورت گرفته، رشد و بالندگی و غنا را به ارمغان آورده است.» اما بالعکس، خشونتی که امروز در قالب «زباله‌ای مثل داعش» بیرون می‌آید، زاییده‌ی «وصلت‌های ناموفق با فرهنگ‌های وارداتی» و نتیجه‌ی «تلاقی استعمار با یک تفکر افراطی و مطرود» است. 

۴-۴: تغذیه فرهنگی ناسالم در محیط آلوده و مولد خشونت غرب
نکته‌ی مهمی که در نامه‌ی رهبر انقلاب وجود دارد این است که اعضای داعش را صرفاً اتباع کشورهای اسلامی تشکیل نمی‌دهند بلکه «کسانی که در اروپا متولد شده‌اند و در همان محیط، پرورش فکری و روحی یافته‌اند» نیز به عضویت این گروه تروریستی درآمده‌اند و اتفاقاً حادثه‌ی تروریستی پاریس نیز توسط کسانی انجام شد که در فرانسه و به قول خودشان، مهد آزادی و تمدن بزرگ شده‌اند. بنابراین، رهبر انقلاب این سؤال را مطرح می‌کنند که چرا اتباع کشورهای اروپایی به تروریست‌های داعش پیوسته‌اند؟ تردیدی نیست که ارزش‌های ارائه شده توسط دولت‌های غربی به‌خصوص ترویج بی‌بندوباری اخلاقی و اجتماعی، محیط اروپا به‌خصوص فرانسه را برای تولید خشونت آماده کرده است. در عین حال، پیامدهای انقلاب صنعتی و اقتصادی در غرب و تبعیض‌های نژادی، ساختاری و مذهبی سبب ایجاد نابرابری‌هایی میان بخش‌های مختلف جامعه در این کشورها و ایجاد عقده‌های هویتی برای شهروندان این کشورها شده است. بی‌تردید ترکیب تغذیه‌ی ناسالم فرهنگی، تبعیض نژادی و مذهبی، نابرابری‌های اجتماعی و عقده‌های هویتی در بروز خشونت نقش به‌سزایی ایفا می‌کند.
 
۵-راهکارهای ایجاد امنیت و آرامش
محور دیگری که در نامه‌ی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای وجود دارد، ارائه‌ی راهکارهایی برای ایجاد آرامش و امنیت و از بین بردن فضای هراس و اضطراب است. رهبر معظم انقلاب به دو راهکار مهم در این خصوص اشاره کردند که عبارت‌اند از:
 
۱-۵: اصلاح اندیشه خشونت‌زا در غرب
از دید رهبر انقلاب، «نخستین مرحله در ایجاد امنیت و آرامش، اصلاح این اندیشه‌ی خشونت‌زا است.» واقعیت این است که اگر ذهنیت‌های آلوده به تزویر تغییر کند، تروریسم در خدمت منافع غرب قرار نگیرد و به خوب و بد تقسیم نشود، وجه اخلاقی و انسانی سیاست مورد توجه قرار گیرد و شبیه‌سازی و همانندسازی فرهنگی متوقف و بر فرهنگ‌های بومی جوامع تأکید شود، گام اول برای ایجاد امنیت و از بین بردن فضای هراس برداشته خواهد شد.
 
۲-۵: اجتناب از واکنش‌های عجولانه
رهبر انقلاب اشتباه بزرگ در مبارزه با تروریسم را «واکنش‌های عجولانه‌ای» می‌دانند که اتفاقا سبب افزایش گسست‌های موجود می‌شود. از دید ایشان هر حرکت هیجانی و شتاب‌زده، «فاصله‌ها را عمق، و کدورت‌ها را وسعت خواهد داد» و «تدابیر سطحی و واکنشی- مخصوصاً اگر وجاهت قانونی بیابد-» قطب‌بندی‌های موجود را افزایش داده و راه را برای بروز بحران‌های بیشتر می‌گشاید. این قطب‌بندی‌ها می‌تواند هم در سطح جامعه‌ی داخلی کشورها به‌خصوص کشورهای غربی و هم در سطح جهانی میان تمدن اسلامی و غربی افزایش پیدا کند.
 
۶-تعامل صحیح و شرافتمندانه غرب با جهان اسلام
در نهایت این‌که رهبر انقلاب در پایان نامه‌ خواستار «شناخت درست و با ژرف‌بینی و استفاده از تجربه‌های ناگوار» برای پی‌ریزی «بنیان‌های یک تعامل صحیح و شرافتمندانه» با جهان اسلام شدند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ضمن نکوهش وضع مقرراتی علیه مسلمانان در کشورهای غربی، به این نکته مهم اشاره دارند که غربی‌ها نه زمانی که «میهمان» و نه زمانی که «میزبان» مسلمانان بودند، جز مهربانی و شکیبایی، چیز دیگری از مسلمانان ندیدند. در واقع، برخلاف تصویرسازی منفی‌ای که از دین اسلام در رسانه‌ها و ادبیات غربی‌ها انجام می‌شود، این غرب (به‌خصوص قدرت‌های بزرگ غربی) است که بنای خشونت و ترور و جنگ را در جهان اسلام پی‌ریزی کرده، اما با وارونه‌سازی واقعیت، سعی در تحریف دین مبین اسلام و ذاتی جلوه دادن خشونت در آن نموده است. بنابراین چاره‌ی کار برای برون‌رفت از این وضع موجود، اصلاح سیاست‌های کشورهای غربی در قبال چگونگی  مواجهه با مشکلات و معضلات جهانی است. بدون شک، تا زمانی که سیاست دولت‌های غربی و مخصوصا آمریکا حمایت از «تروریست خوب» (خواه در قامت یک رژیم جعلی صهیونیستی، و خواه در قامت گروهک‌ تروریستی چون داعش) باشد، اوضاع جهان به همین منوال خواهد بود.

11پارادایم مهم در رهبری

رهبری امروزه با رهبریِ همین یک دهه پیش هم متفاوت است. این حوزه هم مثل هر حوزه ی دیگری روند ها و تغییرات مختلفی به خود می بیند و شما اگر بخواهید موفق باشید باید تسلط خود بر روندها و تغییرات مذکور را حفظ کنید. برای اینکه درک درستی از رهبری داشته باشید باید بتوانید تفکرات قدیمی را از رویه های جاری جدا کنید.با در نظر گرفتن مفاهیم برگرفته شده از رهبری معاصر می توانید به تفکر خود اجازه دهید تکامل پیدا کند.

1- اعتبار و شفافیت حرف اول را می زنند

در عصر شبکه های اجتماعی، جایی برای دروغگویی و پوشاندن اشتباهات باقی نمی ماند. اگر خودتان یا شرکتتان دروغ بگویید، و یا تقلب و عددسازی کنید، احتمال اینکه دستتان رو شود از هر زمان دیگری بیشتر خواهد بود.

2- برند شما وجهه ی شماست

زمانی وقتی صحبت از وجهه می شد تمام تمرکز تنها روی شخصیت اجتماعی و گذشته ی فرد قرار داده می شد. اما امروز، وجهه ی شما را برندتان تشکلیل می دهد. آنچه امروز به زبان می آورید و انجام می دهید، درک مردم از شما را تعیین می کند. اطمینان حاصل کنید برند شما تصویر درستی از شما منعکس می کند.

3- اگر اجتماعی نباشید از قافله جا خواهید ماند

شما به عنوان یک رهبر باید قادر باشید با دیگران ارتباط برقراری کنید و دیده شوید. در دنیای امروز حضور در شبکه های اجتماعی کافی نیست؛ باید زبردست باشید و حرفی برای گفتن داشته باشید. مخفی شدن پشت درب اتاق هیئت رئیسه دیگر گزینه ی قابل دسترسی نیست.

4- همکاری و کار مشترک، سکه ی رایج امروز است

اگر با کسی شراکتی ندارید یا همکاری نمی کنید، بخش بزرگی از دنیای کسب و کار امروز را از دست خواهید داد. هزینه ی سنگین این مسئله را رهبری و سازمان شما خواهد پرداخت.

5- گزینه های تازه ی بی شماری در دسترس قرار دارند

حدود 35 درصد نیروی کار فعلی مشغول کسب و کاری است که خودش به راه انداخته است و این تعداد روز به روز افزایش می یابد. خیلی ها مسیر زندگی شغلی خود را در میانه ی راه عوض می کنند و به تفکر کارآفرینانه روی می آورند. البته هنوز هم هستند کسانی که دوست دارند در حوزه ی تحصیلی شان کاری به دست بیاورند و تا آخر عمر به همان مشغول باشند؛ اما دورانی که در آن محبور بودید برای پیشرفت، رضایت رئیس خود را جلب کنید قطعاً به سر آمده است.

6- به هم پیوستگی یعنی آزادی

پیش از این اوضاع به این ترتیب بود که رهبری روابط را کنترل می کرد. اما امروزه، با وجود ایمیل، اینترنت، و دسترسی جمع بسیاری از انسان ها به رسانه های اجتماعی، رهبری ارتباطات جایگزین رهبری قدرت شده است.

7- دورانِ پیش رو، دوران شنیده شدن صدای کارمند و مشتری است

اگر سعی داشته باشید با سلسله مراتب رهبری کنید، به چالش کشیده خواهید شد. بقای آنهایی که به دنبال قدرت هستند و از بروکراسی لذت می برند، با از بین رفتن ساختار عمودی سازمانها روز به روز دشوار تر خواهد شد چرا که ساختار های افقی اختیارات بیشتری در اختیار هر کارمند و حتی مشتریان قرار خواهند داد.

8- کار گروهی نقشی حیاتی دارد

سازمانها در خلأ فعالیت نمی کنند و در رهبری امروز نیز جایی برای خودرأیی وجود ندارد. پرورش یک شرکت نیازمند نوعی رهبری است که افراد را به تلاش در جهت چشم انداز و هدف مشترک ترغیب کند.

9- اگر مشارکت نداشته باشید از گود خارج خواهید شد

امروزه صدای کسانی بیشتر شنیده می شود که یاد گرفته اند مشارکت کنند و در جایی که قبلاً صدایشان شنیده نمی شده نقش فعال تری بر عهده بگیرند.

10- می توان با به اشتراک گذاری دانسته ها به تمایز رسید

در عصر اطلاعات، کسی که بیشترین میزان اطلاعات را با دیگران به اشتراک می گذارد، متخصص آن حوزه در نظر گرفته می شود. اگر می خواهید رهبری کنید، باید خودتان را متمایز کنید و به اشتراک گذاری اطلاعات یکی از مطمئن ترین روش ها برای گسترش محدوده ی نفوذ و اثرگذاری شماست.

11- برای رهبری کردن به عنوان یا موقعیت شغلی خاصی نیاز نیست

هر کسی می تواند رهبر باشد. توانایی رهبری شما دیگر به واسطه ی موقعیت یا عنوان شغلی شما تعیین نمی شود. توانایی اثرگذاری بر اطرافیان، شکل قابل توجهی از رهبری است که در اختیار همگان قرار دارد.چند سال دیگر ممکن است تصویر کاملاً متفاوتی از رهبری داشته باشیم. تا آن زمان، کسانی که قرار است در آن دوره رهبری کنند پشت سر ما خواهند بود. بنابراین آنچه امروز انجام می دهیم همان تغییری را رقم خواهد زد که آینده به خود خواهد دید.

چرا رهبر انقلاب از روند پیشرفت اقتصاد مقاومتی رضایت ندارند؟

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اخیر با نخبگان برای چندمین بار از روند پیشرفت اقتصاد مقاومتی ابراز نارضایتی کردند.حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این دیدار فرمودند: «یک سفارش دیگری که در این زمینه میکنم، مربوط به اقتصاد مقاومتی است. خب شما میدانید اقتصاد مقاومتی که بحمدالله مطرح شد، سیاست‌هایش اعلام شد، مورد استقبال صاحب‌نظران اقتصادی و سیاسی و غیره قرار گرفت.

اسم اقتصاد مقاومتی هم زیاد تکرار می‌شود؛ حالا چقدر اقتصاد مقاومتی در کشور پیشرفت کرده، بحث الان من نیست -من البتّه خیلی خشنود نیستم از مقدار پیشرفت این فکر و این بنیان مهم در کشور لکن به‌هرحال یک حرکتی وجود دارد- [امّا] یکی از پایه‌های محکم اقتصاد مقاومتی، اقتصاد دانش‌بنیان است؛ اساس کار در اقتصاد مقاومتی، اقتصاد دانش‌بنیان است؛ [زیرا] اقتصاد مقاومتی اقتصاد درون‌زا است، اقتصادی است که در داخل پایه‌های مستحکمی دارد که تکانه‌های بین‌المللی و جهانی و اقتصادی آن را از جا درنمیبرد؛ این اقتصاد مقاومتی [است‌]، اقتصاد مقاوم. یکی از اساسی‌ترین پایه‌های این اقتصاد عبارت است از اقتصاد دانش‌بنیان؛ اقتصادی که متّکی باشد به علم، این خیلی مهم است.»

رهبر معظم انقلاب در ادامه سخنان خود به طور غیرمستقیم کوتاهی دولت و سایر ارکان نظام در طراحی بسترهای لازم برای اجرای اقتصاد مقاومتی را مورد انتقاد قرار دادند و از نخبگان خواستند منتظر نمانند و مستقیما وارد اجرای اقتصاد مقاومتی شوند: «خب، به نظر ما نخبه‌های جوان می‌توانند در اقتصاد دانش‌بنیان که درواقع ستون اصلی اقتصاد مقاومتی است، نقش ایفا کنند. چطور نقش ایفا کنند؟ خب، این طرّاحی لازم دارد.

چه‌جور جوانهای ما نقش ایفا کنند در اقتصاد مقاومتی؟ من جواب این سؤال را از شما می‌خواهم، بنشینید طرّاحی کنید، منتظر نمانید که دیگران طرّاحی کنند. شما جوانهای نخبه در یکی از اجتماعات خودتان موضوع را همین قرار بدهید: چگونگی نقش‌آفرینی نخبگان جوان در اقتصاد مقاومتی یا اقتصاد دانش‌بنیان. گروه‌هایی به‌وجود بیایند، گروه‌هایی تقسیم بشوند، کار کنند، فکر کنند، مطالعه کنند، با دست پُر در این اجتماع شرکت کنند، راه بدهند، آن‌وقت بنیاد نخبگان از این طرحی که از درون خود نخبگان بیرون آمده، حمایت کند، پشتیبانی کند. به نظر من یک تحوّل به‌وجود می‌آید؛ هم در زمینه‌ی فکر کردن و اندیشیدن و کار کردن، هم در زمینه‌ی واقعیّت، روی زمین؛ در زمینه‌ی اقتصاد [هم‌] قطعاً تحوّل به‌وجود می‌آید.»

* تکرار گلایه‌ها

سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی ۳۰ بهمن ۱۳۹۲ از سوی رهبر معظم انقلاب ابلاغ شد. در حدود ۲۰ ماهی که از ابلاغ این سیاست‌ها گذشته، چندین بار نارضایتی رهبری از عملکرد دولت در اجرای این سیاست‌ها تکرار شده است. رهبر انقلاب چندین بار از دولتمردان خواسته‌اند دست از نگاه شعاری به اقتصاد مقاومتی برداشته و به طور عملی وارد اجرا شوند.

به عنوان مثال در دیدار شهریورماه هیئت دولت با رهبر معظم انقلاب، ایشان مجددا از کم‌کاری دولتمردان در اجرای اقتصاد مقاومتی گلایه کردند و به وزرایی که عملکرد روزمره خود را در قالب اقتصاد مقاومتی گزارش کرده‌ بودند، به طور هوشمندانه تذکر دادند.

ایشان در آن جلسه خطاب به دولت فرمودند: «یکی هم مسئله‌ی اقتصاد مقاومتی است. خب، امسال سال دوّم اقتصاد مقاومتی است؛ یعنی پارسال -سال ۹۳- شروع اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی بود. دوستان دولت هم گزارشهایی به من دادند که من شخصاً و زباناً از آقای جهانگیری تشکّر کردم آن‌وقتی که ایشان به پانزده دستگاه ابلاغ کردند که این کارها را، این وظایف را باید انجام بدهید.

بعد هم حالا یک گزارش مفصّلی فرستادند که البتّه برای من خلاصه کردند آن گزارش را و تماماً خواندم، نگاه کردم. کارهایی که انجام گرفته در زمینه‌ی اقتصاد مقاومتی، بعضی‌هایش کارهای مقدّماتی است؛ حالا مثالهایش را بخواهم بزنم، طول میکشد، وقت می‌گذرد؛ بعضی از کارهایی که گزارش شده، مربوط به بندهای اقتصاد مقاومتی نیست، اگرچه حالا ارتباط داده شده امّا کارهای جاری دستگاه‌ها است؛ بالاخره دستگاه‌ها یک کارهای جاری دارند و اینها را به شما گزارش کردند که این کارها را ما کردیم؛ اینها آمده جزو کارنامه‌ی دستگاه‌ها در زمینه‌ی اقتصاد مقاومتی؛ درحالی‌که این نیست.

بعضی از کارها هم ارتباطی اصلاً به بندهای اقتصاد مقاومتی ندارد؛ این مقدار کافی نیست.سیاست‌های اقتصاد مقاومتی یک بسته‌ی کامل و منسجم است؛ این بسته هم تراوش‌شده‌ی فکر شخصی نیست؛ این عقل جمعی است، یک جماعتی نشسته‌اند؛ دوستان اقتصاددان حاضر در این مجلس هم بعضی‌هایشان میدانند و مطّلعند.

خب، این یک بسته‌ی منسجم است، باید مجموعاً انجام بگیرد؛ چه‌جوری میشود مجموعاً انجام بگیرد؟ آن‌وقتی‌که یک به اصطلاح برنامه‌ی اجرائی و عملیّاتی منسجمی برای آن ارائه بشود؛ که این چیزی بود که من چند وقت پیش به آقای دکتر روحانی گفتم و بنا شد که ایشان بگویند دوستان تهیّه کنند ان‌شاءالله این را بدهند، این لازم است؛ یعنی ما یک برنامه‌ی عملیّاتی لازم داریم؛ در این برنامه مشخّص بشود سهم دستگاه‌ها، فلان دستگاه این سهم او است از این بندهای سیاستها، بعد زمان گذاشته بشود؛ زمان خیلی مهم است، زمان‌بندی بشود، معلوم بشود که تا این زمان باید انجام بگیرد والّا اگر زمان‌بندی نشود؛ هیچ ضمانتی وجود ندارد که این در طول دولت شما حتّی انجام بگیرد، شما می‌خواهید این را عملیّاتی کنید، می‌خواهید اجرائی کنید، می‌خواهید از منافعش مردم استفاده کنند، پس زمان [بگذارید].

اوّلاً بایستی اقدامات عملیِ لازم در خصوص هر بند مشخّص بشود، مجری‌هایش دستگاه‌هایی که متصدّیند معلوم بشوند، در هر بخشی زمان‌بندی لازم انجام بگیرد، امکانات لازم و چگونگی تأمین آن امکانات بایستی روشن بشود، بالاخره این سیاستها یک تحرّک عملی است و میدانی است؛ وقتی راهکار فراهم میکنید، در واقع یک تحرّک میدانی میخواهید به‌وجود بیاورید، این الزاماتی دارد.

الزاماتش چیست؟ چه جوری میشود تأمین کرد؟ راه تأمین آن الزامات باید مشخّص بشود. آن‌وقت اگر این کارها شد، آن‌وقت شما میتوانید رصد کنید، میتوانید پیگیری کنید، ببینید شد یا نشد، فلان دستگاه کار خودش را انجام داد یا نداد. کار پیش میرود.»

* علل نارضایتی رهبری از روند اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی

برای آگاهی از عملکرد دولت در اجرای اقتصاد مقاومتی، بهتر است نگاهی به جزئیات سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی بیاندازیم و عملکرد دولت قبل و پس از ابلاغ این سیاست‌ها را ارزیابی کنیم و امیدواریم مسئولان دولتی بتوانند جواب سوال های ما از عملکرد آنها در اجرای این سیاست ها را پاسخ بدهند.

مصادیق کم‌کاری دولت در اجرای اقتصاد مقاومتی

مصادیق کم‌کاری دولت در اجرای اقتصاد مقاومتی
مصادیق کم‌کاری دولت در اجرای اقتصاد مقاومتی

#بيرق_حسيني

همچنان كربلا و عاشورا ادامه دارد و هر دو سپاه، ياران و همراهان و موافقان خود را دارند. شما كه از ياران حسين عزيز هستيد خوب است اعلام وفاداري و همراهي كنيد.نصب هر #بيرق_عزاي امام حسين عليه السلام در منزل يا محيط كار به مثابه ي يك راي و به معناي يك لبيك به نداي هل من ناصرِ حسين است.هر خانه اي كه در اين ايام، در آن يك پرچم كوچك حسيني باشد گويي شعبه از خيام حسيني است.لطفا از پرچم داخل منزل يا محل كارتان يك عكس بگيريد و با هشتگ اصلي #بيرق_حسيني منتشر كنيدو همگي هر شب با دقت! پست هاي اين هشتگ را لايك كنيم. ضرورتا به فونت عربي #بيرق_حسيني توجه بفرماييد.

کمپین «برائت از کودک‌کشان صهیونیستی»

جمعی از تشکل‌های مردمی و دانشجویی در اقدامی خودجوش، روز هفتم محرم که منتسب به حضرت علی‌اصغر(ع)  است را «روز جهانی برائت از کودک‌کشان تاریخ» نامگذاری کرده و با تشکیل کمپین و تولید کلیپ و پوسترهای گرافیکی با همراهی برخی هیئات عزاداری کشور، از عموم عزاداران و عاشقان حسینی برای پیوستن به این کمپین دعوت کردند.در این راستا گردانندگان کمپین «روز جهانی برائت از کودکان‌کشان صهیونیستی» از عموم هیئات، مداحان و سخنرانان مراسمات عزاداری درخواست کرده‌اند تا در کنار ذکر مصیبت اهل‌بیت امام حسین(ع)، به مظلومیت فلسطینیان و کودک‌کشی و جنایات رژیم صهیونیستی نیز بپردازند.

هیئت‌های عزاداری و سایر علاقه‌مندانی که مایل به پیوستن به این کمپین هستند می‌توانند با انتشار پوسترهای طراحی شده و نیز پخش نماهنگ‌های ساخته شده در هیئات و ایستگاه‌های صلواتی، مظلومیت مردم فلسطین و جنایات رژیم شمر صفت و کودک‌کش صهیونیستی را به نمایش بگذارند لذا برای دریافت پوسترها و کلیپ طراحی شده در این کمپین، به آدرس 17890/ http://iuuu.ir/fa مراجعه نمایند.

مذاكره با آمريكا

از آغاز انقلاب اسلامي بحث مذاکره با آمريکا به عنوان يکي از مباحث راهبردي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران مطرح بوده است. موضع گيري هاي حضرت امام (ره) همواره دولتمردان را از مذاکره با آمريکا منع مي نمود. پس از حضرت امام (ره) در دوران رهبري مقام معظم رهبري هم اين موضوع به دفعات طرح و با موضع‌گيري ايشان در همان راستا، مذاکره منع شده است. البته همان طور که رهبري فرموده اند در مقاطعي غير مستقيم و مستقيم پيام هايي رد و بدل شده و مذاکراتي صورت گرفته است اما موضع گيري راهبردي نظام مقدس جمهوري اسلامي که طبق قانون اساسي به وسيله مقام ولايت فقيه تعيين مي شود همچنان بر نبود مذاکرات است.

اين سنت الهي است كه اگر اميد به عنايت خداوند در وجود انسان كمرنگ شود، اميد به شيطان در وجودش شكل مي‌گيرد و غلبه مي‌يابد تا آنجا كه او را به هلاكت مي‌رساند، در حقيقت كسي كه وعده نصرت خداوند را باور نكند بي‌ترديد ذليلانه چشم به راه وعده شيطان مي‌نشيند. چنين افرادي راه‌هاي توصيه شده قرآن براي مقابله با كفار را درك نمي‌كنند يا به آن باور ندارند و به جاي تقويت توان نظامي، اقتصادي و سياسي كشور براي آنكه در دشمن رعب پديد آيد و نيز به جاي تقويت روحيه جهاد و شهادت و صبر در نيروهاي مومن، مي‌خواهند از طريق مذاكره و گفتگو با دشمن، عنايت و محبت او را جلب كنند و به خيال خود با گرگ! به توافق برسند و حتي به توصيه خواجه شيراز در سياست خارجي نيز توجه نمي‌كنند كه فرموده است: بر در ارباب بي‌مروت دنيا چند نشيني كه خواجه كي ز در آيد؟!

سيري در تاريخ معاصر حكايت از خيانت‌هايي دارد كه اينگونه افراد در مقام سياستمدار به كشور ايران روا داشته‌اند. آري روزگاري تلخ بر ملت ايران گذشته است كه سياستمدارانش يا انگلوفيل بودند يا مانند آن؛ اما با امدادهاي خداوندي، انقلاب اسلامي آمد تا سياستمدار ايراني هم خودش را باور كند و از وابستگي به بيگانه خجالت بكشد.
البته پس از پيروزي انقلاب باز هم برخي شخصيت‌هاي سياسي و رؤساي جمهوري، هر چند غالباً خائن نبودند اما دچار اشتباه محاسباتي در ارتباط با آمريكا شدند و به اين جمع‌بندي رسيدند كه در برابر آمريكا كرنش و تواضع نشان بدهند و گمان مي‌كردند با مذاكره مي‌توان از خصومت آمريكا كاست. هر چند امام‌ خميني(ره) و حضرت آيت الله خامنه‌اي به اين افراد اجازه ندادند ديدگاه خود را بر ملت و نظام تحميل نمايند چرا كه بر اساس اصل يكصد و دهم قانون اساسي، "تبيين سياست‌هاي كلي نظام جمهوري اسلامي ايران از اختيارات رهبري است."
اين روزها هم عده‌اي مي‌خواهند با سوء استفاده از موقعيت خويش، زمينه را براي مذاكره و برقراري ارتباط با آمريكا فراهم آورند و در حقيقت در زمين دشمن بازي و جدول او را پر مي‌كنند. اين در حالي است كه با نگاهي عميق به پيامدهاي پسابرجام تا اين زمان، از توطئه‌ دشمن اينگونه رمزگشايي مي‌شود كه استكبار در پوشش كاهش مشكلات اقتصادي ما، نيت شومي را در سر مي‌پروراند و مي‌خواهد از اين فرصت براي نفوذ در اركان حكومت و تغيير ذائقه جامعه بهره بگيرد و با برنامه‌ريزي گام به گام، گشايش دفتر حفاظت منافع آمريكا در ايران، انجام مذاكره با آمريكا درباره مسائل منطقه، برقراري تلفن قرمز بين رؤساي دو كشور و نهايتاً برقراري رابطه دو جانبه، اين خيال شوم را پيگيري مي‌كند.
به همين دليل آنچه تاكنون به عنوان نتايج مذاكرات، مشهود است، گشايش در شرايط اقتصادي كشور نبوده بلكه گشايش شرايط براي دشمن بوده است. البته از دشمن جز دشمني انتظار نمي‌رود اما ريشه مشكلات كنوني كشور «وجود برخي آدم‌هاي بي‌خيال و ساده‌انديش» است كه فريب دشمن را خورده‌اند و هر چند در اقليت قرار دارند اما فعال و صاحب توانمندي هستند و عملكرد آنان، خواسته يا ناخواسته، موجب فراهم شدن زمينه نفوذ دشمن در عرصه‌هاي فرهنگي، اقتصادي و سياسي كشور ما شده است كه از جمله مي‌توان به مواردي اشاره كرد:
- ساده‌انگاري در شكسته شدن حريم ممنوعيت ملاقات و ارتباط مسئولين ايران با سردمداران آمريكا
- بازگشايي سفارت انگلستان
- ورود صدها و بلكه هزاران ميهمان خارجي غالباً به دعوت ايران در پوشش هيئت‌هاي سياسي، اقتصادي و گردشگري و با هدف پيگيري سياست «افزايش تعامل در سطح مدني» به منظور ايجاد «تغيير» در نظام اسلامي
- ايجاد شبكه نفوذ در مطبوعات به سركردگي برخي عوامل فراري
- همكاري براندازانه دختر يكي از سياسيون با فرقه ضاله بهائيت
- اصرار زنان ديپلمات خارجي در استفاده از پوشش‌هاي زننده هنگام ديدار با مسئولين ايراني
- شايعه دعوت از آمريكايي‌ها در برخي همايش‌هاي داخلي
حتي در عرصه حساس و زيربنائي تعليم و تربيت نيز مي‌توان نشانه‌هايي از ردپاي اين حركت نفوذي را شناسايي كرد، از جمله:
- پيشنهاد وزير آموزش و پرورش ايتاليا براي برقراري ارتباط بين دانش‌آموزان ايران و ايتاليا در فضاي مجازي
- راه اندازي مدارس مجازي زيرنظر بنياد توسعه ملي آمريكا جهت آموزش معلمان همراه با ارائه مدرك
- پر رنگ كردن روز جهاني معلم در برابر روز شهادت استاد مطهري
راه‌اندازي مدارس دو زبانه بر خلاف قانون
- تنظيم قرارداد همكاري با برخي موسسات فرهنگي بين‌المللي تحت سيطره استكبار جهاني
آنچه مسلم است نفوذ دشمن، دغدغه مقام معظم رهبري است كه مكرراً نسبت به آن هشدار مي‌دهند و سياست رسمي و شفاف جمهوري اسلامي آن است كه «مذاكره با آمريكا ممنوع است به خاطر ضررهاي بي‌شماري كه دارد.» و لذا تمامي افراد جامعه و به خصوص مسئولين، براي دفاع از استقلال كشور بايد با تمام توان براي مقابله با اين تهاجم به پا خيزند زيرا همانگونه كه پيامبر گرامي اسلام(ص) توصيه فرموده‌اند سرنشينان يك كشتي نبايد به كسي كه مي‌خواهد در كشتي منفذي ايجاد نمايد، اجازه اين كار را بدهند وگرنه همگي غرق خواهند شد.

 

 



بحث مذاكره با آمريكا يكي از مباحثي است كه هر چند وقت يكبار در محافل سياسي و مطبوعاتي مطرح مي‌شود. در ايران اسلامي هر بحثي كه بر اساس اصول منطقي و همسو با مباحث اعتقادي باشد از پشتوانه اجتماعي و استحكام بيشتري برخوردار است. در هفته گذشته رهبر معظم انقلاب صراحتاً مذاكره با آمريكا را ممنوع اعلام كردند، البته اين ممنوعيت همراه با استدلال و ردّ بعضي استنادات تاريخي موافقان (مذاكره اميرالمومنين(ع)) و زبير و نيز مذاكره امام حسين(ع) و عمر سعد) بوده است.
يكي از ضعف‌هايي كه عناصر سياسي و اجرايي در بسياري از موضوعات (كه فعلاً جاي طرح آن نيست) دارند، فاصله گرفتن از مفاهيم بلند كتاب و سنت و سيره ائمه(ع) است و ايضاً استفاده مصداقي و مقطعي بدون احتساب ابعاد آن است.
در اينجا لازم است از مذاكره با زبير و عمر سعد دو نكته روشن شود؛ 1- آيا اين افراد به عنوان نماينده حكومتي بودند و براي مذاكره فرستاده شدند يا خير؟ 2- مباحث مطرح شده در اين مذاكرات چه بوده است؟ در پاسخ بايد گفت: اولا زبير از افرادي بوده كه با اميرالمومنين(ع) بيعت كرده بود. يعني به عنوان شهروند حكومتي اميرالمومنين بوده است كه براي زياده‌خواهي‌ها و مطالبات نامشروع درصدد توطئه و جنگ با همراهي ديگر عناصر برآمد. ثانياً زبير داراي سابقه خوبي در زمان پيامبر اكرم(ص) بوده كه حضرت بدان‌ها اشاره مي‌فرمايد. ثالثاً مذاكره امام(ع) و زبير بيشتر جنبه هدايت و براي پيشگيري از جنگ و خونريزي بين مسلمانان بوده است كه البته كلام امام(ع) بر زبير بي‌اثر نبوده است.
اگر از اين دست مذاكرات در صدر اسلام بخواهيم مثال بياوريم نمونه‌هاي فراوان دارد چون اساس، هدايت و جلوگيري از جنگ و خونريزي است. در مورد مذاكره امام حسين(ع) و عمر سعد با توجه به محتواي مذاكره كه باز هم براي نجات و هدايت عمر سعد بوده، بحثي در قبال حكومت يزيد، مشروعيت حكومت يزيد، نحوه حل مشكل به وجود آمده و... به ميان نمي‌آيد چون اساساً حضرتش درصدد مذاكره با حاكميت نامشروع حكومت يزيد نبوده است. شبيه به اين گفتگو با حربن يزيد رياحي نيز اتفاق افتاده بود. لذا نمي‌توان اين دست گفتگوها را مذاكره با نظامي كه اهل خدعه و نيرنگ و زياده‌طلبي و امتيازخواهي و زور و ستم و كشتن انسان‌هاي بي‌گناه است، برداشت كرد.
هر كس از مواضع و ديدگاه‌ها و برخورد امام حسين‌(ع) با حكومت يزيد مطلع باشد هرگز بحث مذاكره امام با حكومت يزيد را مطرح نمي‌كند. پاسخ امام درباره حكومت يزيد سخت و كوبنده و حماسي بوده است. يكي از نمونه‌هاي روشن برخورد امام براي نفي مذاكره با دشمن، برخورد امام(ع) با نامه عبيدالله بن زياد بوده است. وقتي نامه ابن زياد را حضرت خواند آن را به زمين انداخت و فرمود: رستگار نباشند مردمي كه رضايت مخلوق را به خشنودي خدا مقدم شمارند. سپس نامه‌رسان درخواست پاسخ از امام را مي‌نمايد. امام در جوابش فرمود: "ماله عندي جواب لانه حقت عليه كلمة العذاب ـ اين نامه در نزد ما پاسخي ندارد زيرا عذاب الهي بر آن ثابت است."
ابن زياد نماينده و عنصر حكومتي بوده كه پيشنهاد و حرف يزيد را براي امام نقل نمود. اگر قرار بود مذاكره‌اي صورت گيرد اينجا بهترين مكان براي حرف و مذاكره بوده است. چون نماينده تام الاختيار يزيد، طرف مقابل امام(ع) است و مي‌توانند راجع به شرايط طرفين و نيز عبور از بحران به وجود آمده مذاكره نمايند. اما جواب امام به گونه‌اي است كه راه هرگونه حرف و حديث و مذاكره را مسدود مي‌نمايد. يعني اصلا آنها قابليت پاسخ و كلام و سخن را ندارند تا با آنها به مذاكره بنشيند. آيا اين نمونه روشن كافي نيست تا كسي بحث مذاكره را در صحراي كربلا مطرح نكند و از گفتگو با عمر سعد برداشت مذاكره با دشمن را ننمايد؟ آيا اين سهل‌انگاري و جفا در حق امام‌ حسين(ع) با آن موضع روشن و حماسي در برابر زياده‌خواهي‌هاي حكومت يزيد نيست؟ چرا در تحليل مطالب از حقايق حاكم بر تاريخ فاصله مي‌گيريم؟ يك نمونه ديگر در بين كارزار در صحنه نبرد وجود دارد كه هر شبهه‌اي را پاسخ مي‌دهد؛ امام (ع) پس از آنكه تعدادي از يارانش به شهادت رسيدند فرمود: "والله لااجيبهم الي شيء مما يريدون... سوگند به خدا من كمترين پاسخ را به درخواست‌هاي آنان نمي‌دهم..." آيا اين مواضع اصولي و آرمانخواهي امام را مي‌توان بر مذاكره با دشمن همسو دانست؟ آيا طرح مذاكره با دشمن در صحراي كربلا تحريف حقايق تاريخي نيست؟ نكته ديگر آنكه امام علي(ع) درباره صلح مي‌فرمايد: "هرگز پيشنهاد صلح از طرف دشمن را كه خشنودي خدا در آن است رد مكن كه آسايش رزمندگان و آرامش فكري تو و امنيت كشور در صلح تامين مي‌گردد لكن زنهار، زنهار از دشمن خود پس از آشتي كردن زيرا گاهي دشمن نزديك مي‌شود تا غافلگير كند، پس دورانديش باش" رهبر معظم انقلاب چند وقتي است خصوصاً بعد از بحث برجام، در اغلب بياناتشان از نفوذ دشمن سخن به ميان مي‌آورند، شايد كسي بگويد اين همه هشدار آيا ضرورت دارد؟
اگر انسان به كلام معصوم توجه نمايد و از خباثت و دشمني و توطئه‌هاي دشمن پس از يك قرارداد آگاه باشد، اين تاكيدات را منطقي و برآمده از هوش و درايت مي‌داند. دشمني كه ساليان سال با ملت و انديشه و اعتقاد او جنگيده و در صدد از بين بردن روحيه جهاد و ايثار و نابود كردن روحيه حق‌طلبي در نهان و آشكار به عداوت و توطئه پرداخته و لحظه‌اي آرام نداشته، نبايد با يك لبخند و رفتار به ظاهر آرام او آرامش بر فكر و خيال مسئولين حاكم شود. بايد بعد از قرارداد، از دشمن نگران بود، بايد از كيد و حيله‌هاي او، از نفوذ و نزديكي او، از خباثت و دشمني او و از تسلط و طرح غافلگيري دشمن آگاه بود. بايد دورانديش و هوشيار بود، بايد همه منفذهاي قابل نفوذ دشمن را شناسايي و آن را مسدود كرد. چرا كه دشمن، خيرخواه و قابل اعتماد نيست و اين مطلب بارها به اثبات رسيده است. دشمن، دشمن است و دشمني، خصيصه ذاتي اوست. پس بي‌اعتمادي به دشمن و زير نظر داشتن او نيز هوش و درايت و دورانديشي در برابر او لازمه يك عقل سليم است.
كسي كه آمريكاي قبل از انقلاب و نيز ماجراي لانه جاسوسي و جاسوس‌هاي پرورش يافته او را و دشمني‌هايش با ملت ايران در جنگ و بودجه‌هاي تخصيص داده‌اش براي رويارويي عليه نظام اسلامي و روحيه استكباري‌اش و پيش‌شرط‌هاي تحقيرآميز براي ملت ايران و ياوه‌سرايي‌هاي دولت مردان آمريكا را مرور كند، قبل از انديشه و صحبت درباره مذاكره با آمريكا، عزت و آقايي ملت ايران را مقدم مي‌دارد.

 

 همچنان سلاح تحريم در دست آمريکا و متحدانش جهت انصراف ملت ايران از بازگشت به خويشتن و کنار گذاشتن شعارهاي اصلي انقلاب اسلامي يعني استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي و تغيير نظر مسئولين کشور در اداره استقلالي آن به کار مي رود.  از اين روست که براي پيشگيري از چنين آسيبي مقام معظم رهبري با قاطعيت تمام در سخنراني اخير خود مذاکره با آمريکا را به طور کلي منع نمودند و آن را به ضرر مصالح ملي کشور دانستند.

کودکانی که متفاوت هستند

حالا دیگر آمدن مهر و موسم بازگشایی مدرسه برای کودکان کار هم لذت‌بخش است، البته حال و هوای این مدرسه و دانش‌آموزانش با مدارس عادی بسیار متفاوت است.دفتر مشقش را چند بار پاک می‌کند، تلاش می‌کند مشق‌هایش را صاف بنویسد و نوشته‌هایش کج و معوج نباشد. با مداد گلی هر کلمه را از کلمه قبل جدا می‌کند. هربار که می‌نویسد سرش را از روی دفترش بلند می‌کند تا از فاصله دور به خط‌ها نگاه کند. غرق لذت می‌شود و دوباره برای نوشتن کلمه بعد روی دفتر مشق خم می‌شود.

دست‌هایش چرک و کبود است و مدادسیاه در میان انگشتانش گم می‌شود. گرچه در کلاس درس نشسته اما تمام هوش و حواسش کنار فال و آدامس‌های فروش نرفته‌اش مانده است. از سویی ذوق باسواد شدن و سوی دیگر دلهره کم شدن کاسبی آن روزش را دارد. با اینحال به کلاس درس آمده تا مثل همسن و سالانش سواد خواندن و نوشتن داشته باشد. قامتش کوچک است اما آرزوی بزرگی در سر دارد. او دوست دارد با درس خواندن روی سیاهی سرنوشتش پاک‌کن بکشد و روزهای بهتری رقم بزند. 

اینجا خبر ی از لباس فرم و کیف‌های گرانقیمت و دفترهای فانتزی نیست.برای آنها رنگ جلد دفتر و نوع مدادرنگی مهم نیست زیرا دغدغه اصلی آنها کارشان است.این بچه‌ها، در سال‌هایی از زندگی که بیشتر بچه‌ها در فکر بازی و شیطنت هستند، مجبورند در خیابان‌ها و کوچه‌ها  کار کنند.این کودکان از بسیاری از تفریح‌هایی که بچه‌های دیگر به همراه خانواده دارند محروم هستند.کار با کودک کار عجین شده است. فرقی نمی‌کند آفتاب سوزان تابستان باشد یا سوز سرد زمستان. کودک باید کار کند و خرج خانه را تأمین. او باید حساب دخل و خرج هم دستش باشد. کودکی که در اوج گرسنگی به خود اجازه خرید حتی چند بیسکویت هم نمی‌دهد تا مبادا شب سفره خانواده‌اش خالی بماند.

کار فعالیتی غیر‌ضروری برای کودکان است که آنها را از داشتن زندگی عادی در دوران کودکی محروم می‌کند و آسیب‌های جدی و جبران‌ناپذیری به لحاظ روحی و جسمی به آنها وارد می‌آورد. شناسایی و رسیدگی به وضع سلامت و تحصیل این کودکان بسیار مهم است اما رسیدگی به آنها فقط کار شهرداری و مؤسسات دولتی نیست. اهالی هم می‌توانند برای حمایت از این کودکان و تشویق آنها به تحصیل به آنها کمک کنند. همچنین این کودکان و خانواده‌های آنها نیاز به آموزش‌های مختلف و مشاوره هم دارند.

کودکانی که متفاوت هستند

حالا دیگر آمدن مهر و موسم بازگشایی مدرسه برای کودکان کار هم لذت‌بخش است، البته حال و هوای این مدرسه و دانش‌آموزانش با مدارس عادی بسیار متفاوت است.دفتر مشقش را چند بار پاک می‌کند، تلاش می‌کند مشق‌هایش را صاف بنویسد و نوشته‌هایش کج و معوج نباشد. با مداد گلی هر کلمه را از کلمه قبل جدا می‌کند. هربار که می‌نویسد سرش را از روی دفترش بلند می‌کند تا از فاصله دور به خط‌ها نگاه کند. غرق لذت می‌شود و دوباره برای نوشتن کلمه بعد روی دفتر مشق خم می‌شود.

دست‌هایش چرک و کبود است و مدادسیاه در میان انگشتانش گم می‌شود. گرچه در کلاس درس نشسته اما تمام هوش و حواسش کنار فال و آدامس‌های فروش نرفته‌اش مانده است. از سویی ذوق باسواد شدن و سوی دیگر دلهره کم شدن کاسبی آن روزش را دارد. با اینحال به کلاس درس آمده تا مثل همسن و سالانش سواد خواندن و نوشتن داشته باشد. قامتش کوچک است اما آرزوی بزرگی در سر دارد. او دوست دارد با درس خواندن روی سیاهی سرنوشتش پاک‌کن بکشد و روزهای بهتری رقم بزند. 

اینجا خبر ی از لباس فرم و کیف‌های گرانقیمت و دفترهای فانتزی نیست.برای آنها رنگ جلد دفتر و نوع مدادرنگی مهم نیست زیرا دغدغه اصلی آنها کارشان است.این بچه‌ها، در سال‌هایی از زندگی که بیشتر بچه‌ها در فکر بازی و شیطنت هستند، مجبورند در خیابان‌ها و کوچه‌ها  کار کنند.این کودکان از بسیاری از تفریح‌هایی که بچه‌های دیگر به همراه خانواده دارند محروم هستند.کار با کودک کار عجین شده است. فرقی نمی‌کند آفتاب سوزان تابستان باشد یا سوز سرد زمستان. کودک باید کار کند و خرج خانه را تأمین. او باید حساب دخل و خرج هم دستش باشد. کودکی که در اوج گرسنگی به خود اجازه خرید حتی چند بیسکویت هم نمی‌دهد تا مبادا شب سفره خانواده‌اش خالی بماند.

کار فعالیتی غیر‌ضروری برای کودکان است که آنها را از داشتن زندگی عادی در دوران کودکی محروم می‌کند و آسیب‌های جدی و جبران‌ناپذیری به لحاظ روحی و جسمی به آنها وارد می‌آورد. شناسایی و رسیدگی به وضع سلامت و تحصیل این کودکان بسیار مهم است اما رسیدگی به آنها فقط کار شهرداری و مؤسسات دولتی نیست. اهالی هم می‌توانند برای حمایت از این کودکان و تشویق آنها به تحصیل به آنها کمک کنند. همچنین این کودکان و خانواده‌های آنها نیاز به آموزش‌های مختلف و مشاوره هم دارند.

حالا دیگر آمدن مهر و موسم بازگشایی مدرسه برای کودکان کار هم لذت‌بخش است، البته حال و هوای این مدرسه و دانش‌آموزانش با مدارس عادی بسیار متفاوت است.دفتر مشقش را چند بار پاک می‌کند، تلاش می‌کند مشق‌هایش را صاف بنویسد و نوشته‌هایش کج و معوج نباشد. با مداد گلی هر کلمه را از کلمه قبل جدا می‌کند. هربار که می‌نویسد سرش را از روی دفترش بلند می‌کند تا از فاصله دور به خط‌ها نگاه کند. غرق لذت می‌شود و دوباره برای نوشتن کلمه بعد روی دفتر مشق خم می‌شود.

دست‌هایش چرک و کبود است و مدادسیاه در میان انگشتانش گم می‌شود. گرچه در کلاس درس نشسته اما تمام هوش و حواسش کنار فال و آدامس‌های فروش نرفته‌اش مانده است. از سویی ذوق باسواد شدن و سوی دیگر دلهره کم شدن کاسبی آن روزش را دارد. با اینحال به کلاس درس آمده تا مثل همسن و سالانش سواد خواندن و نوشتن داشته باشد. قامتش کوچک است اما آرزوی بزرگی در سر دارد. او دوست دارد با درس خواندن روی سیاهی سرنوشتش پاک‌کن بکشد و روزهای بهتری رقم بزند. 

اینجا خبر ی از لباس فرم و کیف‌های گرانقیمت و دفترهای فانتزی نیست.برای آنها رنگ جلد دفتر و نوع مدادرنگی مهم نیست زیرا دغدغه اصلی آنها کارشان است.این بچه‌ها، در سال‌هایی از زندگی که بیشتر بچه‌ها در فکر بازی و شیطنت هستند، مجبورند در خیابان‌ها و کوچه‌ها  کار کنند.این کودکان از بسیاری از تفریح‌هایی که بچه‌های دیگر به همراه خانواده دارند محروم هستند.کار با کودک کار عجین شده است. فرقی نمی‌کند آفتاب سوزان تابستان باشد یا سوز سرد زمستان. کودک باید کار کند و خرج خانه را تأمین. او باید حساب دخل و خرج هم دستش باشد. کودکی که در اوج گرسنگی به خود اجازه خرید حتی چند بیسکویت هم نمی‌دهد تا مبادا شب سفره خانواده‌اش خالی بماند.

کار فعالیتی غیر‌ضروری برای کودکان است که آنها را از داشتن زندگی عادی در دوران کودکی محروم می‌کند و آسیب‌های جدی و جبران‌ناپذیری به لحاظ روحی و جسمی به آنها وارد می‌آورد. شناسایی و رسیدگی به وضع سلامت و تحصیل این کودکان بسیار مهم است اما رسیدگی به آنها فقط کار شهرداری و مؤسسات دولتی نیست. اهالی هم می‌توانند برای حمایت از این کودکان و تشویق آنها به تحصیل به آنها کمک کنند. همچنین این کودکان و خانواده‌های آنها نیاز به آموزش‌های مختلف و مشاوره هم دارند.

جنايتي به وسعت قندوز

آمريکا بارها به مراکز غير نظامي کشورهای همچون عراق وافغانستان حمله کرده که ثمره آن کشته و مجروح شدن هزاران تن افراد بی گناه ومظلوم بوده است. با اين حال در اغلب موارد آمريکايي ها يا مدعي تروريستي بودن اين مکان هاي غيرنظامي مي شوند  يا اينکه ادعا مي کنند اين حمله به طور سهوي صورت گرفته است! اما نکته مهم اينجاست که ايالات متحده هيچ گاه براي اين حملات خونبار از مردم مظلوم اين دو کشور عذرخواهي نکرده است و هيچ گاه نيز پرونده حقوقي اين حملات در دادگاه هاي بين المللي پيگيري نشده است.

در چند روز گذشته جنگنده‌هاي آمريکايي به بيمارستان سازمان پزشکان بدون مرز در شهر قندوز در شمال افغانستان حمله کردند که دست‌کم 50نفر کشته شده‌اند این بیمارستان تنها مرکز مجهز منطقه براي درمان‌ جراحات عميق بود. گزارشات متعددي نشان مي‌دهد اين بيمارستان مورد خشم و غضب  بعضي ها بود چراکه همه مجروحان را بدون در نظر گرفتن سمت و سو و گرايش ‌آنان تحت درمان قرار مي‌داد.

از اين رو بايد گفت فاجعه اخير در ايالت قندوز افغانستان را نيز بايد در ادامه سلسله جنايت هاي آمريکايي ها در منطقه خاورميانه عنوان کرد که هيچ گاه تبعات حقوقي براي آمريکايي ها ندارد  واقعيت آن است که آمريکايي ها با سياست هاي غلط خود به بهانه مبارزه با تروريسم منطقه خاورميانه را در يک بحران فراگير امنيتي فرو برده اند. جنايات آمريکا و ديگر اعضاي ناتو در منطقه موجب بروز و ظهور افراطي گري و رشد تروريسم شده است که در نهايت هم ادامه مداخلات نظامي غرب در منطقه را توجيه مي کند و هم مردم مظلوم منطقه را بيش از اين از رشد و توسعه باز مي دارد.

سازمان هاي بين المللي نيز مانند بسياري ديگر از فجايع تاريخي در اين باره به سکوت مرگبار خود ادامه مي دهند و حتي در ظاهر نيز با اين اقدامات آمريکا مخالفتي ندارند بلکه آن را هزينه هاي غيرقابل انکار مبارزه غرب با تروريسم مي خوانند. بدون شک اگر قرار بود بر اساس عدالت و مباني حقوق بين الملل اين فجايع و ديگر فجايع آمريکايي ها در منطقه پيگيري مي شد بسياري از مقامات کاخ سفيد و ديگر شرکاي اروپايي اين کشور بايد اکنون در زندان ها به سر مي بردند.

فاجعه فنا


سه روز از بر زمين ماندن پيکرهاي مطهر هزاران زائر بيگناه و مظلوم در سرزمين وحي مي گذرد. جامعه بين الملل و جهان اسلام خصوصاً وجدان بيدار ميليونها مسلمان کماکان شاهد بي توجهي و عجز مسئولين دولت عربستان در مديريت فاجعه منا اعم از ساماندهي مجروحين، شناسايي قربانيان و انجام امور قانوني آنهاست.

جداي از جنايات آل سعود در يمن، اقدام آنها در سازماندهي و تجهيز انواع گروهها و حرکتهاي تروريستي منتج به کاهش ضريب امنيت منطقه خاورميانه اروپا و دنياي غرب، مداخله در امور داخلي کشورهاي همسايه و مسائلي از اين قبيل که ترجمان رقابت جدي آل سعود با رژيم صهيونيستي در برهم زدن نظم و امنيت بين المللي بوده و در جاي خود قابل نقد و پيگيري است، واقعه هولناک صحراي منا با توجه به ابعاد هولناک انساني قضيه و کشته و زخمي شدن بيش از سه هزار انسان (برابر با کشته شدگان حادثه 11 سپتامبر در نيويورک) غيرقابل اغماض و شايان توجه در عرصه بين المللي است.

نگارنده ضمن يادآوري روال ثابت حقوق بين الملل از 66 سال گذشته (شکل گيري کنوانسيونهاي چهارگانه ژنو) يعني تلاش در مسير ارتقاء کرامت انسان و حقوق بشر و طبعاً مستثني نبودن فاجعه انساني منا از اين قاعده عرفي، توجه خوانندگان محترم را به نکات زير جلب مي نمايد.

-کليه زوار فارغ از مليت و جنسيت، به امر خدا و اطاعت از آيات قران کريم به سرزمين وحي مهاجرت نموده و مي نمايند. آيات الهي فوق 1200 سال قبل از کودتاي حجاز و روي کار آمدن آل سعود نازل شده و طبيعتاً تکليف مسلمانان جهان به اطاعت از آن ربطي به هويت آل سعود نداشته و تا برپايي قيامت ادامه خواهد يافت. (ضرورت جدي پيگيري موضوع و امکان وقوع اتفاقات مشابه در آينده)

-قش آل سعود چه عمداً چه سهواً در هدايت ميليوني زائرين در کريدورهاي مرگ قطعي بوده و ادبيات سخيفي چون مقصر بودن زائرين آفريقايي و يا ادبيات احمقانه اي چون قضا و قدر و اعتقاد برخي زوار به خودکشي در مسير منا، صورت مساله را پاک ننموده و تنها موجبات تمسخر جامعه مسلمانان از سوي ساير اديان و مليتها را فراهم خواهد آورد.

-عدم پذيرش نيروهاي امدادي ساير کشورها براي کمک به بازماندگان آنهم تنها دقايقي بعد از وقوع حادثه بعنوان معمايي بزرگ و شايد مرتبط با علل اوليه وقوع حادثه، طيف جديدي از مسئوليتهاي بين المللي را متوجه دولت عربستان مي نمايد. رويه اي که 180 درجه با عملکرد جامعه بين الملل و ساير کشورها مثلاً به هنگام وقوع حوادث غيرمترقبه اي چون زلزله و سيل منافات دارد.

-اخبار متعدد منتشره دال بر عزل بسياري از مقامات حج و امنيتي سعودي چه صوري و چه واقعي دليل متقني دال بر تصادفي نبودن حادثه و قطعيت وقوع جرم حتي از منظر آل سعود داشته فلذا بر اساس اسناد متعدد حقوقي منجمله بند هاي 2 و 3 ماده 58 و مفاد ماده 46 مسئوليت بين المللي دولت موضوع قابل پيگيري است.

-در اين ميان سازمان ملل متحد بر اساس وظايف خود خصوصاً حرکت در مسير ارتقاء هويت و کرامت ابناء بشر موظف به بررسي فاجعه انساني منا مي باشد. اعزام تيم حقيقت ياب با مشارکت کشورهاي حادثه ديده امري ضروري بوده و ضمن مسبوق به سابقه بودن، موجب ارتقاء وجه سازمان فوق و شخص دبيرکل خصوصاً نزد کشورهاي مسلمان خواهد شد.

-عدم واکنش جدي و فقدان پوشش تبليغاتي اين فاجعه از سوي رسانه هاي غربي و عربي هرگز بعنوان امتياز و کار حرفه اي در حوزه رسانه در پرونده آنها ثبت نشده و تا ابد در اذهان هزاران خانواده داغدار و ميليونها انسان آزاده خواه باقي خواهد ماند. (در هر زمان چرايي سکوت فوق قابل طرح و بعنوان نقطه ضعف آنها قابل پيگيري است)

-با توجه به لازم و ملزوم بودن حرمت زوار خانه خدا با حرمت مکه مکرمه و مدينه منوره طبعاً يدک کشيدن عنوان  ً خادم الحرمين الشريفين ً  مستلزم محترم شمردن حقوق زوار از لحظه صدور رواديد تا ترک خاک عربستان است. واقعيتي که با وضعيت پيش آمده خصوصاً نحوه بروز حادثه، نحوه جمع آوري پيکرهاي مطهر زوار خانه خدا و نگهداري آنها در سردخانه هاي سعودي در تناقض آشکار است.

-عليرغم شقاوت دولتمردان سعودي که بر خلاف نصايح قران کريم، سنت رسول خدا (ص) و عرف بين الملل حتي زحمت ابراز يک تاسف و يا عذرخواهي ساده را به خود نداده اند، به دليل امکان تکرار آن در آينده و ضرورت حرکت در مسير شکل گيري سازوکاري بين المللي - جامع الاطراف و مدبرانه براي مديريت حج، امروز سازماندهي تشکلي بين المللي و مردم نهاد به پشتوانه خانواده هاي کليه قربانيان فاجعه منا و سقوط جرثقيل از همه مليتها ( بيش از 20 کشور ) ضرورتي اجتناب ناپذير مي نمايد.



دکترین جمهوری اسلامی درروابط با دیگر کشورها بویژه کشورهای اسلامی تقویت اخوت و برادری واتحاد در مقابل دنیای کفر بوده و این موضوع مبتنی بر آموزهای دین مبین اسلام و دیپلماسی پیامبر رحمت بوده است. در کنار روابط حسنه و مسالمت آمیز با بسیاری از کشور های دنیا و جهان اسلام، متاسفانه حکام آل سعود از ابتدای پیروزی و استقرار نظام اسلامی بر خلاف روح اخوت و برادری ساز مخالفت راکوک کرده اند. هرچه نظام اسلامی بر اساس مصالح عالی امت اسلام، از خود خویشتنداری به خرج داده، در مقابل عربستان سعودی نامهربانی را پیشه خود کرده و رفتارهای خلاف روابط دیپلماتیک از خود نشان می دهد. احضار چند باره کاردار عربستان سعودی پس از فاجعه خونین منا نشان از گره دیگری درروابط دوکشوراست، در حالی که پس از واقعه دردناک منا انتظار می رفت حکام آل سعود با جبران کوتاهی های خود به عذر خواهی رسمی از جهان اسلام پرداخته و با تسهیل در روند تعیین تکلیف حادثه دیدگان، مرحمی بر آلام این فاجعه جانگداز باشد، اما اقدامات و رفتار های خلاف شوون دیپلماتک عربستان نشان از موضع دیگری است که به هیچ وجه مورد قبول جهان اسلام نیست. جهان اسلام اکنون یک پارچه عزادار است ، بی لیاقتی و بی کفایتی آل سعود در اداره حرمین شریفین بر همه گان اثبات شده است .اظهارات سخیف وزیر امور خارجه عربستان در مقابل سخنان رییس جمهوری کشورمان در سازمان ملل، درباره دموکراسی از طنزهای تاریخ است، موضع خصمانه آل سعود در جنگ تحمیلی ، کشتار حجاج مظلوم ایرانی در جمعه خونین سال 1366، آزار و اذیت همه ساله زایران خانه خدا، حادثه شرمناک فرودگاه جده و.....زخم های ماندگاری است که در همه این سال ها برای رعایت ادب اسلامی و تقویت روح اخوت و برادری در میان امت اسلامی با اغماض و خویشتنداری ایران اسلامی روبرو بوده است! بیانات قاطع فرمانده کل قوا در جمع دانش اموخته گان نیروی دریای در نوشهر، آخرین اخطار به حکام لجوج آل سعود است و بهتراست حاکمان بی لیاقت سعودی، با نگاهی به تاریخ کشورهایی که سر ناسازگاری با ایران راداشته اند درس عبرت گرفته و دست از رفتارهای موذیانه و کارشکنی در روند انتقال مجروحین و پیکر های پاک قربانیان منا بر دارد. هشدار امروز فرمانده کل قوا، در واقع اتمام حجت با کسانی است که بر خلاف مصالح جامعه اسلامی دست به اقدامات تحریک آمیز زده و عملا درخدمت آل یهود قرار گرفته اند. یقینا پاسخ گستاخی های هر کشور به نظام اسلامی، پشیمان کننده و خشن تر از آن است که تصور شود! هشدار فرمانده کل قوا نشان از آن دارد که برای دفاع از حقوق شهروندان در خارج از مرزها تنها گزینه روی میز مدارا نیست! دست نظام مقتدر اسلامی برای طراحی دیگر گزینه های روی میز بازتر از آن است که حکام سعودی به فکرشان برسد! عربستان بداند این جا نه یمن است و نه کویت! این جا ایران است که نه به کسی ظلم می کند نه زیر بار ظلم می رود!
وای اگر از پس این حادثه طوفان بشود!



«حادثه منا» یکی از حوادث مبهم و بحث برانگیز طی سال های اخیر به حساب می آید و جدای از تعداد قربانیان و حادثه دیدگان، سوالات بسیاری را در افکار عمومی مطرح کرده که پاسخ آن چندان روشن نیست. به عقیده بسیاری از تحلیل گران و کارشناسان رخداد پرتلفات اخیر یک اتفاق سهوی و طبیعی نیست و چه بسا برگزار کنندگان مناسک حج با در نظرگرفتن اصول و به کارگیری تجارب سال های گذشته، می توانستند از وقوع آن جلوگیری کنند.

در این میان، چند سوال ویژه و مهم وجود دارد که با کمی تامل می توان به پاسخ آنها نزدیک شد؛ وقوع رخداد منا و حادثه تلخ مشابه در مسجد الحرام به چه عواملی باز می گردد؟ چرا حکومت عربستان سعودی به راحتی از پذیرش مسئولیت حوادث اخیر شانه خالی می کند؟ وظیفه مردم ایران و دولت جمهوری اسلامی ایران در شرایط فعلی چیست؟ چگونه می توان از عدم وقوع رخداد مشابه در سال های آتی اطمینان حاصل کرد؟

آنچه در میان تحلیل گران به عقیده ای مشترک تبدیل شده «سوء مدیریت» برگزار کنندگان مراسم حج است که در ارزیابی اولیه قابل تشخیص می باشد. بر اساس گزارش ها، سوء مدیریت در سه حوزه زمانی یعنی پیش از حادثه، در حین حادثه و پس از واقعه منا نمود یافته و همین امر به افزایش تلفات دامن زده است. اشتباه مبنایی در مسدود کردن دو خیابان بدون هماهنگی و اطلاع قبلی، عدم توانایی در مدیریت بحران و خودسری و بی تجربگی نیروهای میدانی سعودی و همچنین نادیده انگاشتن نیروهای حاضر در منا به ویژه نیروهای ایرانی که ظرفیت بالایی برای کمک به آسیب دیدگان داشتند، همه و همه سوء مدیریت دولت سعودی را به اوج خود رسانید.

نکته دیگری که می توان به عنوان یک عامل بنیادی در نظر گرفت، «رقابت سیاسی» در عربستان است که نمی توان و نباید از نظر دور داشت. به قدرت رسیدن ملک سلمان و ناتوانی وی در اداره حکومت و افزایش رقابت بر سر مناصب سیاسی در نسل دوم آل سعود، به شکل مشخصی باعث تفرقه و بحران مشروعیت در میان نظام سیاسی حاکم شده و همین أمر بر سوء مدیریت و بی تدبیری در برگزاری مراسم حج دامن زده است.

البته غیر قابل تصور نیست که مخالفین رژیم فعلی آل سعود با یک اقدام برنامه ریزی شده اولاً از رقبای داخلی خود انتقام گرفته و بر دامنه نارضایتی عمومی و بحران مشروعیت و کارآیی پادشاه فعلی افزودند و ثانیاً با رقم زدن فاجعه انسانی برای زائرین، تلاش کردند که این حادثه را به عنوان سندی بر بی کفایتی دولت فعلی عربستان مطرح کنند.

نگارنده معتقد است که همین رقابت داخلی در خاندان آل سعود باعث شد، حکومت عربستان برای سرپوش گذاشتن بر بحران مشروعیت و ناکارآمدی داخلی به جنگ خارجی متوسل شود و با استفاده از دیپلماسی دلار، برخی از کشورهای منطقه را با خود همراه و به کشور یمن حمله نماید. اینجاست که عامل دیگر واقعه منا یعنی «جنگ یمن» و «عدم تمرکز در مدیریت امور داخلی» خودنمایی می کند. واقعیت این است که حمله ائتلاف به یمن به رهبری عربستان سعودی که ماه ها است تداوم دارد، بخش اعظمی از قدرت مدیریت و توان تدبیر در امر حج را از حکومت سعودی گرفت و همین مساله در وقوع رخداد منا تاثیرگذار بود.

عوامل فوق در شرایط فعلی به یک نتیجه تامل برانگیز و غیر قابل پذیرش منجر شده که نگارنده از آن با عنوان «مسئولیت ناپذیری» و «عدم تعهد» دولت عربستان یاد می کند. آن زمان که حکومت عربستان در قبال ملت های منطقه به ویژه ملت یمن احساس مسئولیت نمی کند و آنچنان که مردم عربستان را قربانی سیاست استبدادی خود و منافع آنها را متاثر از رقابت داخلی کرده است، بدیهی است که تعهدی نیز در قبال زائران بیت الله الحرام ندارد و حاضر به پذیرش مسئولیت حوادث مکه و منا نیست.

به عبارت دیگر، در شرایطی که هیچ یک از نهادهای بین المللی همچون سازمان ملل و حتی کشورهای مدعی همچون آمریکا، به دلایل سیاسی حاضر به ایستادگی و مقابله با عملکرد تهاجمی و خشونت بار عربستان در منطقه (همچون یمن، سوریه، عراق و ...) نیستند، نتیجه طبیعی آن نیز تداوم مسئولیت ناپذیری و بی تعهدی این کشور نسبت به رخدادهای مشابه است.
اما در شرایطی که ده ها نفر از زائرین ایرانی در حادثه منا و بیت الله الحرام جان خود را از دست دادند و قربانی سوء مدیریت و بی تدبیری مسئولان سعودی شدند، وظیفه مردم حفظ آرامش و خونسردی، همدردی با هموطنان داغدیده و مهمتر از همه مطالبه هوشمندانه از مسئولان جهت پیگیری حقوقی مساله است. واقعیت این است که واکنش های احساسی نسبت به اعراب و سرزنش حجاج در خصوص ادای حج واجب که در فضای مجازی به وفور یافت می شود، در شرایط فعلی منطقی به نظر نمی رسد.

دولت جمهوری اسلامی نیز وظیفه دارد در وهله اول نسبت به پیگیری دلایل حادثه منا، انتقال اجساد قربانیان و درمان حادثه دیدگان اقدام نماید و در مرحله بعد پیگیری حقوقی این حادثه را در اولویت قرار دهد. حضور وزیر امور خارجه و رییس جمهور ایران در نیویورک و مقر سازمان ملل فرصت مناسبی برای تحت فشار قرار دادن حکومت عربستان برای پاسخگویی و همچنین پیگیری حقوقی مساله می باشد.

اما چگونه می توان از عدم وقوع حوادث مشابه اطمینان حاصل کرد؟ به نظر می رسد جمهوری اسلامی ایران و کشورهای متضرر، قابلیت اتخاذ رویکردی را دارند که معطوف به ایجاد ساختار جدید در مدیریت حج باشد. تنها در این صورت است که می توان از وقوع حوادث ناگوار مشابه جلوگیری کرد. در این راستا، سازمان همکاری اسلامی به عنوان یک نهاد اسلامی می تواند نقشی تاثیرگذار ایفا کند که بدون شک با پیگیری و دیپلماسی فعال جمهوری اسلامی و با رویکرد مستدل و منطقی مردم و مسئولان قابل حصول خواهد بود.

پاسپورت، عزت، دیپلماسی و چند اپیزود دیگر

یکی از اصلی‌ترین شعارهای انتخاباتی حسن روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری آبرو دادن به پاسپورت ایرانی بود. روحانی در کوران انتخابات گفت: «به همه هموطنان قول می‌دهم افتخارات بزرگان ایرانی که برخی کشورهای همسایه آن را تصاحب کردند برگردانم و احترام پاسپورت ایرانی نیز برگردانده می‌شود.»

اپیزود اول: یکی از اصلی‌ترین شعارهای انتخاباتی حسن روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری آبرو دادن به پاسپورت ایرانی بود. روحانی در کوران انتخابات گفت: «به همه هموطنان قول می‌دهم افتخارات بزرگان ایرانی که برخی کشورهای همسایه آن را تصاحب کردند برگردانم و احترام پاسپورت ایرانی نیز برگردانده می‌شود.»

 اما دولت یازدهم بعد از روی کار آمدن از ابتدا بر تئوری توسعه برون‌زا تاکید داشت که از مسیر تعامل با کشورهای غربی حاصل می‌شود و در آن باید حدی از استقلال را کاهش داده و مقداری وابستگی پذیرفته شود. مبتنی بر این نظریه همه سرمایه و انرژی دولت روی کارآمده توسط روحانی در حوزه دیپلماسی خرج شد و تمام تلاش‌ها برای رابطه‌ای بهتر با کشورهای غربی و اقمار منطقه‌ای آنها از جمله عربستان گذارده شد تا سیاست‌های واگرایی نسبت به آنها به همگرایی تبدیل شود.

 اپیزود دوم: در بحبوحه مذاکرات هسته‌ای که پروژه اصلی دولت برای تعامل با غرب بود و به تعبیر جامعه‌شناسان از آن می‌توان به عنوان پل ارتباطی استفاده کرد و مبتنی بر همین اندیشه توافق به هر قیمتی اهمیت پیدا می‌کند؛ مساله فرستادن حمید ابوطالبی به عنوان نماینده ایران به سازمان ملل مطرح می‌شود اما آمریکایی‌ها از پذیرفتن و دادن ویزا به وی خودداری می‌کنند. قریب به یک‌سال ابوطالبی پشت در‌های سازمان ملل ماند و آمریکایی‌ها با بی‌احترامی تمام نظر ایران را رد کردند و در نهایت دولت ایران مجبور به تمکین در مقابل نظر آمریکایی‌ها شد و نماینده خود را تغییر داد.

 اپیزود سوم: اواخر فروردین ماه 1393 خبرهایی شوکه‌کننده از اخراج دانشجویان ایرانی محصل در نروژ در رسانه‌ها منتشر شد. اگرچه طبق هر قانون بین‌المللی و حتی طبق توافقنامه ژنو این کار خلاف بود اما پلیس امنیت ملی کشور نروژ در تلویزیون رسمی این کشور خبر از اخراج ۶۴ دانشجوی ایرانی از این کشور داد. یکی از دلایل اخراج این دانشجویان، تحصیل آنها در رشته‌های فیزیک هسته‌ای، الکترونیک، متالوژی و مکانیک بود و پلیس امنیت ملی نروژ در این باره گفت: «اتهام این دانشجویان تلاش برای دستیابی به اطلاعات در ارتباط با توسعه و بهینه‌سازی سلاح‌های کشتار جمعی و در راستای پیشبرد برنامه هسته‌ای ایران است.» اما باز دستگاه دیپلماسی برای آنکه روابطش با کشورهای غربی خراب نشود اقدامی جدی انجام نداد و ناراحتی جامعه را بیشتر کرد.

  اپیزود چهارم: دیپلماسی منفعلانه و لبخندهای
پی در پی به گستاخ‌تر شدن غربی‌ها نسبت به ایران و ایرانی و مسلمانان کمک کرد و در روزهای سرد زمستان سال گذشته توهین شارلی ابدو پیامبر را نشانه رفت و همه جامعه مسلمان را ناراحت کرد تا آنجا که تجمع دانشجویی مقابل سفارت فرانسه به یک تجمع ملی تبدیل شد و خیابان‌های منتهی به سفارت را مملو از جمعیت کرد اما دردناک‌تر از این توهین برای ملت ایران، قدم زدن و لبخند زدن ظریف با جان کری تنها یک روز بعد از توهین به پیامبر بود. برای ملت کم‌کم دارد این واقعیت متجلی می‌شود که نه تنها آبرو به پاسپورت ایرانی بازنمی‌گردد بلکه عزت ملی و دینی ما نیز لگد‌مال می‌شود.

اپیزود پنجم: همگرایی و تعامل با غرب و اقمار منطقه‌ای‌اش برای دولت جواب می‌دهد، البته جواب معکوس و در روزهایی که دولت تلاشش را برای نزدیکی به طرف مقابل می‌کند از آن سمت در یک توطئه آمریکایی - سعودی قیمت نفت تا نصف کاهش می‌یابد که کمر ایران زیر فشار کمبود بودجه بشکند.

اما برای مردم ایران درد فشار اقتصادی ناشی از نصف شدن قیمت نفت به مراتب کمتر از درد بی‌عزتی ایرانی در فرودگاه یک کشور خارجی بود اما باز این اتفاق در یکی از همان کشورهای همپیمان منطقه‌ای با آمریکا افتاد و تجاوز به 2 نوجوان ایرانی در فرودگاه جده شرافت ملی ایرانیان را لکه‌دار کرد و جامعه را در یک اندوه فرو برد. اگرچه اعتراضات زیادی از سوی مردم به این اتفاق شکل گرفت اما همه منتظر بودند یک برخورد معقول و منطقی و محکم از سوی دولت با دولت عربستان انجام شود اما آنچه دقیقا اتفاق نیفتاد همین برخوردها بود.

اپیزود ششم: فاجعه منا و جان‌باختن هزاران مسلمان از جمله صدها تن از مسلمانان ایران که بر اثر سوءمدیریت و در بسیاری از تحلیل‌ها یک رفتار عمدی از سوی دولت عربستان رخ داده است امت اسلامی بویژه ایران را عزادار کرده است و مردم منتظر اقدام انقلابی از سوی دولت هستند اما دیپلماسی لبخند دولت دیگر آبرویی برای پاسپورت ایرانی نگذاشته است که دولت عربستان بخواهد بدان کمتر توجهی کند و کار به جایی می‌رسد که 4 بار درخواست ایران برای گرفتن روادید هیات بررسی‌کننده فاجعه توسط دولت عربستان رد می‌شود و در نهایت ظریف مجبور است جلوی پای امیر کویت زانو بزند تا مگر او واسطه و درخواست ایران پذیرفته شود. آنقدر پاسپورت ایرانی از عزت افتاده است که حتی برای وزیر امور خارجه کشور هم دیگر کارآیی ندارد. با این رفتار غلط دیپلماتیک شأن ملی‌مان آنقدر لکه‌دار شده است که وزیر سعودی با گستاخی تمام اعلام می‌کند ایران حق ندارد درباره فاجعه منا اظهار نظر کند. اما در این میان که سعودی‌ها آنچه نباید را انجام داده‌اند و آنچه نباید می‌کردند را در حق زوار به اتم ماجرا تمام کردند؛ آنقدر دولت منفعل است که به دانشجویان هم اجازه برگزاری تجمع علیه عربستان را نمی‌دهد.

اپیزود هفتم: حال اما در کنار همه این لگدمال‌شدن عزت ملی، ظریف همچنان لبخند‌زنان در راهروهای سازمان ملل با اوباما دست می‌دهد، کاری که حتی خاتمی هم در زمان خود از آن اجتناب کرد و برای آنکه با کلینتون - رئیس‌جمهور وقت آمریکا - دست ندهد؛ مسیر خود را در راهروی سازمان ملل به سمت توالت تغییر داد و کلینتون که تصور می‌کرد با دست دادن با رئیس‌جمهور اسبق کشور می‌تواند روابط آمریکا و ایران را گرم کند، با دست خالی راهرو را ترک کرد. ظریف انگار مستغرق در تئوری توسعه برون‌زاست و انگار نه انگار که هر روز بیش از پیش عزت از ملت فروکاسته می‌شود و رفتارهای دولت شیب تندی را برای این اتفاق رقم زده است.

پرده آخر: همه آنچه در چند اپیزود گفته شد و بسیاری دیگر که مجال گفتنش در این اپیزودها نبود می‌تواند یک جمله روحانی را برای ما بیشتر آشکار کند، وقتی گفت: «نباید فکر کنیم پس از حصول توافق می‌توانیم هر طور که بخواهیم حرف بزنیم و عمل کنیم و دیگران در برابر این تغییر رفتار ما واکنشی نخواهند داشت. باید همان مسیر سازنده را به درستی به پیش ببریم، همان راهی را که مردم در خرداد ۹۲ به آن اقبال کردند و عامل این توفیق بود که اگر آن راه را ادامه ندهیم، چه بسا توافق نیز پایدار نباشد».

آری! با این مسیر عمل دیپلماسی مشخص است که دیگر هر طوری نباید عمل کنیم و هر طوری نباید فکر کنیم و نباید توقع داشته باشیم با ایرانی به عنوان شهروند عادی برخورد شود و عزتی داشته باشد، چرا که ما در معادله توسعه برون‌زا درگیر یک پیشرفت حق‌السکوتی هستیم و شهروند درجه 2 به حساب می‌آییم که قرار است مطیع باشد و نباید اعتراض کند و از بی‌حرمتی‌ها ناراحت شود، نباید درباره عزت خود فکر کند، چون عزت را باید در نسبتش با کدخدا تعریف کند و کدخدا نیز تا می‌تواند این شهروند درجه 2 را به تو سری خوردن عادت می‌دهد تا هیچ وقت خیال  سر بلند کردن را در ذهن نداشته باشد.

معماهای جالب

ابوالحسن محمد بن عمرو ، با سند خود از امام رضا ، امام کاظم ، از امام صادق ، از امام باقر ، از امام سجاد ، از امام حسین نقل فرموده : " علی بن ابی طالب علیه السلام در مسجد کوفه بودند که مردی شامی برخاسته عرض کرد ": ای امیر مومنان پرسشهایی دارم .

 فرمودند : بپرس تا بفهمی نه انکه بیازاری.

  (مردم خیره و با توجه می نگریستند)

 عرض کرد : اولین چیزی که خدای متعال آفرید چه بود ؟

 فرمود : نور

 عرض کرد : پس آسمانها را از چه آفرید ؟

 فرمود : از ( ماده ای چون ) بخار آب

 عرض کرد : زمین را از چه آفرید ؟

فرمود : از ( ماده ای چون ) کف آب

 عرض کرد : کوهها را از چه آفرید ؟

 فرمود : از ( ماده ای چون ) امواج آب

 عرض کرد : چرا مکه را امّ القری گویند ؟

 فرمود : چون زمین از زیر مکه گسترده شد

 پرسید : آسمان دنیا از چیست ؟

 فرمود : از موج کور

 پرسید : درازا و پهنای آفتاب و ماه چقدر است ؟

 فرمود : صد فرسخ در نهصد فرسخ را در بر می گیرد

 پرسید : درازا و پهنای ستاره چقدر است ؟

 فرمود : دوازده فرسخ در دوازده فرسخ

پرسید : رنگ و نامهای هفت آسمان چیست ؟

 فرمود : نام آسمان دنیا (( رفیع )) و به رنگ آب و دود است ،

نام آسمان دوم (( فیدوم )) و به رنگ مس است ،

نام آسمان سوم (( ماروم )) و به رنگ صورت است ،

نام آسمان چهارم (( ارفلون )) و به رنگ نقره است ،

 نام آسمان پنجم (( هیعون )) و به رنگ طلا است ،

نام آسمان ششم عروس و به رنگ یاقوت سبز است ،

 و نام آسمان هفتم ((عجماء )) و به رنگ در سفید است .

 پرسید : نام پدر جنیان چیست ؟

فرمود : شومان او از زلال آتش آفریده شد

 پرسید : نام ابلیس در آسمان چه بود ؟

 فرمود : حارث

 پرسید: چرا آدم را آدم گویند ؟

 فرمود : چون از أدیم ( : قشر ) زمین آفریده شد

 پرسید : خدای سبحان کدام یک از پیامبران را ختنه شده آفرید ؟

 فرمود : آدم ، شیث ، ادریس ، نوح ، سام بن نوح ، ابراهیم ، داوود ، سلیمان ، لوط ، اسماعیل ، و محمد ختنه شده زاده شدند .

 پرسید : عمر آدم چقدر بود ؟

 فرمود : نهصد و سی سال

 پرسید : اولین کسی که شعر گفت که بود ؟

فرمود : آدم

پرسید : آدم چند بار حج کرد ؟

فرمود : با پای پیاده هفتاد بار حج رفت ، در اولین حج ( پرنده ای شکاری به نام ) صُرد با خود داشت که او را به جاهای آب و چشمه راهنمایی می کرد و این پرنده با او از بهشت آمد و او خوردن صرد یا پرستو را حرام کرد

در این میان مرد شامی دیگر آمد و پرسید :

اولین رستنی که در زمین روئید چه بود ؟

فرمود : دبا که همان کدو است

پرسید : اولین نفر آسمانی که حج کرد که بود ؟

فرمود : جبرئیل

پرسید : ارجمند ترین و بدترین دره روی زمین کدامها هستند ؟

فرمود بهترین دره سر ندیب که آدم در آن هبوط کرد و بدترین آن دره برهوت در یمن است که از دره های جهنم است

پرسید : آن زندان که زندانی خود را با خود برد کدام است ؟

فرمود : نهنگی که زندانی خود _ یونس بن متی _ را با خود برد

پرسید : آن شش جاندار که در رحم مادر نجنبیدند کدامند ؟

فرمود : آدم ، حوا ، قوچ ابراهیم ، عصای موسی ، ناقه صالح و خفاشی را که حضرت مریم پرداخت و دمید و به امر خدای سبحان به پرواز در آمد

پرسید : چیزی که نه انس بود نه جن و به آن دروغ بستند کدام است ؟

فرمود : گرگی که برادران یوسف به آن دروغ بستند

پرسید : چیزی که نه انس بود نه جن و به آن وحی شد کدام است ؟

فرمود : زنبور عسل

پرسید : پاکترین نقطه روی زمین که نماز در آن روا نیست کدام است ؟

فرمود : بام مکه

پرسید : جایی که فقط یک بار آفتاب در آن تابید و دیگر هرگز نتابید کدام است ؟

فرمود : کف دریایی که موسی شکافت

پرسید : اولین کسی که فرمان ختنه داد که بود ؟

فرمود : حضرت ابراهیم

پرسید: اولین کسی که کفش پوشید که بود ؟

فرمود : حضرت ابراهیم

پرسید : انکه گوشت و خون ندارد ولی نفس می کشد چیست ؟

فرمود : صبح است وقتی که دم می زند

در این حین با برخاسته شدن این فرد شخص سومی نشست و پرسید :

اولین کسی که ناگهانی مرد که بود ؟

فرمود : حضرت داوود که در روز چهارشنبه که پای منبر درگذشت

پرسید : آن چهار چیزی که از یک دیگر سیر نمی شوند کدامند ؟

فرمود : زمین از باران ، ماده از نر ، چشم از نگاه و دانشمند از دانش

پرسید : اولین کسی که کردار زشت قوم لوط را کرد که بود ؟

فرمود : ابلیس که لواط داد

پرسید : بغبغوی افسونگر کبوتر چه معنی دارد ؟

فرمود : به ساز نوازان ، فلوت دمان ، آوازه خوانان زن و تار زنان نفرین می کند

پرسید : چرا دم بز بالا و شرمگاهش پیداست ؟

فرمود : چون نوح خواست بز را داخل کشتی کند ، سر پیچی کرد و مورد غضب قرار گرفت.


منبع :کتاب فرهنگ جامع سخنان امام حسین(ع)

توقع‌_داریم_می‌فهمی؟!

چندی پیش و در میانه مذاکرات هسته ای برخی سخنان مسئولان اجرایی درباره تحریم ها باعث شد تا برخی از کاربران شبکه های اجتماعی کمپینی درباره این سخنان ایجاد کنند. زبان این کمپین که محتوای آن با نام «تحریمیم می فهمی؟» منتشر می شد، طنز بوده و مشکلات گوناگون کشور و ارتباط آن با تحریم را دستمایه طنز خود قرار می داد. اما پس از این که مذاکرات هسته ای به نتیجه رسید و متنی به عنوان توافق میان ۶ کشور و ایران منتشر شد این کمپین تغییر نام و شکل داده است و به «توقع داریم می فهمی؟» تبدیل شده است.

تح
تح
تح
تح

محتوای پیام های این کمپین از مسئولان می خواهد حالا که مذاکرات به نتیجه رسیده است و ایران توانسته است بر سر برنامه هسته ای خود به توافق برسد وقت آن است که مسئولان بهانه های تحریمی خود را کنار بگذارند و خواسته های مطرح شده در این کمپین که خواسته های بسیاری از افراد جامعه است را به سرانجام برسانند.

تح
تح

پرهیز ازجو زدگی در مسئله هسته ای

http://www.bibaknews.com/images/newsread/1394/04/30/nO1437432067.jpg

سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران پس از گام نهادن بر پله ی توافق هسته یی، هرگز بر این پله متوقف نخواهد ماند و آنچنان که رییس جمهوری اسلامی ایران نیز تصریح داشته گفت و گوهای هسته یی پله اول برای تعامل سازنده با جهان است.

پایان 12 سال هماوردی کشورمان با قدرت های جهانی بر سر حقوق هسته یی، نه با جنگ و ستیزش بلکه از راه توافقی دیپلماتیک که این حقوق را به تمامی تضمین کرد، پیروزی انکارناپذیر یک ملت بود که بیست و سوم تیرماه 1394 در تاریخ ایران و نیز روابط بین الملل به ثبت رسید.بزرگی این رخداد سبب شد تا مدت ها پیش از کسب توافق هسته یی بین ایران و کشورهای گروه 1+5 نگاه بسیاری در ایران و جهان به محل برگزاری مذاکرات دیپلماتیک دوخته شود و پس از آن نیز انواع بازتاب و موج های خبری و تحلیلی توافق هسته یی در فضای رسانه یی، افکارعمومی و جامعه ی سیاسی طنین انداز خواهد بود.

عنصرهای گوناگونی سبب شد تا توافق هسته یی برای ایرانیان و جهانیان به این درجه از اهمیت برسد که از آن جمله می توان به تنگناهای بین المللی ناشی از تقابل با قدرت های جهانی برای ایران، نگرانی کشورهای منطقه و جهان از تشدید تنش بین تهران و غرب و چالش های فراوان جبهه ی ضدایرانی به خاطر تداوم فشارها همزمان با گسترش تهدیدها و چالش های امنیتی در منطقه ی حساس خاورمیانه اشاره کرد.

هر چند کسب توافق هسته یی به معنای پایان یافتن این هماوردی طولانی بوداما رخدادهای بیست و سم تیرماه به معنای پایان همه چیز نیست.در وهله ی نخست بحث اجرا و پایبندی کامل طرف های توافق به آن مطرح است که نقشی تعیین کننده در سرنوشت و پابرجایی توافق هسته یی دارد. البته دشواری های دستیابی به توافق پس از سال ها مذاکره، پیامدهای نامشخص، مبهم و به یقین نامطلوب پشت پا زدن به تعهدهای متقابل و به طور کلی هزینه های سنگین برهم خوردن توافق در کنار اعلان اراده ی جدی ایران و کشورهای 1+5 برای حفظ آن به نوعی ضمانتی برای اجرا خواهد بود.

نکته ی مهم تر اما سمت و سوی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است که طی 2 سال گذشته از پرتگاه های سهمناک به گُدار امن خردورزی و تدبیر تغییر جهت داده است. در این خصوص باید گفت دیرزمانی از آن هنگام نمی گذرد که تعاملات بین المللی ما به چند کشور کوچک و بی اثر در تحولات بین المللی آن هم در کوران های دیپلماتیک نظیر نشست های مجمع عمومی سازمان ملل محدود می شد.در برابر رخوت و رکود سیاست خارجی در سال های پایانی دهه گذشته و آغازین این دهه، روی کار آمدن دولت یازدهم به مثابه تحولی شگرف در روابط خارجی ایران بود.از میانه های سال 1392، جایگزینی رویکرد «تعامل سازنده با جهان» با سیاست های تنش زا، مبهم و ناهمخوان با قواعد بین المللی سبب چرخش نگاه جهان به ایران از یک کانون تنش به مرکز صدور دیپلماسی برای حفظ حقوق ملی شد.

در نگاه دولتمردان کنونی، سیاست خارجی نه مسیری با هدف های پراکنده، غیر اولویتمند و حتی ناهمساز بلکه خط سیری مستقیم برای دستیابی به اهداف و منافع ملی در راستای آرمان هایی مشخص است چنانکه اسناد بالادستی نظام همچون چشم انداز 1404 مولفه های آن را تشریح کرده است.به این ترتیب، مذاکرات موفق هسته یی را می توان ایستگاهی برای قطار پرشتاب حرکت کشور در فضای بین المللی به سمت مقصد نهایی دانست که در آن ایران قدرتی جهانی است.

رفت و آمدهای فراوان هیات های دیپلماتیک از کشورهای مختلف به تهران پس از توافق ژنو در آذرماه 1392 نشان داد که فضای مساعد و تمایل فراوانی در میان کشورهای جهان برای گسترش مناسبات با تهران وجود دارد.به یقین توافق هسته یی بیست و سوم تیرماه مناسبات ایران با دیگر کشورها را گرم تر از قبل خواهد ساخت و با فراهم ساختن زمینه های گسترش روابط در زمینه های گوناگون بر شمار دوستان جهانی تهران خواهد افزود.طی ماه های اخیر تلاش کارگزاران سیاست خارجی کشور معطوف به رفع اختلاف های انباشته شده با دیگر دولت ها بوده است. جمهوری اسلامی ایران از یک سو با گشودن دریچه ی مذاکره با آمریکا به عنوان بزرگترین قدرت متخاصم جهانی، زمینه های کسب توافق هسته یی و الگویی را برای کنترل رقابت، همکاری بر سر برخی منافع مشترک و نیز مدیریت اختلاف ها پدید آورد.

از سویی دیگر مقام های کشورمان به رغم سرسختی رهبران دولتی چون عربستان سعودی، در راستای سیاست بحران زدایی در خاورمیانه اراده ی خود را برای گفت وگو و رفع اختلاف های منطقه یی نشان دادند؛ رویکردی که می گوید تهران برنامه یی جدی برای تغییر موضع و رفتار دولت های یادشده دارد.در مجموع، سخنان روحانی به مثابه چراغ راهنمای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در سال های آینده، بایسته های حرکت رو به جلوی کشور برای ایجاد روابطی سازنده، کم تنش، سودمند و مطلوب با جهان را آشکار می سازد.

دستورالعمل صریح رهبر معظم انقلاب در مورد نوع موضعگیری در قبال مسائل هسته‌ای که در جمع مسئولان، سفرای کشورهای اسلامی و جمعی از اقشار مختلف مردم در روز عید سعید فطر صادر کردند، نسخه‌ای دقیق و کارشناسانه است که پای بندی به آن می‌تواند پیروزی بزرگ ملت در مذاکرات هسته‌ای را تکمیل کند. رهبر معظم انقلاب فرمودند: مسائل هسته‌ای نباید موجب دودستگی شود، مسئولان به دنبال منافع ملی هستند.برگ برنده ما، پایمردی و استمرار گفتمان انقلاب اسلامی است که مورد تاکید مقام رهبری در خطبه های نماز عید فطر امسال نیز بوده است.  نباید ذره ای شک کنیم که آنچه داریم و توانستیم قدرتهای بزرگ نظام بین الملل را به پای میز مذاکره بنشانیم، نه قدرت یک جناح خاص سیاسی در ایران، بلکه اقتدار ملی و گفتمان انقلابی این کشور است.  به همین دلیل مقام رهبری تاکید داشتند که قدمی از اصول این انقلاب از جمله حمایت از دوستان منطقه ای خود عقب نشینی نخواهیم کرد.

این دستورالعمل صریح و روشن، دو بخش دارد. بخش اول اینست که همه باید وحدت کلمه را برای عبور از گردنه‌هائی که در راه رسیدن به مرحله اجرائی شدن توافق وین در پیش است حفظ کنند و بخش دوم اینست که هیچکس دلواپس عملکرد مسئولان در این مسیر نباشد، زیرا مسئولان به دنبال منافع ملی هستند.بعد از صدور این دستورالعمل مدبرانه، انتظار این بود که قبل از همه و بیش از دیگران، کسانی که خود را مقید به پیروی از ولایت می‌دانند در عمل پای بندی خود را به آْن نشان دهند و این واقعیت را درک کنند که کشور ما امروز به این وحدت کلمه نیاز مبرم دارد. متاسفانه از همان روز عید فطر، افراد و رسانه‌های طیفی که قبل از توافق هسته‌ای همواره آیه یاس می‌خواندند و فضای روانی منفی شدیدی در کشور پدید آورده بودند، این رهنمود رهبری را نادیده گرفتند و به منفی‌بافی معمول ادامه دادند و همچنان بر طبل بدبینی می‌کوبند.

برای اطمینان خاطر کسانی که وانمود می‌کنند نگران سرنوشت توافق هسته‌ای هستند، لازم است نکات زیر را مطرح نمائیم.اول آنکه رقبای سیاسی داخلی دولت نباید در مورد مسائل ملی به بلندگوی دشمنان خارجی تبدیل شوند و هرچه آنها می‌گویند را با بزرگ‌نمائی به خورد افکار عمومی بدهند. دشمنان خارجی و دولت‌های طرف توافق به ویژه آمریکا مطالبی را می‌گویند که برای آنها مصرف داخلی دارد. آنها در داخل با رقبای سیاسی خود مشکلاتی دارند که ناچارند آن مشکلات را با ژست‌های سیاسی علیه ایران از سر بگذرانند. اگر در داخل کشور ما کسانی به دلیل رقابت سیاسی با دولت، حرف دشمنان خارجی را تکرار کنند، این اقدام برخلاف منافع ملی و در جهت مقابل تدبیر رهبری است که فرمودند: «مسائل هسته‌ای نباید موجب دو دستگی شود» به ویژه آنکه این نکته اطمینان بخش را هم اضافه کردند که: «مسئولان به دنبال منافع ملی هستند».

دوم آنکه شورای امنیت سازمان ملل برای اولین بار و در یک اقدام بی‌سابقه، قبل از آنکه به قطعنامه‌های خود عمل کند درصدد لغو آنها برآمده است. این، یک امتیاز بزرگ برای ایران است که در اثر زحمات و پشتکار گروه مذاکره کننده ایرانی در مسائل هسته‌ای به دست آمده و باید به آن افتخار کرد. عجیب اینست که افرادی این دستاورد بزرگ را نادیده می‌گیرند که قطعنامه‌های ضدایرانی شورای امنیت را کاغذ پاره‌ای می‌دانستند و برای آنها اهمیتی قائل نبودند و حالا که خود سازمان ملل آنها را لغو کرده، اظهار نگرانی می‌کنند که این قطعنامه‌ها به صورت خودکار به اعتبار خود برگردد! معلوم نیست این افراد بالاخره قطعنامه‌های ضد ایرانی شورای امنیت سازمان ملل را خطرناک می‌دانند یا نمی‌دانند؟سوم آنکه حتی بر فرض بازگشت خودکار قطعنامه‌های شورای امنیت و تحریم‌ها و سایر محدودیت‌ها و ممنوعیت‌ها، ما نیز می‌توانیم به تعهدات خود عمل نکنیم. یعنی در آن صورت همه چیز به حال اول بر می‌گردد و مشکلی پیش نخواهد آمد و جای نگرانی نیست. مهم‌تر آنکه چون ایران به تعهدات خود پای‌بند است، بهانه‌ای به دست طرف مقابل نمی‌دهند.

چهارم آنکه تصمیم گیری درباره اصل پذیرش و عدم پذیرش متن توافق هسته‌ای وین را به مراجع ذیصلاح قانونی بسپارید که هم رسمیت قانونی دارند و هم مورد اعتماد همگان هستند.و پنجم آنکه رضایت مردم از توافق هسته‌ای، سرمایه بزرگی است که دست اندرکاران مذاکرات و مسئولان توانسته‌اند آن را به دست آورند. این دستاورد پراهمیت را قدر بدانید و شیرین کامی مردم را به تلخی تبدیل نکنید. این رضایت عمومی به نفع نظام است و متعلق به فرد یا جناح خاصی نیست. کسانی که خود را پیروان ولایت معرفی می‌کنند باید علاوه بر حرف و ادعا در عمل نیز به دستورالعمل‌های ولایت پای‌بندی نشان بدهند و این دستاورد بزرگ را زیر سئوال نبرند.

قطعا از امضای توافق هسته ای و برجام تا رسیدن به فرجام اجرایی شایسته در این خصوص، راه پر چالشی را در پیش داریم.  آن چه که باید در این فرصت حساس و کلیدی در تاریخ معاصر ایران مورد تاکید قرار گیرد، این است که مدبرانه و با تمشیت و اعتدال و در چارچوب منویات رهبری و در پارادیم گفتمانی انقلاب اسلامی با وحدت و همدلی ملی حرکت کنیم.

کوچک ترین غفلت از اهداف راهبردی نظام جمهوری اسلامی ایران و دستاوردهای گران بهای آن می تواند بسیار پر هزینه و گران تمام شود.همه باید به هوش باشیم که از جو زدگی و احساس و هیجان بپرهیزیم و عقل و انصاف را معیار قضاوتهای خود قرار دهیم.از اصلی ترین موضوعاتی که اکنون ایران را تهدید می کند ترویج جو پوپولیستی است که متاسفانه توسط برخی از جناحهای خاص و به شکل زنجیره ای عمل می کند.  اکنون که توانسته ایم با تلاش بیش از یک دهه به یک سند حقوقی در خصوص احتمال رفع تحریم های ناجوانمردانه از ایران نزدیک شویم، نیازمند چانه زنی های و تدبیرهای فنی، حقوقی و دیپلماتیک هستیم که در این خصوص باید از نظرات همه اهل فن و تخصص در همه جناح های مختلف سیاسی استفاده شود.

صبر و متانت در کنار همدلی و همراهی و وحدت مردم ایران در این برهه حساس تاریخی، کلید اصلی موفقیت است که مقام رهبری نیز در پاسخ خود به نامه ریاست محترم جمهور در خصوص توافق هسته ای ابراز داشته اند.مردم ایران نشان داده اند که از روحیه همدلی و همگرایی بالایی در مقابل حرکات خصمانه برخوردارند و امید این است که این بار نیز تدبیر و عمل همگرایانه خود را در صحنه نظام بین الملل بار دیگر متجلی سازند.

اسرائیل را چقدر می‌شناسیم؟

رژیم صهیونیستی از دهه 40 میلادی به این سمت حیات جعلی خود را در منطقه غرب آسیا کلید زده و در این مدت با به راه انداختن چند جنگ منطقه‌ای تلاش کرده تا رویای پوشالی خود یعنی اسرائیل بزرگ "از نیل تا فرات" را کلید بزند که لازم به ذکر است که به هیچ موفقیتی در این عرصه دست نیافته است.
 

اسرائیل را چقدر میشناسیم؟ + تصاویر

رژیم صهیونیستی بر مبنای ماهیت گردن کلفتی و زور بنا شده و تلاش می‌کند مقاصد خود را با راهبردی نظامی‌گری پیش ببرد. اصل رژیم صهیونیستی بر زور و سلطه‌گری و گردن کلفتی است اگر به ماهیت این رژیم توجه کنیم بر زور و سلطه بنا نهاده شده و اگر لازم باشد این رژیم هیچگاه دست از تجاوز برنخواهد داشت. اصل رژیم صهیونیستی بر زور و سلطه‌گری و گردن کلفتی است و هویت خارجی ندارد.این رژیم هیچ منطقی جز مقاومت را درک نمی‌کند.

در دوران "محمدرضا پهلوی" رابطه اسرائیل با شاه بسیار عالی بود تا آنجایی که "ساواک" و "موساد" به عنوان دو همپیمان در منطقه غرب آسیا شناخته می‌شدند که با پیروزی انقلاب اسلامی ورق کاملا برگشت و جمهوری اسلامی ایران با روشنگری‌های حضرت امام خمینی (ره) روی به تقابل با رژیم صهیونیستی آورد و امروز محور مقاومت به عنوان یک چالش راهبرد برای اسرائیل شناخته می‌شود.سوالی که مطرح می‌شود این است که  چقدر از اسرائیل سرزمین‌های اشغالی شناخت داریم و آیا لازم نیست هر چه بیشتر از جمعیت، توپولوژی، مکان‌های راهبردی، ارتش و نظام آموزشی رژیم صهیونیستی اطلاعات کسب کنیم؟

*** سرزمین‌های اشغالی چند میلیون جمعیت دارند؟

سرزمین‌های اشغالی 1948 (به صورت جعلی و نامشروع) در منطقه غرب آسیا و در کشور فلسطین ایجاد شده‌اند. این منطقه دارای 7 میلیون و 821 هزار و 850 نفر جمعیت و 20 هزار و 770 کیلومتر مربع وسعت است. سرزمین‌های اشغالی شش استان ناحیه شمالی (Northern District)، استان حیفا (Haifa District)، استان ناحیه مرکزی (Central District)، استان تل‌آویو (Tel Aviv District)، استان اورشلیم (Jerusalem District)، استان ناحیه جنوبی (Southern District) تشکیل شده است.

*** ده شهر پرجمعیت سرزمین‌های اشغالی کجاست؟

ده شهر پرجمعیت سرزمین‌های اشغالی عبارتند از:

1.    "اورشلیم" با 796 هزار و 200 نفر

2.   " تل آویو" با 404 هزار و 500 نفر

3.    "حیفا" با 269 هزار 300 نفر

4.    "ریشون لزیون" با 231 هزار 700 نفر

5.    "اشدود" با 240 هزار نفر

6.    "پتاه تیکوا" با 213 هزار و 898 نفر

7.    "بئرالسبع"  با 195 هزار و 800 نفر

8.    "نتانیا" با 188 هزار و 200 نفر

9.    "هولون" با 182 هزار نفر

10  .  "بنی‌براک" با 161 هزار و 100 نفر

*** پارلمان رژیم صهیونیستی چگونه تعیین می‌شود؟در سرزمین‌های اشغالی یک نظام پارلمانی با حق رای همگانی تعیین شده است که هر عضو پارلمانی که از حمایت اکثریت برخوردار شوند نخست وزیر و رییس کابینه شناخته می‌شود و نقش رییس جمهور تشریفاتی و با وظایف محدود است.

 

*** وزارت خارجه اسرائیل چگونه عمل می‌کند؟رژیم صهیونیستی با 157 کشور دنیا ارتباط و تعامل دارد و از این کشورهای عربی مصر و اردن بر اساس معاهدات صلح 1979 و 1994 کشورهای نرمال هستند و بر اساس قوانین‌ اسرائیل؛ ایران ، لبنان ،‌سوریه ، یمن و عراق و کشورهای دشمن به حساب می‌آیند.

اسرائیل را چقدر میشناسیم؟ + تصاویر

*** عملکرد اقتصاد اسرائیل چگونه است؟رژیم صهیونیستی از نظر اقتصادی در داد و ستد با صادرات اقلامی از قبیل صنایع الکترونیک، نرم‌افزار، تجهیزات نظامی و پزشکی، حبوبات، گوشت گاو، محصول باغبانی و ... رشد چشمگیری را در اقتصاد خود به نمایش گذاشته است.

 **چند دانشگاه در سرزمین‌های اشغالی وجود دارد؟

اسرائیل دارای 9 دانشگاه دولتی است که یارانه آن توسط دولت پرداخت می‌شود که از بین این دانشگاه‌ها دانشگاه اورشلیم (Jerusalem University) و موسسه وایزمن (Weizmann Institute) از جمله سرشناس‌ترین آنها است.

 
اسرائیل را چقدر میشناسیم؟ + تصاویر

 

 

اسرائیل را چقدر میشناسیم؟ + تصاویر

 

**ارتش اسرائیل چندمین ارتش دنیاست؟

خدمت در ارتش رژیم صهیونیستی اینگونه است که همه برای خدمت در ارتش از زن و مرد حضور پیدا می‌کنند و مدت زمان خدمت بین 2 تا 3 سال است.بر اساس آمار گلوبال نیروهای ویژه و خط مقدم اسرائیل بیش از 700 هزار نفر، تعداد تانک 4 هزار و 170 دستگاه، سلاح‌های سنگین، توپخانه و سامانه‌های موشکی بیشتر از 11 هزار واحد، 685 هواپیما و جنگنده، 101 هواپیمای ترابری، 47 فرودگاه، 5 زیردریایی و دارای بودجه نظامی 17 میلیارد دلار در رتبه‌ یازدهمین ارتش برتر دنیا قرار دارند .

 

 

اسرائیل را چقدر میشناسیم؟ + تصاویر

 

اسرائیل را چقدر میشناسیم؟ + تصاویر

 

مردم اطلاعات کاملی از سرزمین‌های اشغالی و غاصب بودن رژیم صهیونیستی دارندمردم کشور ما خیلی نکات را از رژیم صهیونیستی می‌دانند مقابله با استکبار صهیونیستی هم در همین راستا است و مردم اطلاعات کاملی از سرزمین‌های اشغالی و غاصب بودن رژیم صهیونیستی دارند.شناخت هر چه بیشتر از دشمن صهیونیستی باعث می‌شود تسلط بیشتری به اشغالگران قدس داشته باشیم. البته ایران همواره از رژیم صهیونیستی اطلاعات کافی دارد.

حقوق بشر اسلامي، امتناع يا ضرورت

اين مقاله به نقد و بررسي مهم‌ترين دلايل ادعاي چالش‌هاي مبنايي و منطقي، امتناع حقوق بشر اسلامي مي‌پردازد؛ ادعاي پارادوكسيكال بودن حقوق بشر ديني و اسلامي مورد نقد و بررسي و پارادوكس مورد ادعاي ساير اعلاميه‌هاي حقوق بشر صادق دانسته شده است. اين ادعا در خصوص اسلام، پنداري و غيرواقعي به نظر مي‌رسد.  از سوي ديگر، ادعاي ضرورت نگرش برون‌ديني به حقوق بشر و امتناع نگرش درون‌ديني به آن مورد بررسي قرار گرفته و نشان داده شده است كه نه نگرش برون‌ديني «ضرورت» و نه نگرش درون‌ديني «امتناع» دارد، بلكه هر دو نگرش في‌الجمله ممكن‌اند. گرچه براي دستيابي به حقوق بشر واقعي و صحيح، مراجعه به دين، ضرورت دارد.



حقوق بشر اسلامي، امتناع يا ضرورت

نیازمندی ها

قران کریم آنلاین,فال و استخاره با قرآن,تلاوت قران,quran,القران الكريم اوقات شرعی,اذان,وقت اذان و اوقات شرعی شهرهای ایران پیش بینی وضع هوا,هواشناسی,سازمان هواشناسی,وضعیت آب و هوا کشور شارژپو,خرید شارژ همراه اول,شارژ ایرانسل,تالیا,کارت شارز,sharj اخبار خودرو,قیمت خودرو,قیمت روز خودرو,قیمت ماشین سایت طلا,قیمت طلا,آخرین قیمت طلا,قیمت روز طلا,نرخ طلا نرخ ارز آزاد,قیمت ارز بازار,نرخ لحظه ای ارز,ارز دولتی رزرو اینترنتی و خرید بلیط هواپیما,قیمت بلیط هواپیما,بلیط iran air و.. خرید اینترنتی بلیط قطار,ticket.raja.ir,سایت رجا,ticket.rai.ir سایت پایانه,www.payaneh.ir,خرید اینترنتی بلیط اتوبوس,بلیت اتوبوس رزرو اینترنتی,خرید بلیط سینما,قیمت بلیط سینما,بلیط cinema,کافه سینما سایت همراه اول,www.mci.ir,خرید شارژ همراه اول,آوای انتظار پرداخت اینترنتی قبوض,پرداخت قبوض,پرداخت قبض تلفن,پرداخت قبض موبایل مشاهده آنلاین قبض گاز,صورتحساب گاز طبيعي آخرین وضعیت راه های کشور,نقشه ترافیک تهران,طرح ترافیک,ترافیک جاده سایت راهور 120,استعلام خلافی خودرو,پلیس راهور,www.rahvar120.ir نقشه تهران,tehran map,نقشه ماهواره ای و آنلاین تهران نقشه آنلاین مترو تهران برنامه,نتایج و جدول لیگ های ایران و جهان,جدول لیگ برتر فوتبال نتایج زنده مسابقات ورزشی,نتایج زنده فوتبال,livescore.com,goalzz دانلود رایگان نرم افزار,دانلود فیلم,دانلود اهنگ,دانلود بازی,کلیپ,عکس دانلود گوگل کروم,دانلود google chrome,دانلود کروم دانلود فایرفاکس,دانلود موزیلا فایر فاکس,دانلود firefox دانلود بازی اندروید,دانلود نرم افزار اندروید android اس ام اس عاشقانه,sms روز,پیامک تولد,اس ام اس جدید,اس ام اس خنده دار انواع فال,طالع بینی,فال حافظ,فال روزانه,فال تاروت,فال انبیا,عشق,چوب جدول پخش شبکه های تلویزیون,جدول پخش فیلم,زمان پخش برنامه تلویزیون سایت پخش زنده شبکه 3,live.irib.ir,پخش زنده شبکه سه دیکشنری آنلاین,مترجم گوگل,فرهنگ لغت,ترجمه فارسی به انگلیسی ساعت و تقویم رسمی ایران رهگیری مرسولات پستی,پیگیری پست,www.tntsearch.post.ir,پست post سایت 118,سامانه مخابرات,118.tct.ir,جستجوی شماره تلفن سایت گوگل,گوگل فارسی,www.google.com,جستجو گوگل فارسی,مترجم گوگل

حقوق بشر و خاستگاه آن

قوق بشر واژه ای زیبا و فریبنده است که در طول سالیان گذشته مورد توجه محافل سیاسی خارجی و داخلی قرار گرفته است و امروزه به عنوان یکی از مطالبات اساسی جوامع غربی و شرقی شناخته می شود این مقوله از ارکان اساسی جامعه مدنی یا eivil sosit است.شاید منشاء و مبدا مباحث حقوق بشر را بتوان با انقلاب فرانسه پیوند زد زیرا که این انقلاب نقطه عطفی بود در مقوله حقوق بشر.انقلاب فرانسه که با تکیه بر شعارهای راست گرایانه از قبیل آزادی، برابری و برادری شکل گرفت گامی بود در جهت احیاء حقوق انقلابیونی که خود در جریان انقلاب و پس از آن استحاله گردیده و با قشر بورژوآ یا سرمایه دار در تعامل قرار گرفته و باعث به وجود آمدن فجایع وسیعی گردیدند.

راست گرایی یا لیبرالیسم در طول حیات خود و در ابتدای آن، به عنوان بینشی انقلابی و عدالت خواه عرض اندام نموده است چرا که در انگلستان و فرانسه و اکثریت کشورهای اروپایی با شعار برادری و برابری باعث فروپاشی نظام فئودالی یا زمین داری گردید.این نحله فکری در یکی از نظرگاه های خود، برابری را که در اصول خود به عنوان اصلی ترین واژه اغنا کننده همراهان انقلاب مطرح می کرد به برابری حقوقی یعنی برابری تمامی افراد جامعه در برابر قانون تقلیل داد چرا که معمای لاینحل لیبرالیسم اقتصادی عدم تعامل میان اقتصاد آزاد با برابری بود.

لیبرالیسم شکل گرفته در نظام بازار آزاد با همه گیر شدن، به قله های سرمایه داری تبدیل گردید که در آن قله ها، سرمایه داران و کارخانه داران و تولیدکنندگان با استفاده از نیروی کار کارگران و مواد اولیه جهانِ عقب نگه داشته شده به سودهای سرشاری دست پیدا کردند و به بهای فقر و فلاکت انسان های نه آسیایی بلکه انسان های سفید پوست اروپایی، به ثروت های غیرقابل شمارشی را اندوختند.

ثروت مداران و زورمداران غربی رشد یافته در مکتب لیبرالیسم، برای حفظ این سیطره از هیچ جنایتی دریغ نکردند به وجود آمدن جنگ های جهانی اول و دوم خود مصداقی است بر عملکرد این دولت ها است، دولت هایی که در آن ها گویی حقوق اولیه انسان ها فراموش شده ترین مضمون بود.اما از دیدگاه شرقی، اسلامی و ایرانی حقوق انسان ها در تمام دوران تاریخ از اصلی ترین مقولاتی بوده است که علی الخصوص در شرع مقدس اسلام و سنت ایرانی به آن توجه وافری روا شده است.

آن چه مصادره به مطلوب شده و گاهاً برای ضربه زدن به اسلام از آن بهره برداری می گردد کتیبه کورش در خصوص بشر می باشد که به عنوان مستندی است از توجه ریشه دار ایرانیان به حقوق انسان ها و در کنار آن و بسی فراتر از آن در شرع مقدس و سنت نبی مکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) می توان تأکید و سفارش به حقوق انسان ها حتی در خلال جنگ ها را مشاهده نمود.بنابراین می توان گفت که تاکید بر رعایت حقوق بشر در طول تاریخ قبل از اسلام در ایران و پس از اسلام در جهان اسلام مورد نظر بوده است و تنها کمتر از 60 سال است که مدعیان جدیدی برای این موضوع پا به عرصه گذاشته اند که تنها با استفاده از تبلیغات و آراستن ظاهری اقدام به جذب افکاری بشری می نمایند.

چرا حقوق بشر؟

آن چه به عنوان حقوق بشر غربی مطرح می گردد دارای نقاط افتراق بزرگی با فرهنگ و مذهب ما می باشد، به عنوان مثال چیزی که تحت عنوان حریم خصوصی افراد در نظر گرفته می شود در فرهنگ بسیاری از ملت ها در تناقض است یا مسئله رفع تبعیض علیه زنان که به کنوانسیون رفع تبعیض مشهور است در بسیاری از بندها تنها با فرهنگ غربی قابل جمع می باشد. اکنون چند سالی است که لیبرال سرمایه داری غرب اتهام عدم رعایت حقوق بشر در ایران را به ما نسبت می دهد و داعیه داران داخلی این جریان نیز بر این شیپور می دمند و برخی از مردم نیز به لحاظ عدم اطلاع از مفاد آن پذیرای موضوع می شوند.

در این خصوص نیز در چند سال گذشته حرکت هایی انجام گرفت که به دلیل عدم اشراف کامل و عدم شفاف نمودن موضوع برای مردم، همواره به عنوان یک نقطه ضعف مطرح شده و از این طریق راهی برای ضربه زدن به شرع مقدس و فقه اسلامی فراهم آمده است که لازم است تا علمای عظام هر چه بیشتر، شفاف تر و سریع تر به تبیین مواضع اسلامی در موضوع حقوق بشر اسلامی و غربی بپردازند.به طور مثال حجاب که یکی از اصول دین مقدس اسلام می باشد، به عنوان یکی از مصادیق نقض حقوق بشر در ایران مطرح می گردد که پذیرش این موضوع خود زمینه مواجهه با اسلام خواهد بود.

لکن گذشته از مصادیق حقوق بشر غربی باید به این نکته توجه شود که این غرب نیست که باید خونخواه حقوق باشد بلکه این اسلام و فرهنگ ایرانی اسلامی است که خواستار رسیدگی و محاکمه از بین برندگان واقعی حقوق انسان ها است.از نقطه نظر اقتصادی و جامعه شناسی لیبرال، اباهی گری و ولنگاری اصلی اساسی است که در آن جوامع به عنوان زندگی معمولی شناخته می شود تا بدین وسیله چرخ های اقتصادی در یکی از زمینه ها که عبارت است از تجمل پرستی و مصرف گرایی به کار خود ادامه دهند و بازار کشورهای جهان اسلام یکی از پرسودترین این بازارهاست.

نگاهی به آمار بالای جراحی زیبایی، واردات لوازم آرایشی و رواج آرایشگاه های زنانه و انواع و اقسام تولیدات زیبایی و غیره نشان دهنه فشار عظیم تبلیغاتی غرب برای رواج زندگی به سبک غربی است که در تمام زمینه ها قابل مشاهده می باشد و عواقب اجتماعی و خانوادگی آن دامنگیر جامعه ایران شده است.بدین ترتیب است که حقوق بشر به عنوان یک ابزار در دست مدعیان خائن به واقعیت آن در جهت خواسته سرمایه داری و به عنوان حربه ای برای خوراندن زندگی به سبک غربی به مردم کشورهای اسلامی به کار گرفته شده است. دلیل این موضوع آن است که اگر مسئله زندانی سیاسی این قدر مهم است چرا خود امریکا در دوران جنگ سرد با شوروی نگذاشت سیاسیون کمونیست در آمریکا حتی یک محفل چند نفره داشته باشند و با استفاده از برنامه سناتور مک کارتی که به برنامه مک کارتیسم مشهور شد اقدام به تصفیه، اخراج، زندانی و برخوردهای ناجوانمردانه با کسانی کرد که تنها به داشتن افکاری مثلاً شبهه سوسیالیستی متهم می شدند. اخراج دانشجویان دانشگاه و معلمان مدارس که یک بار از جامعه اشتراکی صحبت کرده بودند و ساقط کردن زندگی کارمندان و کارگران و زندانی کردن و حتی کشتارهای مرموز در این رابطه در کارنامه حامیان حقوق بشر غربی می باشد. سوال این جاست که آیا این افراد بشر نبودند یا قانون تنها برای لیبرال های سرمایه دار قابل اجراست.

اگر حجاب از مصادیق نقض حقوق بشر است، آیا خرید و فروش زنان به عنوان بردگان جنسی نقض حقوق بشر نیست؟ (در شماره های قبل در مقاله 27 میلیون برده به این موضوع پرداختیم.) کاری که در غرب به شدت رواج دارد و صنعت فیلم های پورنر بر اساس آن اداره می شود.اگر زندانی نمودن برهم زنندگان امنیت اجتماعی و امنیت اقتصادی و امنیت سیاسی و اعدام قاتلان آدم کشی که خود معترف به ترورند و مسئولیت آن را می پذیرند همچون سازمان منافقین یا انجمن پادشاهی یا گروهک جندالله متعلق به عبدالمالک ریگی و بانیان کشتار حسینیه شیراز و هزاران دشمن دیگر ملت ایران نقض حقوق بشر است، چرا حامیان حقوق بشر خود به بهانه مبارزه با تروریسم، ملت عراق و افغانستان و سومالی و چچن و... را در زیر چکمه های خود له می کنند و در زندان هایشان مجازات اعدام با جریان الکتریکی و تزریق سم و اتاق گاز را امتحان می کنند؟ناگفته پیداست که این خانه از پای بست ویران است و حقوق بشر به عنوان یکی از سه ضلع مثلت کلید واژه های تجاوز، همچون دموکراسی و مبارزه با تروریسم تنها لقلقه ی زبان کسانی است که نه تنها حقوق انسان ها برایشان ارزشی ندارد بلکه خود بزرگ ترین ناقضان آن هستند.

نقشه شوم اسرائیل برای تخریب مسجدالاقصی

حقوق بشر حقوقی است که با تولد انسان محقّق می شود مستقل از حکومت ها و قدرت هاست. حقوق بشر حقوقی از آنِ همه انسان هاست و چون همه انسان ها اعضای جامعه بین المللی هستند و در انسان بودن، مشترک اند، حقوق شان باید در همه جا یکسان اجرا شود و بین افراد در برخورداری از آن تفاوتی نباشدحقوق بشر به طور کلی «آزادی ها، مصونیت ها و منافعی است که از طریق ارزش های پذیرفته شده معاصر، تمام انسان ها باید قادر به ادعای آن باشند. این حقوق بنیادین یا طبیعی اند. به عبارت دیگر همه افراد از این نظر که انسان اند از حداقل حقوقی برخوردارند که ربطی به تابعیت، مذهب، نژاد یا جنس شان ندارد و دولت ها در روابط بین المللی میل دارند که این حداقل حقوق را رعایت کنند.

نزدیک به نیم قرن (دهم دسامبر 1948 مطابق با 19 آذرماه 1327) از صدور اعلامیه جهانی حقوق بشر گذشته است و تاکنون علاوه بر نشست های متعدد، دو اجلاس بین المللی مهم نیز برگزار شده است: نخست به سال 1347 در تهران و دیگری به سال 1372 در پایتخت اتریش. همچنین بیش از بیست و پنج سند مهم بین المللی در حمایت از حقوق گوناگون انسانها و رفع نابرابری ها تاکنون به تصویب رسیده است.


حقوق بشر، حقوق جهانی

چنانچه بخواهیم مهم ترین ویژگی های حقوق بشر به معنای امروزی آن بیان کنیم، به یقین «جهان شمولی» در صدر قرار می گیرد. ماده 55 منشور ملل متحد این آرمان را چنین بیان کرده با توجه به ضرورت ایجاد ثبات و رفاه برای تأمین روابط مسالمت آمیز و دوستانه بین المللی [...] سازمان ملل اموری را تشویق کرده است. یکی از آن امور عبارت است از احترام جهانی و مؤثر به حقوق بشر و آزادی های همگان بدون توجه به نژاد، جنس، زبان یا مذهب.


حقوق بنیادین

حقوق بنیادی حقوقی است که هرکس در هر جای جهان امروز باید از آن بهره مند باشد. مرحوم علامه محمدتقی جعفری می فرمایند: حقوقی که برای تأمین حیات مطلوب انسان ها بنیادین است عبارت است از: حق حیات، حق کرامت، حق تعلیم و تربیت، حق آزادی مسئولانه و حق مساوات در برابر حقوق و قوانین.حق همانند آداب و رسوم و سنت های ملی، اعتباری نیست تا اینکه نزد ملتهای گوناگون متفاوت باشد، آنچه دین حق بیان می دارد شامل خطوط کلی زندگی و زیربناهای حیات انسان، با صرف نظر از آن تفاوتها نیست، این خطوط کلی بر خلاف آن اعتبارات یا قرارداد تعیین نمی شوند. لذا تنظیم کنندگان اعلامیه جهانی حقوق بشر بدون در نظر گرفتن جهان بینی و پیوند انسان با جهان راهی بیهوده پیموده اند.

نگاه عمیق به واقعیات موجود نشان می دهد که وفاق عام بر سر حقوق بشر حتی بر فرض حصول آن خالی از خلل نیست، اصولاً حقوق بشر به صورت جهانی و ثابت در دنیای واقعی وجود ندارد؛ برای مثال عدم تفاهم در موضوع «انسانیت» و ارائه تعابیر و تفاسیر گوناگون از کشورهای مختلف نشان دهنده آن است که اختلاف نظر درباره حقوق بشر در عالم واقع ناگزیر است.

کسانی که دست به تدوین حقوق بشر زده اند علاوه بر خود، نژادها و گروه های انسانی دیگری را هم که در جهان به سر می برند نشناخته اند. دست زدن به چنین کاری بدون دستیابی به شناخت خود و دیگر گروه های بشری یا از آن روست که اینان به جهل خود واقف نیستند، یا بر اثر تمایل غریزی انسان به کالاهای زودگذر خود را به جهالت زده اند، اگر از این افراد بپرسید بشر چه گذشته ای داشته، آینده اش چیست، و در چه راهی باید گام بردارد، هرگز پاسخ مناسبی به شما نخواهند داد، شیوه زندگی اینان بهترین گواه جهل آنان به پاسخ این پرسش هاست. با این حال، ایشان چگونه می توانند برای همه انسانها، با این تنوع قانون تنظیم کنند.

تمامیت یک نظام هدفمند و متمدن در پرتو تحقق سه عنصر اصلی: یکی قانون و حدود مواد قانونی، دوم اجرای صحیح مصوبات قانونی و سوم تطبیق شکل اجرا یا قوانین و بررسی موارد تخلف و رسیدگی به امور متخلفان. هدف از تشکیل سازمان ملل و تدوین منشور جهانی هنگامی کاملاً محقق می شود که عناصر سه گانه قانون، اجرا و قضاوت در حد تمام و کمال حاصل شده باشد.

برای تدوین حقوق بشر نیاز به یک قانون اساسی واحد جهانی داریم؛ مثلاً اگر بخواهیم مباحثی همچون حقوق زن، کارگر و غیره تنظیم کنیم، ناچاریم که نخست اصول اساسی حاکم بر حقوق بشر را، که این مباحث زیر مجموعه های آنند، تدوین کنیم. این اصول کلی که در قاموس حقوقی «منبع» نامیده می شوند هنگامی می توانند زیربنای تنظیم حقوق بشر شوند که نزد همه مردم جهان، صرف نظر از اختلاف شان در آداب و رسوم، رنگ، نژاد و غیره پذیرفته شده باشند. در غیر این صورت این اصول و مواد حقوقی تضمین کننده آرمان ها و نیازهای همه انسان ها نیستند و تنها پاسخ گوی نیازهای گروهی اند که به منابع مخصوص اعتقاد دارند.

تدوین حقوق بشر نیازمند منبعی مشترک است. انسان ها طبیعتا فاقد اتحاد و هماهنگی اند. آنچه اکنون سبب اشتراک انسان ها شده، ابزارهای مادی است و روشن است که این ابزارهای مادی مایه اختلاف است نه اتحاد. اگر بانیان حقوق بشر توفیق یابند که همه منابع مادی جهان را میان همگان تقسیم کنند، باز میان آنها وحدت حاصل نمی شود، زیرا همین منابع مادی خود سبب اختلاف اند. بنابراین تنها عامل دستیابی انسان به وحدت آن است که از بند طبیعت و ماده برهد.


انسان ها نمی توانند حقوق بشر را تعیین کنند

باید توجه داشت که بدون شناخت انسان، سخن گفتن از حقوق بشر شدنی نیست. بدون معرفت نسبت به انسان نمی توان به او فرمان داد که به احکامی تن دهد و نیز نمی توان برای وی حقوقی ترسیم کرد. بنابراین انسان در بستر اختلافات و کثرت های مادی توانایی شناخت و تنظیم حقوق واحد و مشترک را ندارد.یکی از حقوقی که قرآن کریم مطرح می سازد حق حیات است. حیات خود دو گونه است: مادی و معنوی. هیچ کس مجاز نیست حق حیات مادی با معنوی دیگران را سلب کند. سلب حق حیات مادی با قتل تحقق می یابد. سلب حق حیات معنوی به وسیله گمراه سازی صورت می پذیرد. کسی که دیگران را به هر طریق گمراه می کند، حیات معنوی شان را از میان می برد.

همه انبیاء پیامدار آزادی بشر بودند. حضرت موسی(ع) در آغاز قیام خویش، پس از فراخواندن مردم به توحید پیام آزادی سر داد و هدف از آن رهایی مردم مصر از اسارت طاغوت بود. پیام آزادی خواهانه حضرت موسی(ع) چنین بود: ای طاغوتیان! بندگان خدا را به من بسپارید. حضرت موسی(ع) اطاعت از هر موجودی جز خدا را ناشایست می داند و از انسان ها می خواهد که پیرو قوانین خود ساخته بشر نباشند.


تفاوت در نگرش به حقوق بشر

اگر در غرب توجه به حقوق انسان ها با دوری جستن از اندیشه دینی و تنها با تکیه بر تجارب تاریخی و افتضائات فلسفی و اجتماعی صورت می گیرد، و اسلام گرایان دین را عامل نزدیکی به حقوق و دستیابی به آزادی خود می دانند. تفاوت اصلی این دو نگرش در آن است که اسلام، انسان را بنده خدا می داند این «لزوم تسلیم شدن در برابر اوامر او» و داشتن مسئولیت در برابر او را به همراه دارد. این مسئولیت نه صرفا مسئولیتی اجتماعی، بلکه مسئولیتی اصیل در مقابل خداست. هرکس به بندگان او ستم روا دارد، خدا در کنار بندگانش خصم او خواهد بود و تا از ستم نایستد یا توبه نکند در حال جنگ با خداست.

حقیقت این است که سازمان ملل و اعلامیه حقوق بشر حتی در یک مورد نشان نداد که از حقوق بشر دفاع می کند؛ چرا که غربی ها، که طلایه دار این سازمان اند، نه بشر می شناسند و نه حقوق بشر برایشان مفهومی دارد. مردمان جهان فهمیده اند که این سازمان و اعلامیه ای که متولیان آن قدرت های سلطه گر استعماری اند جز فریبی برای ملت ها و وسیله ای برای مشروعیت دادن به تجاوزها به دخالت های آشکار و پنهان شان نیست.

امروزه کاخ چهل و چهار طبقه سازمان ملل در دنیا در واقع دروغی چهل و چهار طبقه است. چیزی که در آن وجود ندارد رسیدگی به حقوق ضعفاست. این نهاد ابزاری است برای معامله در دست قدرت های بزرگ. آیا امریکا واقعا پای بند حقوق بشر است. جنایاتی که در جای جای دنیا صورت می گیرد بر اساس حقوق بشر است؟ آیا حق وتو ضد اعلامیه حقوق بشر نیست؟! اگر این نهاد مدافع حقوق بشر است و همه انسان ها با هم مساوی اند چرا چند دولت برای خودشان امتیاز ویژه قائل شده اند؟


بیان رهبر کبیر انقلاب

آنها که بشر را پایمال می کنند، دم از حقوق بشر می زنند، آنهایی که از آن ور دنیا آمده اند و این ور دنیا را به آتش می کشند، آنها که قضیه اختلاف نژادی، مبدأ امرشان است، حتی نژاد سفید را هم قبول ندارند فقط یک نژاد و آن هم نژاد خودشان را قبول دارند


بیان مقام معظم رهبری

الان چه کسی در دنیا حقوق بشر را نقض می کند؟ کسی حقوق بشر را نقض می کند که از اسرائیل غاصب حمایت می کند. آیا آنچه امروز در فلسطین می گذرد بزرگ ترین نمونه نقض حقوق بشر نیست؟ پس چرا اینها اعتراض نمی کنند؟ اگر طرفدار حقوق بشرند چرا به اسرائیل کمک می کنند؟

 نقشه شوم اسرائیل برای تخریب مسجدالاقصی 


یکی از زیباترین قوانین الهی  که در رسالت تمام انبیاء و اولیایی الهی به طور واضح وصریح دیده می‌شود،وجود انواع حقوق بشر دوستانه برای انسان است. حقوق ارزشمندی که اگر مورد رعایت و توجه قرار گیرد زندگی دنیایی بشر رنگ و بوی الهی و بهشتی به خود می‌گیرد. و انسانها می‌توانند با صلح و صفا بدون اینکه حقوق آنها مورد تعرض قرار گیرد با یکدیگر زندگی مسالمت آمیزی را تجربه ‌کنند. در دنیای کنونی نیز یکی از مطالبات به حق جوامع بشر دوستانه احیاء و استیفای این حقوق واجب انسانهاست. ولی سؤالی که در این خصوص مطرح می‌شود این است که مدعیان استیفای حقوق بشر تا چه اندازه در انجام وظایف خود صادق بوده‌اند؟

حقوق بشر در رسالت نبوی

 همان طور که در مقدمه نیز بیان شد محتوای رسالت تمام پیامبران به گونه‌ای بوده است که افراد در زندگی و حیات دنیوی خود دارای حقوق مسلم و روشنی بود‌ه‌اند؛ به طوری که بدون جهت کسی حق ندارد به جان و مال وآبروی سایر انسانها متعرض شود. به همین جهت وضع قوانین روشن وباز دارنده‌ ومشخص کردن جریمه‌های سنگین برای کسانی که حاضر به قبول حقوق دیگران نیستند در جهت استیفای حقوق انسانها بوده است.

حق حیات و زندگی انسانها

یکی از مهمترین حقوق روشنی که همه‌ی انسانها به طور مساوی از آن برخوردار هستند، حق حیات و زندگی است؛ اگر کسی بدون دلیل موجبات ضایع شدن این حق را فراهم کند با او برخورد می‌شود. «وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَآؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمً؛[ النساء/ 93]و هر كس عمداً مؤمنى را بكشد، كيفرش دوزخ است كه در آن ماندگار خواهد بود و خدا بر او خشم مى‏گيرد و لعنتش مى‏كند و عذابى بزرگ برايش آماده ساخته است.»

در فرهنگ اسلامی  علاوه بر اینکه انسانها دارای حقوق معین می‌باشند، حیوانات نیز از حقوق مشخصی برخوردار هستند؛ از این رو کسی نمی تواند به آن حقوق بی توجهی نماید بهترین شاهد و گواه بر این قضیه شکار حیوانات است که انسانها برای تفریح و خوش گذرانی حق ندارند به کشتن حیوانات مبادرت ورزند.

حق بشر آمریکایی

هرچند ارباب شبکه‌های رسانه‌ای و غول‌های تبلیغاتی این چنین وانمود می‌کنند که دولت آمریکا از جمله کشورهایی است که به دنبال زنده کردن حقوق انسانهاست، ‌و هر از چند گاهی برای استیفای حقوق سایر کشورها به خود جرأت لشکر کشی و تحمیل هزینه‌های سنگین برای سایر کشورها می‌کند. ولی سوالی که در خصوص حقوق بشر امریکایی مطرح می‌شود این است که آمریکا به دنبال مطالبه‌ی چه حقوقی است؟

 با یک حساب سرانگشتی وساده می‌توان فهمید هر کجا پای منافع آمریکا در میان باشد این کشور  انسان دوست و طرفدار حقوق بشر، آماده گرفتن آن حق است. برای نمونه اگر منافع آمریکا ایجاب کند،‌ خون  مردم مظلومی ازجمله کشورهای سوریه، لبنان، عراق، افغانستان، فلسطین،‌ کرانه‌ی باختری ‌و نوارغزه بر زمین  ریخته شود در استیفای این حق به خود تردیدی راه نمی‌دهد. و خون این چنین افرادی براحتی مباح می‌کند.

اگر مردم بی پناه و مظلوم فلسطین و کرانه‌ی باختری به خود جرأت دهند در برابر تانک‌های اسرائیلی سنگی از زمین بلند کنند امریکا حق دارد برای استیفای حقوق ناحق سربازان و مزدوران اسرائیلی مجوز کشتن این مردمان بی‌پناه را صادر نماید.

درهرکجای دنیا هر کشوری که به خود جرأت ایستادگی و مقاومت در برابر زیاده خواهی‌های  اسرائیل و آمریکا و منافع آنها را بدهد با کلاهک‌های هسته‌ای و موشک های شیمیایی و میکروبی رو برو  خواهند شد.

در ادبیات حقوق بشر آمریکایی کسی حق ندارد در مقابل زیاده خواهی آمریکا و اسرائیل اعتراضی داشته باشد والا با تحریم و انزوای سیاسی و اقتصادی مواجه خواهد شد. در منطق حقوق بشر آمریکایی زنان وسیله کامجویی مردان هستند،‌ همجنسگرایان داری حقوق می‌شوند که با هیچ  عقل سلیمی و قانون ومنطق وحیانی سازگار نیست.

 سخن آخر

حقوق بشر امریکایی درواقع در جهت منافع آمریکا معنا و مفهوم پیدا می‌کند. از این رو هرکجای کره زمین پای حقوق ومنافع آمریکا در میان باشد این حقوق نیز کارائی و ارزش پیدا می‌کند و هرکجا صحبتی از این منافع نباشد اگر هزاران انسان نیز خونشان برزمین ریخته شود جایی برای صحبت از حقوق بشر نخواهد بود.